« من چه شادم امروز | اول دفتر | تشکیل ساختار جدید مشکلی را حل نمی کند باید رفتارها را عوض کرد »

سخنی کوتاه با آقای احمد توکلی


حقیقتاً احساس نکردم نامۀ شما به آقایان موسوی و خاتمی از سر درد و خیرخواهی باشد. احساس کردم برای برقراری نوعی موازنه در مواضع سیاسیتان و برای حفظ موقعیت و جایگاهتان این نامه را نوشته اید. اشکال ندارد. من به سخنان شما توجه می کنم و نه به انگیزۀ شما. شما متأسفانه با فهرست کردن تعدادی از شعارهای بخشی از راهپیمایان سبز روز قدس که شکوه حضورشان همه را به تحسین و حیرت واداشته است خواسته اید آنها را به کل جنبش تعمیم بدهید و رهبران جنبش سبز را به انفعال و موضع گیری در قبال آنها کشانده و در بین صفوف متحدشان شکاف ایجاد کنید. شما نیک می دانید همۀ کانالهای رسمی ارتباط گیری بزرگان و رهبران جنبش سبز با مردم مسدود و یا محدود شده اند و مجاری غیر رسمی نیز در کنترل آنها نیستند. علاوه بر این از ویژگی های جنبش سبز، مردم نهاد بودن آن است و رهبران جز همراهانی هشیار و دلسوز برای این حرکت نیستند. بنابراین سعی نکنید مسئولیت حرکت مردم را بر عهدۀ افرادی معدود بگذارید. عامل اصلی پیدایش جنبش سبز ظلم هایی است که به مردم شده و آنها را برای رفع ظلم متحد کرده است. ظلم آشکاری که یکباره در انتخابات گذشته بر همگان رفت، رأیشان نادیده گرفته شد، اعتراضشان با سرکوب شدید مواجه شد و بی قانونی در رفتار با آنان به اوج خود رسید ملت را وادار به واکنش و دفاع از حقشان کرد و آقایانی که شما این نامه را خطاب به آنان نوشته اید و نیز آقای کروبی به حکم وظیفۀ دینی و ملی شان از مردم حمایت کرده و با آنان همراه شده اند. شما اکنون از آنان چه می خواهید؟ می خواهید چشم بر ظلمی که بر مردم رفته است ببندند و با شنیدن چند شعار که طبیعتاً خوش آیند آنان نیز نیست از مردم فاصله بگیرند. آیا شما بی ارتباط بودن این شعار ها را با آنان نمی توانید دریابید که اکنون خواستار اعلام برائت آنان از این شعارها شده اید. آیا طرف مقابل مسئولیت شعارهایی را که در نمازهای جمعه داده می شود و حتی آنها که از تریبون های نماز جمعه که رسماً در اختیار خودشان است را می پذیرد که حالا می خواهید این آقایان مسئولیت همۀ شعارهای مردم را در خیابانها بپذیرند. خاتمی هر نوع شعار " مرگ بر..." را نمی پسندد و هر دوی این بزرگواران و نیز آقای کروبی بار ها بر عزم خود و مردم بر زدودن پیرایه ها ازدین و زنگارها از نظام جمهوری اسلامی تأکید کرده اند. بعید است شما ندانید که مهندس موسوی وقتی برای بار اول شنید که در یکی از تجمعات شعار "جمهوری ایرانی" داده شده است برای جلوگیری از ایجاد خلل در حرکت فراگیر جنبش سبز بیانیه شمارۀ 5 خود را صادر کرد که جهت یاد آوری شما و نیز دوستانی که کم توجهی کرده اند قسمتی از آن را در اینجا می آورم:
آنچه این برادر شما در در یافتن این راه‌حل‌های جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می کند این است که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندی‌هایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید. ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست،ما با نیروی انتظامی روبرو نیستیم نیروی انتظامی حافظ امنیت شهروندان ماست، ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ ا صلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی .
همچنین شما را توجه می دهم به سخنانی که آقای کروبی روز پیش از راهپیمائی روز قدس در جمع اعضاء جامعۀ پزشکی بیان کرد:
این دولت به این گونه دوام نخواهد داشت و ما باید بر هویت خودمان ایستادگی کنیم و بگوئیم خط امامی واقعی ما هستیم و خواهان جمهوری اسلامی به معنای کامل آن می باشیم.

البته از این گونه موضع گیری ها از این عزیزان و نیز آقای خاتمی بسیار شنیده اید به همین دلیل است که در ابتدای نامه به انگیزه تان ابراز شک کردم. با این حال بد نیست حکایتی را از من بشنوید. روزی در زمان مجلس ششم نزد یکی از اعضاء محترم بیت رهبری بودم و گلایه هایی را از دستگاههای تحت امر مستقیم رهبری مطرح می کردم تا اینکه گفتم چرا رهبری اجازه می دهند در روزنامۀ کیهان که زیر نظر مستقیم ایشان است این همه دروغ علیه اصلاح طلبان نوشته شود. ایشان که خود نیز با این نظر مخالفت نداشت در پاسخ گفت: رهبری فقط مسئولین تحت نظر خودشان را منصوب می کنند و مسئولیتی در قبال گفتار و عملکرد آنان ندارند و اگر کسی از آنها شکایتی دارد باید از طریق قانونی اقدام نماید. حال در چنین شرایطی شما مسئولیت شعارهای مردم در خیابانها را از این عزیزان می خواهید.
شما با بی انصافی تمام یک چشم خود را بسته اید و این چند شعار را که بعضاً اساساً نمی دانم چه برداشتی از آنها دارید و چه اشکالی به آنها وارد می کنید را به کل جنبش سبز ملت تعمیم داده و در مورد ماهیت این حرکت عظیم مردمی نتایج سخیف گرفته اید. در حالی که بخوبی می دانید بسیاری از کسانی که در این جنبش حق طلبانه سهیم هستند از پایه گذاران این نظام و مدافعین آن در شرایط سخت انقلاب، دفاع مقدس و پس از آن بوده اند، آن را یکسره متهم به ناسازگاری با مبانی انقلاب اسلامی و عدم پای بندی به شرع و قانون نموده اید.
خوب است بجای آنکه یکی به نعل و یکی به میخ بزنید و پیش خود احساس سیاست و کیاست بکنید همه چیز را با خدا معامله کنید و صادقانه به جنبش حق طلبانۀ ملت بپیوندید. این برای شما بهتر است اگر بدانید.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/162

نظرات

علی :

آقای شکوری از جواب ندادن به امثال توکلی، نه شماو نه آقایان موسوی ،خاتمی یا کروبی و نه جنبش سبز ضرر نمی کند به خاطر حمایت از افراد کل جنبش را به انحراف یا تفرقه نکشانید. اگر شعاری مورد قبول اکثریت نباشد خود به خود کم رنگ و حذف می شود. از الان نه شما ونه هیچکدام از آقایان حق ندارید خط و مشی و شعار تعیین کنید. نامه ی توکلی فرقی با نامه های احمدی نژاد به بوش ندارد

شکوری: معلوم می شود آقای توکلی دارد به هدف خود می رسد. آیا شما که نمی دانم حقیقتاً موضعتان چیست برای اینجانب حق اظهار نظر قائل هستید یا نه؟

 

a.a :

‫با سلام
‫فکر میکنم شما هم دست کمی از توکلی ندارید ،چون برایتان مردم
‫بازیچه و وسیله هستند.اگر شما هم در قدرت میبودید حتما همین کارها را
‫میکردید چنانکه اوایل انقلاب کردید. شعار نه غزه.....شعار عده ای
‫خرابکار یا گول خورده یا منافق یا هر چیز دیگری نبود بلکه شعار مردم است
‫،مردمی که می بینند دختر یا خواهرشان برای تامین هزینه زندگی خانواده اش
‫باید در کشورهای حوزه خلیج تن فروشی کند ولی هر سال میلیونها دلار به جیب
‫حماس و حزب اله لبنان ریخته میشود. ولی صدا از شما بلند نمیشود
‫اینها شعار مردم بود پنبه را از گوشهایتان در اورید

 

پیام :

احسنت بر شما فرزند شایسته آذربایجان ...

 

منفرد :

با سلام و احترام
خیلی دیر نیست که جناب آقای توکلی در جایگاه همان کسانی قرار بگیرند که امروز متهم هستند و انگاه در دل باید افسوس بخورند که ایکاش از روش های نا درست حمایت نمی کردم مهم نیست این روش ها برای دوستان من بکار گرفته شده اند یا برای کسانی که شاید دوست تلقی نمی شوند. آیا ما نمی خواهیم پس از سی سال تجربه کردن به معیار ها توجه کنیم و نه به افراد.

 

امین :

با سلام و درود
موفق باشید

 

:

آقای توکلی،شما که به دلیل شعار نه غزه ،نه لبنان رهبران جنبش سبزراتهدید میکنیددرمقابل کسانیکه مدت سی سال است شعارنه ایران داده اند ومنافع ملی ایرانیان را قربانی غزه ولبنان نموده اند چه موضعی دارید!جوانان جنبش سبز هیچگونه دشمنی بادیگران خصوصاًغزه ولبنان ندارند.شجاعت وشهامت این جوانان دردفاع ازملت ومنافع ملی شایسته تحسین است وما به آنان افتخارمیکنیم.

 

آرش :

سلام آقای شکوری راد
نمیدونم باید بگم خسته نباشید یا زنده باشید؟! به هر حال آرزوی موفقیت و کامیابی برای شما دارم و البته نگرانم موج این دستگیری های بی برنامه خدای ناکرده به شما هم برسد!

امروز وقتی پاسخ آقایان واحدی و بهتشی را به آقای توکلی خواندم درود فرستادم به شجاعت و صداقت این دو مرد. اما با خواندن پاسخ شما تصمیم گرفتم به صورت مستقیم از شما تشکر کنم.

راستش من هم روز دوشنبه پاسخ نسبتا طولانی برای این دوست محترم نوشتم، اما پاسخ من کجا و پاسخ های شما سه عزیز کجا؟!!

اما نکته ی جالب این بود که در همه ی پاسخ ها به بند آخر نامه ی شما یعنی سیاست میخ و نعل این آقا اشاره شده بود.
از شما دعوت می کنم تا نامه ی من را هم بخوانید و نظر بدهید. البته بدون شک نامه ی من مملو از غلط و اشتباه است و تشنه ی اصلاحات و انتقادات شما

سبز باشید چرا که سبزها زنده اند

شکوری: متشکرم. به سایت شما مراجعه کردم و مطلب ارزشمندتان را خواندم ولی موفق نشدم نظرم را آنجا بگذارم

 

:

نظرات در خصوص اعتراض به شعارهای جنبش سبز در رزوز قدس
آقای توکلی چند نکته مهم را فراموش کرده یا نادیده گرفته اند :
1- جنبش سبز یک گستره از نظرات متفاوت با انتظارات حداقلی است که شاکله ان توجه به منافع ملی با حفظ کرامت انسانی واعتقادات دینی است ونه یک حزب سیاسی به رهبری آقایان کروبی وموسوی وخاتمی.
2- در جنبش سبز نظرات متفاوتی وجود دارد که آن حداقلها را خدشه دار نمینماید . مثل نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران - این مانند شعار راه قدس از کربلا میگذرد در جریان جنگ تحمیلی است که امام هوشیارانه گفتند به مسئله ومشکل فعلی خود که صدام است بپردازید وتا صدام برسرکار است ماثبات، توان و امنیت وآرامشی نداریم تا برای قدس کار جدی انجام دهیم
3- مسئله این است که وقتی راههای قانونی طرح مسائل وسوپاپ حداقلی طرح نظرات مردم بسته شود ومردم احساس کنند که به حساب آورده نمیشوند ومسائل روز ونظر آنها برای سرنوشت کشور خودشان را برنمیتابند وبا فشار وتهدیدهای زیادی مواجه هستند نمیتوان انتظار داشت آنها اهداف بیرونی وکلان نظام وجامعه را شعار روز خود قراردهند
4-تا زمانی که اجازه بیان بی دغدغه وطرح فریادهای فروخورده داده نشود وکمترین وسیله ورسانه این جنبش ورهبران آنها محدود وبسته شود برخلاف نظر رهبران ومیل باطنی مردم ، روز به روز شعارها ورفتارهای آنها جنبه مخالفت ورادیکالی بیشتری نسبت به مسئولین حکومتی پیدا میشود.
5-توجه شود که شعار مردم الله اکبر بود ولی زمانی که بلند گو به نمایندگی حکومت این شعار را میگفت مردم برای جداکردن خود از این افراد حامی مسئولین خطا کار شعار دیگری در مقابل آنها دادند . این بخش از رفتارهای مردم مانند "نه " بخشی از مردم در انتخابات دوم خرداد به محافظه کاران نظام بود، ونه اینکه مردم به ملت فلسطین یا شعار الله اکبر بی توجه هستند.
6- اگر انتظارداریم مردم منطقی رفتار کنند باید برای حرف آنها احترام قائل شویم وبه آنها احترام بگذاریم وجو رسانه ای وقضاوت یکسویه را برداریم . اگر حفظ نظام به قیمت نادیده گرفتن مردم ونظرات آنها وسلب آزادی آنها باشد نقض غرض بزرگی صورت گرفته است که مانند آن است که دولت که وکیل مردم است به بهانه حفظ خود مالیات سنگین وقوانین سختگیرانه وظالمانه را برآنها حاکم کند. حفظ چنین دولتی نمیتواند اولویت بر حفظ حق مردم داشته باشد .

 

:

آقاي توكلي لطفا به من كه ادمي بي سواد هستم بگوييد دلارهاي واريزي به خساب حماس و حزب الله از جيب شماست يا بيت المال اگر از بيت المال است پس مردم حق دارند بگويند نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران

 

Hamid :

سلام بر شما که من هم خیلی‌ متوجه نشدم که واقعا این جواب نامه را برای پاسخگویی به آقای توکلی نوشتید یا فقط میخواستید بار تهمت ناروای آقای توکلی و امثال ایشان را کم کنید.

اگر هنوز هم اعتقاد دارید که کسانی مثل آقای توکلی، شبه روحانیون حاکم، نمایندگان مجلس، سیاسیونی که از طرف حکومت، مجاز به فعالیت هستند، به چیزی بیشتر از این میندشیند که چند صباحی بیشتر بر این اریکی که به ناحق بر آن تکیه زدند، بنشینند، حرفی‌ برای گفتن با شما هم باقی‌ نمیماند. جایگاهی که این اشخاص، دولتمردن و به قولی رجل سیاسی بر آن تکیه زده‌اند، اگر بر معیار حق به کسی اختصاص میافت، جایگاهیست که بزرگی اندیشه، دانش فراوان، اخلاق متعالی و استواری اراده میطلبد. پس متملقانی که بدون داشتن کمترین بهرهٔ از این صفات، بر این جایگاه تکیه زده‌اند، نمی‌توان انتظار داشت که بساط حق را بگسترند و میدان را به شایستگان بسپارند.


اگر هم که برای روشن شدن افکار عمومی اقدام به پاسخ به این افراد می‌کنید، که باید یادآور شوم، که دیرگاهیست که سخن اینان شنیده نمی‌شود، چه رسد به تاثیری گذاری.

اما من سخنی با این اشخاص دارم: هموطنان، بگذارید اگر صحنه قدرت را حتا به قیمت خون دیگر هموطنان نیز واگذار نمیکنید، کسانی که شایستگی واقعی خدمت دارند، حتا اگر شده در کسوت زیر‌دست شما این مملکت را از ویرانی نجات دهند: امروز آنکه شایسته است، یا خانه نشین است، یا محبوس است و یا راهی دیار غربت.

به خدا قسم، داشتن یک زندگی‌ متوسط در یک مملکت آزاد و منطقی‌، به رهبری کردن بر چندین کشور ورشکسته و در مسیر زوال می‌-ارزد.

با تشکر و آرزوی بهروزی

حمید

 

سعيد :

به نظر بنده نامه توكلي نشان از نگراني هايي در عمق وجود اين فرد ميدهد كه براي آقاي موسوي مطرح ميكند . او در واقع ميگويد اگر ملت ايران به آزادي و دموكراسي برسند امثال توكلي چه سرنوشتي خواهند داشت.
آيا هيچ جايگاهي در اين جامعه جديد خواهند داشت ؟
آيا نيروهاي جنبش آنها را محاكمه و اعدام خواهند كرد؟ مانند همان كاري كه روزي امثال توكلي با وزرا و شخصيتهاي دولت زمان شاه كردند؟
آيا اصلا اگر فقط يك رفرم سطحي مثل دوم خرداد در ايران اتفاق بيفتد توكلي ميتواند شغلي براي امرار معاش براي خود پيدا كند يانه؟
در واقع اگر به فرض كه نامه براي بازي و لفاظي سياسي نباشد بيشتر نگراني توكلي براي خودش است كه در صورت بروز هر گونه تغييرات چه كلي و چه سطحي در ايران بر اثر جنبش سبز چه سرنوشتي در انتظار ايشان ميباشد؟
آيا شما اين نگراني را از الفاظ ايشان در نمي يابيد؟

 

Hamid :

سلام

با توجه به وضعیت کنونی کشور و با اخباری که به صورت متوالی‌ از مسلط شدن سپاه پاسداران بر کل نهادهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی ایران می‌رسد و ایران را به وضعیت بحرانی نزدیکتر می‌سازد، من یک پیشنهاد دارم که برای تعدادی از بزرگواران میفرستم، شاید امکان عملی‌ شدن داشته باشد.

پیشنهاد من این است که: سپاه پاسداران به صورت یک وزارتخانه درون دولت معرفی‌ شود که همچنان امکان خدمات دادن به وزارتخانه‌های مختلف را داشته باشد، اما در این قالب به صورت شفاف و پاسخگوی اداره خواهد شد.

کودتاچیان هم دلیل منطقی‌ برای مخالفت با این پیشنهاد ندارند. با این کار خیلی‌ از معضلات حل خواهد شد.

با تشکر


حمید

 

امير :

سخني با آقاي توكلي
بنظر من شما بهتر بود در موارد زير اقدام به نامه نگاري ميكرديد:
1- زماني كه با تقلب و كودتاي نرم اساس جمهوريت به باد رفت.
2- زماني كه با راي اعتماد زوري به وزرا، اساس راس امور بودن مجلس زير سوال رفت.
3- زماني كه جوانان نجيب اين آب و خاك مورد شكنجه و تجاوز قرار گرفتند و كشته شدند.
4- زماني كه حماسه 25 خرداد را خس و خاشاك ناميدند.

 
 
 

مریم :

برادر اشکوری

بله من هم معتقد به یک سیستم سکولار هستم. جمهوری دموکرایتک ایرانی. دیگر مردم از این حکومت ارباب و رعیتی خسته شدهاند. بابا من یکی به سهم خود غلط کردم که سی سال پیش آمدم و گفتم استقلال آزادی جمهوری اسلامی. یکی نبود به من میگوید احمق تو اصلا" میدانی جمهوری اسلامی چه صیغه ای است که آنرا طلب میکنی. حالا امروز میدانم که حداقل جمهوری دموکراتیک ایرانی چیست و آنرا طلب میکنم. مهم نیست این شعار به مزاق بعضی حضرات خوش نیاید. من بعنوان یک ایرانی حق دارم که نظر خود را بگویم. و درپایان بگویم دیگر ملت ایران گوسفند نیست که به هر سمت حضرات بخواهند بفرستند بگوید بع بع .

 

اقا مرتضی :

عزیز دل برادر
این انقلاب . انقلاب با برکتی بود باور ندارید از اقای توکلی بپرسید
ضمنا به اقای توکلی خرده نگیرید که بیش از این انتظاری از ایشان نبود
بعضی ها در راه وطن خون می دهند
بعضی ها هم از خونشان استفاده می کنند

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007