« کنفرانس رسانه ای میرحسین و شکست باورهای غلط | اول دفتر | شکوری راد:در خلأ رسانه‌ نهضت سخنرانی برپا کنیم »

دوباره به هم رسیدیم

اواخر سال 66 ودر آستانه انتخابات مجلس سوم در حال نصب آویز ائتلاف "محرومان و مستضعفان" که ائتلاف سه تشکل دفتر تحکیم وحدت، انجمن اسلامی معلمان و خانه کارگر بود و حاوی نام سی نفر نامزدهای مجلس در تهران بود، بر روی تیر برق محل بودم که متوجه شدم او هم دارد آویز مربوط به نامزدهای مجمع روحانیون مبارز که به تازگی از جامعۀ روحانیت مبارز انشعاب کرده بودند بر روی تیر برق مجاور نصب می کند. نامزدهای این دو مجموعه در 27 نفر مشترک بود و فقط سه نفر آنها متفاوت بود. در حقیقت آنها جناح چپ بودند و در انتخابات آن دوره هم پیروزی قاطعی بدست آوردند.
او را که از اهالی محل بود بارها در مسجد دیده بودم و می شناختم. اما نمی دانستم از نظر سیاسی هم فعال است. پدر من امام جماعت مسجد محل بود او نیز در بسیج مسجد فعالیت می کرد. خانواده شان اهل مسجد و جبهه و جنگ بودند. بعدها یکی از برادرانش نیز شهید شد.
فعالیت های سیاسی من در محل متمرکز نبود به همین دلیل زیاد با آنها در ارتباط نبودم. در مناسبت های مذهبی که در مسجد مراسم برگزار می شد، بخصوص ماه محرم و عزاداری ها که مراسم را سازماندهی می کرد و خودش هم نوحه و دعا می خواند بیشتر او را می دیدم ولی ارتباط سیاسی با او نداشتم. سال 76 و در آستانۀ انتخابات دوم خرداد،ریاست جمهوری دورۀ هفتم، ابتدا عکس آقای خاتمی را روی شیشه مغازه شان زده بودند و این به نظر طبیعی می آمد. بعد از مدتی آن را کندند و عکس آقای ری شهری را زدند و یکی دو روز مانده به انتخابات آنرا هم کندند و عکس نامزد جناح راست را نصب کردند. آن زمان ایام محرم بود و من هم به مسجد رفته بودم پس از پایان مراسم در مقابل مسجد بحث سختی در مورد آقای خاتمی بین من و او و دوستانش که عمدتاً در بسیج فعال بودند در گرفت. آنها سوالات زیادی برایشان مطرح شده بود و نسبت هایی به آقای خاتمی می دادند که باید پاسخ داده می شد. قرار گذاشتیم روز بعد همه در محلی در جنب مسجد که در اختیار انجمن اسلامی جامعۀ پزشکی ایران بود جمع شویم و گفتگو کنیم. این کار انجام شد من به سوالات و شائبه های آنها پاسخ دادم اما طبعاً به نتیجه مشخصی نرسید. من او را همیشه دوست می داشته ام و ما همیشه احترام یکدیگر را حفظ کرده ایم. در طی سالهای بعد هم اگرچه شرایط سیاسی بین جناح ها خیلی سخت و روابط تند شد اما هرگز بر رابطۀ احترام آمیز ما با یکدیگر سایه نینداخت. من عضو هیأت امنای مسجد بودم و او هم در بسیج مسجد فعالیت می کرد و در برگزاری و ادارۀ مراسم دعا و مناسبت ها در مسجد همکاری می کرد. این وضعیت تا کنون ادامه داشته است.
.زمستان سال 86 و در آستانۀ انتخابات مجلس هشتم که من هم نامزد انتخابات شده بودم یک روز مرا در مسجد دید. جلو آمد و بعد از سلام و احوالپرسی گفت برای مجلس ثبت نام کرده ای؟ پرونده ات از وزارت کشور برای تحقیق آمده بود من هم نظر کاملاً مثبت دادم. از قضا یکی دیگر از بچه های مسجد هم که با ما رفیق بود ما را که با هم دید جلو آمد و موضوع صحبت را که شنید گفت پرونده ات از شورای نگهبان هم آمده بود من هم کاملاً تایید کردم و پس فرستادم. مطمئن بودم که آنها راست می گویند و چنین کرده اند. گفتم بله شما سی سال است مرا می شناسید اما آنها به شهادت شما کاری ندارند. آنها تصمیم خود را جای دیگر می گیرند. از نظر آنها ما نه دین داریم ونه به انقلاب و نظام اعتقادی داریم. شهادت شما هم فایده ای ندارد. انها از اینکه چنین باشد اظهار شرمندگی می کردند. بعداً همین هم شد شورای نگهبان مرا به استناد بند الف و ج مادۀ 28 رد صلاحیت کرد. یعنی از نظر آنها نه اسلام را قبول داشتم و نه نظام را.
عصر پنجشنبۀ گذشته جلسۀ کمیتۀ پزشکی ستاد مهندس موسوی در محل انجمن اسلامی جامعۀ پزشکی تشکیل شده بود. بعد از جلسه برای نماز جماعت به مسجد رفتم. در ردیف جلوی من نشسته بود. با هم سلام علیک و احوالپرسی کردیم. می دانستم دیگر از احمدی نژاد حمایت نمی کند. پس از نماز آهسته به پشتش زدم. برگشت. سوال کردم الآن که احمدی نژاد و موسوی مانده اند چکار می کنی، به کی رأی میدهی؟ گفت نمی دانم هنوز مشخص نیست. بعد شروع کرد به اینکه میدانی که من خودم طرفدار مهندس موسوی بودم و شرحی از سابقۀ علاقۀ خود به وی را بیان کرد و از درستی و خوبی های او سخن گفت طوری که مطمئن شدم حتی اگر ابراز هم نکند چه خواهد کرد. احساس کردم پس از سالها چقدر دوباره به هم نزدیک شده ایم. تازه صحبت ما گل انداخته بود که صدای بلند گو بلند شد: یا دائم الفضل علی البریه.... ای که فضل و رحمتت بر خلق همیشگی ست. دعای کمیل را در کنار هم خواندیم.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/122

نظرات

سحابی :

با سلام
به ما اثبات شد که شما مسجد می روید ،دعای کمیل شرکت می کنید،نماز می خوانید،عزاداری شرکت می کنید و عضو هیات امنای مسجد هستید!
شما دیگر چرا اقای شکوری !اینها ملاک اسلامیت است!شما که دیگر دید روشنگرانه ای داشتید؟

شکوری: البته غالب اینها که شما ذکر کردید جزء شعائر دینی ست و اظهار آنها نتنها ریا محسوب نمی شود بلکه بعضاً بهتر است در جمع انجام شود تا ترویج شود
متأسفانه آنقدر تظاهر به دین داری بصورت نمایشی در جامعه زیاد شده که دوستانی مثل شما ممکن است فکر بکنند هر گونه اظهاری تظاهر است.
منظور شما را از "دید روشنگرانه" نفهمیدم. نماز ستون دین است و بدون نماز کسی نمی تواند ادعایی در دین بکند ولی این هم درست است که نمی توان او را از دایره دین خارج دانست.زیرا نماز جزء اصول دین نیست
ملاک اسلامیت نزد خدا بیان صادقانه شهادتین و اعتقاد به روز جزاست.

 

سعید :

سلام
موسوی نویددهنده ظهورخاتمی دیگر است

 

سعيد :

جناب آقاي شكوري
به نظر من نفس مذهبي بودن ايرادي ندارد.
دخالت مذهب در سياست و اجتماع مشكل دارد .
خواهشمندم كمي روي اين گره كور متمركز شويد.
شما ميگوييد كه با يك جناح راستي مذهبي به هم رسيديد و باهم تعامل و توافق داريد.
نمي شود هم خدا را داشت و هم خرما را .
تا زماني كه راستي ها به قواعد دموكراسي احترام نگذارنداين دو گروه باهم قابل جمع نيستند.
موسوي هم بايد مطلقا يك طرف باشد يا راست باشد يا چپ .منافقي چه كني يا مار باش يا ماهي.
شما كه در 10 سال گذشته از نزديك ديديد كه تغييرات ساختاري در نظام لازم است و راستيها حتي ظرفيت رفرم سطحي را هم ندارند.

شکوری: مطلق کردن داوری ها امر درستی نیست.در جناح راست همانند جناح اصلاح طلب طیفی از نیروها قرار دارند .بسیاری از آنها اگر حق را بشناسند به آن تمکین می کنند. مشکل آنها گم کردن حق در بازار مکاره دنیای امروز است.البته برخی ازنیروهای موجود در جناح اصلاح طلب هم هستند کهنمی توان از آنها دفاع کرد.این را قبول دارم که اکثر کسانی که نه این نه آن ویا هم این هم آن هستند به جایی نمی رسند و کاری از پیش نمی برند. ولی معتقدم نباید مخالفین خود را یکسره بد دانست.

 

مازیار :

ببین ما چقدر احمق بودیم که برای پیشبرد آزادی و دموکراسی به یه آدمی مثل شما رای دادیم.عزت زیاد

شکوری: البته فکر نمی کنم رای داده باشید ولی اگر چنین بوده چه اطمینانی به نظر امروزتان دارید؟

 

یه دوست :

دید روشنگرانه ؟؟
جناب آقای شکوری لازم به ذکر هم هست برای آموزش و تقویت تحلیلتان کمی به مقالات دکتر زید آبادی رجوع کنید !!
متاسفم برایتان !!
و متاسفم برای اصلاح طلبان که اجازه داده اند امثال شما و میر حسین موسوی خود را اصلاح طلب معرفی کنند !!
موفق باشید

شکوری: معلوم می شود شما با نظر و تحلیل من موافق نیستید. من مطالب آقای زید آبادی را نخوانده ام. من اصلاح طلب از نوع شما و ایشان اصلاح نیستم.از نظر من چارچوب اصلاح طلبی ملت ایران همان است که آقای خاتمی که 22 ملیون رای از این مردم گرفته است بیان کرده است.البته دیدگاه هر کس برای خودش محترم است ولی نباید دیگران را به این سادگی که شما مرتکب شدید تخطئه کرد. موفق باشید.

 

ایمان :

سلام:
آیا قرار است آقای موسوی بعد از انتخاب شدن نخست وزیر بمانند یا رییس جمهور می شوند؟

 

عزيزي :

سلام

نوشته زيبايي بود. بنده نيز از جانبازان 70 درصد واز حاميان موسوي هستم. سري هم به وبلاگ من بزنيد

 

ايمان خ :

جناب آقاي شكوري

از مقاله شما لذت بردم و از نظرات ديگر دوستان تعجب كردم
مگر قرار نبود مخالف من زنده باشد.ضمن آنكه در نيت خير هم محلي شما هيچ شكي نيست فقط راهشان متفاوت است.بنده نيز با خيلي از اين افراد كه طرز فكر متفاوتي دارند در ارتباط هستم و هيچگاه احساس بدي نسبت به ايشان نداشته ام.اتفاقا هنر اصلاح طلبي در اين است كه با چنين افرادي در تعامل مثبت باشيم.به نظر من بايد تلاش و تمرين كرد هر ايراني كه خواهان پيشرفت ايران است رادوست داشته باشيم ولو اينكه طرز فكرش با ما مخالف باشد.نكته مهم ديگر كه مي بايست از طرف شما دوستان جدي گرفته شود تعريف صحيحي از اصلاح طلبي است تا دچار چنين تعارضاتي نشويم.
با تشكرواحترام

 

حسيني :

جناب آقاي دكتر:
سايت بسيار جالبي داريد.اميدوارم در انتخابات 22 خرداد شاهد پيروزي مهندس موسوي باشيم و با همت شما بزرگان در انتخابات آينده دوم خردادي ديگر رخ دهد.
موفق و منصور باشيد.
يا علي مدد

 

رضا :

سلام آقای دکتر
خوشحالم که پس از سال ها کاندیدایی مثل میرحسین موسوی ظهور کرده که میتواند وزنه تعادل بین جناحهای سیاسی باشد
به اعتقاد من چنین کاندیدایی بهتر از هرکس دیگری میتواند فارغ درگیری ها و قیدو بندهای سیاسی کشور را پیشرفت دهد

 

سجاد :

جداشدن ابطحی ازاردوگاه شمایعنی شکستتان.شمافقط میخواهیددرصحنه باشید.اگرموسوی نمی آمدوقالیباف می امدازاوهم حمایت میکردید.شماحتی حاضرنشدیدسربسته ازنوری حمایت کنید.چون اوحزب بادهارادرکابینه خودراه نمیداد.هدف قدرت است نه مردم.برایتان متاسفم.

 

نقی عبدالجوادی :

آقای دکتر شکوری راد سلام.
من هم به موسوی رای می دهم. حتی اگر آقای خاتمی هم می ماند باز به موسوی رای می دادم. دلایل اش را هم در وبلاگم نوشته ام.
از این که موسوی را انتخاب کردید از شما ممنونیم. فقط امیدوارم به خاطر سهم خواهی تان از ایشان نباشد. یادتان باشد هنوز کار حزبی تان اشکال دارد زیرا هنوز بعد از گذشت ده سال از تاسیس نتوانسته اید کسانی را پرورش دهید که با شناسنامه حزب وارد صحنه انتخابات شوند.
حزب شما بیش تر فامیلی است تا یک حزب فراگیر. در عضوگیری خیلی خسیس هستید. بهتر است به جای واژه حزب از واژه شرکت سهامی خاص استفاده کنید.

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007