توفیق شرکت در نماز جمعه-2 :یک گام دیگر به پیش
فکر می کنم اکنون همۀ سبزها در این نکته موافق باشند که شرکت در نماز جمعۀ روز گذشته توفیق بزرگی برای آنها بوده و جنبش سبز با خلق حماسۀ حضور روز گذشتۀ خود در نماز جمعه، قدم بزرگی به سوی اهداف متعالی خود برداشته است. کج اندیشان بدفهم که کشور این روزها گرفتار کج سلیقگی، سوءتدبیر و بعضاً بدخواهی آنها در ادارۀ کشور است این بار هم بجای درک پیام حضور حماسی مردم در نماز جمعه، که همچون سیلی خروشان جمعیت آنان را در خود فروبرده بود و به آنان فهماند که آنچه به چشم می بینند و آنها را وادار به سکوت و خود خوری کرده است، خس و خاشاک نیست، روی به حاشیه نگاری آورده و دل خودشان را به این خوش کرده اند که با عیب جوئی و نمایش صحنه هایی که با بدیهیات ذهن آنها نمی خواند جلوی از دست رفتن نیروهای خود، که بشدت منفعل شده اند را بگیرند.
تفاوت اجتماع نماز جمعه با سایر اجتماعات پس از انتخابات درهم بودن جمعیت دو طرف بود. جدای از چینش نیروها در محوطۀ زمین چمن که کاملاً گزینشی بود و از ساعت ها قبل صورت گرفته بود و نیز کنترل کردن ورود سیل جمعیت سبز به داخل محوطۀ دانشگاه که با بستن زود هنگام درهای دانشگاه انجام شد، در اطراف دانشگاه تا فاصله های دور در هر طرف، جمعیت بصورت متراکم ایستاده بودند. این جمعیت که به شوق نزدیک تر شدن به محل نماز جمعه فشرده شده بود اگر آرایش صفهای نماز را به خود می گرفت حداقل تا دو برابر گسترش می یافت. همین فشردگی مانع از این شد که همه برای اقامۀ نماز جا پیدا کنند.
صحنه های این نماز جمعه یادآور اولین نمازهای جمعه در سال 58 بود. در آن زمان، جمعیت نمازگزارهنوز با محیط و شرایط تنظیم صف ها آشنا نبود به همین دلیل نظم و اتصال صفها برای کسی که به ریز احکام توجه می کرد محل اشکال بود. زیر انداز اکثر افراد روزنامه بود و پس از نماز برجای می ماند. در حین خطبه ها مردم حرکت می کردند و گاهی شعار می دادند. اما آنچه بود شور و شوق و شعور و همدلی بود که همۀ نواقص شکلی را پوشش داده و به کسی مجال خرده گیری نمی داد. دیروز هم، کسانی که برای اولین بار به نماز جمعه آمده بودند کم نبودند اما حضورشان را نوعاً با فضا و آداب نماز تطبیق داده و جلوه ای زیبا و غرور آفرین از شعور سبز را به نمایش گذاشته بودند.
نمونه ای از کج فهمی و خود فریبی آقایان را دیروز شاهد بودم که ذکر آن خالی از لطف نیست. عده ای از طرفداران دولت که با در بستۀ دانشگاه مواجه شده بودند در خیابان طالقانی و در کنار ما نشسته بودند. هنگامی که آقای هاشمی آن روایت مهم ازحضرت رسول را بیان کرد که به حضرت علی می گفت: اگر مردم تو را خواستند و به تو روی آوردند حکومت بر آنها را بپذیر و اگر تو را نخواستند انها را به خود واگذار. یکی از آنها روکرد به یک روحانی هم فکر که کنارش نشسته بود و با مسخره کردن مردمی که برای این گفته تکبیر می فرستادند، گفت اینها نمی فهمند که در این روایت مردم محکوم هستند که حقانیت علی را درک نکرده اند وسپس با هم خندیدند. آنها نمی توانستند بفهمند که وقتی پیامبر(ص) برای علی(ع) شرط برقراری حکومت را قبول مردم بیان می کند اثرش در ادارۀ امروز کشور چه می تواند باشد و چرا مردم تکبیر می فرستند.
علاوه بر خبر گزاری های طرفدار دولت، صدا و سیمای لجباز و کج اندیش که مسبب بخش بزرگی از گرفتاری ها و دو دستگی امروز جامعۀ ماست. این بار نیز در صف عوام عیب جو قرار گرفت و علاوه بر دگر گونه جلوه دادن سخنان تاریخی خطیب جمعه، که در جهت همدلی با مردم بود و نماز جمعه را در جایگاه اصلی خود قرار داد، در گزارش خبری خود، به حاشیه پردازی روی آورد و تلاش نمود اندک کسانی را که هنوز به این رسانه اعتماد و به آن توجه می کنند را از متن پیام حضور مردم و متن گفته های خطیب جمعه منصرف و به حاشیه ها متوجه کند. براستی چه خیانتی می تواند بزرگتر از این باشد. چه بسا بخشی از تصمیم گیران این روزهای کشور نیز اسیر القائات انحرافی این رسانۀ دیگر غیر ملی باشند.
حقیقت آن است که پافشاری مهندس موسوی بر مواضع اصولی و چارچوب گفتمانی خود و نیز صراحت و قاطعیت او در پیگیری خواسته های اعلام شده، از یک سو، طرف مقابل را منفعل و مستأصل نموده و از سوی دیگر، طیف وسیع هواداران را به نظم در آورده، و همدل و همراه کرده است. اکنون بدون اینکه سازمانی هماهنگ کننده و در عین حال آسیب پذیر وجود داشته باشد حرکت جنبش سبز، همچون روز گذشته، به گونه ای ست که امید و رضایتمندی در بدنۀ آن حفظ شده است و این همان چیزیست که بازجویان فرسوده و عصبانی نفهمیده اند و می خواهند با فشار روز افزون بر بازداشت شدگان سیاسی، سازمان و رمز آن را پیدا کنند.

نظرات
سعيد :
آنكس كه نداند و نداند كه نداند ....در جهل مركب ابدالدهر بماند
توصيه من به آقايان ذوب شده در ولايت اين است كه فيلمهاي مل گيبسون مخصوصا فيلم آخرالزمان را ببينند تا شايد ذهن منجمدشان از تلنگر اين فيلمساز مسيحي وابسته به استكبار جهاني كمي روشن شود.
اگر خدايي هست كه معتقدم هست ، مسلما تقدير خدا بر اين قرار گرفته كه ديكتاتورها و مردم آزارها
بر زمين ريشه كن شوند.
سعيد - July 18, 2009 2:27 PM
صادق حبیبی :
سلام آقای شکوری من یکی از فرزندان گلجه هستم،وقتی مطلع شدم که شما این اسم را برای سایتان انتخاب کردید واقعا مسرور و خوشحال شدم برایتان دعا می کنم،امیدوارم همیشه موفق باشید
صادق حبیبی - July 19, 2009 8:50 AM
ن از تهران :
بسیار باشکوه بود از همه اقشار و تیپ های مختلف ولی هدفی مقدس و واحد، وقتی جوانانی با پوششی متفاوت با افرادی تیپ من که چادر و مقنعه و ساق تاروی دستانم که انگشت و مچم مزین به رنگ سبزبود روبرو می شدند شعف و همدلی وصف ناپذیر مشاهده می شدهمان گونه که من در مواجهه با علما و روحانیون آگاهی که نمادی از همراهی با این موج عظیم داشتند به قوت قلبی وصف ناشدنی دست می یافتم تنها موردی که خوب بود اتفاق می افتاد و بدخواهان ملت را خلع سلاح می کرد تشکیل صفوف منظم ومنسجم نماز بود که نیاز به انتظام بخشیدن و سازماندهی داشت روشن است که غیبت انتظامات در ستاد نماز جمعه دلیلی جز تشکیل نشدن این صفوف بود چرا که اگر این جمعیت انبوه بیشتر از این صف نماز تشکیل می دادند خدا می داند انتهای صفوف به کدامین میادین شهرمان می رسید
ن از تهران - July 19, 2009 3:02 PM