« تبریک سال نو | اول دفتر | تلخی اظهارنظر شورای نگهبان در کام مجلس هفتم »

ساده کرده ایم

سریال طنز "مرد هزارچهره " که این شبها از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شود اگر چه دارای طنز آزار دهنده ای است اما به نوعی حکایت زندگی ماست .

از جمله اینکه بینندگان تلویزیون سالهاست عادت کرده اند به آنچه آقای مهران مدیری می سازد بخندند حتی اگر گریه دار باشد .
من به جهت آنکه خودم پزشک هستم و در دانشکاه کار می کنم از دیدن دوقسمتی که مردهزارچهره در کسوت یک پزشک جراح اعصاب، بازی می کرد به شدت احساس کردم به جامعه پزشکی و دانشگاهی اهانت شد .این قابل قبول است که یک پزشک که در کنار طبابت به ساخت و ساز هم مشغول است به طنزکشیده شود ویا اینکه آوازه پوشالی برخی پزشکان که خودشان و یا دیگران برای میزان تبحرآنها تبلیغات دروغین می کنند موضوع طنز قرار گیرد اما دیگر قابل قبول نیست که جمیعت اساتید، انترن ها و دانشجویان پزشکی در یک بیمارستان دانشگاهی که در پای سخنرانی مرد هزار چهره نشسته و با علاقه، دقت و حیرت به او گوش فرا می دهند که می گفت ما بیماری های اعصاب را ساده کرده ایم یا می گوئیم اعصاب ندارد، مثل مادر من که مدام گریه می کند ویا می گوئیم اعصاب زیاد دارد مثل پدر من که حافظ می خواند، به طنز کشیده شود. این مسخره کردن یک مجموعه و یا قشر است نه یک فرد از یک قشر. با این حال من جوردیگری دیدم.
حقیقت آن است که ما مسخره شده ایم . نه بعنوان پزشک و نه دراین سریال تلویزیونی، به گزاف نمی گویم در هنگام دیدن این قسمت از سریال به جامعه خودمان در این سه سال گذشته فکر می کردم ،
به سیاست و کشور داری رایج فکرمی کردم .کسانی دراین دوسه سال مرتب به کار شناسان هر رشته و فنی گفته اند مسائلی که شما کارشناسان سخت می گیرید ما ساده کرده ایم .از مسائل کوچک مثل تغییر ساعت در اول سال یا تغییر ساعت شروع به کار بانکها تا مسائل بسیار مهم مثل نرخ بهره بانکی، سیستم برنامه وبودجه کشور، طرح های زود بازده، کاهش نرخ بیکاری، مسائل کلان اقتصادی، سیاست خارجی، موضوع هسته ای، امنیت اجتماعی، فرهنگ، بوروکراسی، دموکراسی، انتخابات و ... همه ساده شده اند تنها مشکل، اکنون این است که دوستان ناراست چوب لای چرخ می گذارند و اگر هر مشکلی هست از جانب آنهاست .
جامعه ما هم مانند آن جمعیت نشسته در سالن، حرف های حیرت آور را بادهان باز گوش داده و برخی هم آنچه را فهمیده نمی شده است را به حساب شجاعت، فضل و کرامت سخنران گذاشته اند .حال باید منتظر بنشینیم تا صحنه مشابه چنان دادگاهی کی برپا شود تا دکتر طبیبیان های ظاهر بین و زودباور و سرگرد فلانی متوهم وخوش خیال و لابد برخی خام اندیشان مدعی عشق امام زمان (عج) که امروز آتش بیاران معرکه هستند، بفهمند و در جایگاه مدعی قرار بگیرند و بخاطر سوء استفاده از عواطف ساده آنها خواستار اشد مجازات متهمی شوند که اصرار دارد از خود دفاع کند و بگوید من یک کارمند ساده بودم که جهل عوام و به به و چه چه برخی خواص مرا جو گیر کرد و به اینجا رساند که امروز با این عنوان محاکمه شوم..

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/77

نظرات

زينب :

ممنون تعبير جالبي بود.

 

داود روشني :

جناب آقاي دكتر من هم عيد باستاني نوروز را خدمت شما و خانواده محترم تبريك مي گويم و سالي پربار و شاد و موفقيت آميز را برايتان آرزومندم.درست مي فرمائيد اين برنامه به ظاهر طنز واقعا تلخه. من كه يكي دو قسمت بيشتر را نتوانستم تحمل كنم. به نظر من به تلخي اش نمي ارزد.با احترام

 

ثمین :

سلام آقای شکوری راد عزیز
طنز رو به این علت دوست دارم که با بزرگنمایی عیوب شخصیت های حقیقی و حقوقی باعث میشه که کمی به خودشون بیان(اگر بیان البته) و از این اتفاقی که اخیرا افتاده به شدت ناراحتم. منظورم همین شکایت هاست. که سریالی یا طنزی ساخته می شود و عده ای که در آن سریال نقد شده اند شکایت می کنند که به ما اهانت شد. الان هم اداره ی ثبت احوال از مرد هزار چهره شکایت کرده. لابدنیروی انتظامی و پزشکان و... هم شکایت خواهند کرد. موارد قابل قبولی رو که بر شمردید شدیدا قبول دارم اما سخنرانی مرد هزار چهره را هم قبول دارم. چرا که از این اتفاقات زیاد می افتد! در پاراگراف آخر هم خودتان اشاره کرده اید. بزرگمهر حسین پور در هفته نامه ی چلچراغ کمیک استریپی کشیده بود که بی ربط به این قضیه نیست: http://www.bozicartoon.com/gallery_page.aspx?pid=66 جور دیگر دیدنتان را دوست داشتم :)
خوب باشید

 

مصطفی رسته مقدم :

سلام آقای دکتر
سال نوی شما مبارک. امیدوارم سال خوب و خوشی را در پیش رو داشته باشید_ حداقل از نظر شخصی،چون از لحاظ اجتماعی که بعید می دانم چنین امری محقق شود_ تحلیل بسیار جالبی بود از این سریال به اصطلاح طنز.
در ضمن بنده هم به یمن مهرورزی دوستان مهرورز و فیلترینگ دومین وبلاگم، سال جدید را در وبلاگ جدید آغاز کردم و به عنوان اولین لینک مطالب جالبی که در سال جدید در وبلاگستان خوانده ام، به این مطلب شما لینک دادم.
موفق و موید باشید.

شکوری: از فیلتر شدن وبلاگ قبلی تان متاسفم و برایتان در وبلاگ جدید آرزوی موفقیت می کنم. از اینکه لینک مطلب مرا در وبلاگتان گذاشتید متشکرم.

 

عبدا..شاكر :

سلام ببينيد اگر حقايق در لابلاي حواشي هاي بزرگ نما ومسخره نما طنز و.. ارائه نشوند جور ديگري ميتوانندمطرح بشوند؟ پس بهتر است كه از كار خوب اين تلاشگران انتقاد نكنيم و بيشتر به اصل پيام توجه نماييم.

شکوری: اگر دقت کرده باشید بنده نه تنها به اصل طنز نقاد ایراد نگرفته ام بلکه زمینه هایی را هم برای طنز و نقد در مورد پزشکان بر شمرده ام. معلوم است که بالاخره طنز و نقد اجتماعی به کسانی بر خواهد خورد و اگر می پذیریم که طنز اجتماعی داشته باشیم، و خوب است که بپذیریم، تحمل را باید بالا ببریم. انتقاد من متوجه بخشی از طنز بود که عموم دانشجویان، انترن ها، دستیاران و اساتید را در یک بخش آموزشی موضوع طنز و اتهام ساده لوحی و زود باوری قرار داده بود و می دانید جالب نیست کل یک قشر یا کل مردم در یک جامعه مسخره شوند. این دیگر طنز نیست. ضمناً طنز با هجو مرز هایی دارد که خوب است این مرز رعایت شود. البته موضوع اصلی من برداشت دیگری بود که می شد از آن برنامه داشت و نه مساله پزشکان .ضمناً انتقاد به معنای نفی نیست.

 

خرازانی :

افای دکتر من شما را ادم منطقی میدانستم اما دیدم متاسفانه با توهین به احمدی نژاد قصد فرافکنی دارید

شکوری: کدام توهین؟ بنده اساساً توهین به هیچ کس را مجاز نمی دانم نه برای خودم و نه برای دیگران.

 

فرشته :

سلام آقای شکوری راد.با تعبیری که شما کردید دیگه نمی شه راجع به هیچ کس فیلم ساخت چون در هر حال به یه قشر توهین می شه.تا کی باید ما ایرانی ها این دل نازکی و انتقاد ناپذیری رو ادامه بدیم!کی یاد باید بگیریم که کمی هم بی پرده تر از هم انتقاد کنیم؟شما دیگه چرا؟همین مسایل باعث شده اینقدر عقب افتاده باشیم.هر فیلمسازی دلش می خواد به هر کی هر چقدر دلش می خواد اصلا فحش بده! اونهایی که دل نازکند مجبور نیستند به تماشایش بنشینند.آنوقت ادعا دارید با این خود بینی ایرانی با دنیا گفت و گو هم کنیم؟!سریال آقای مدیری نقص هایی دارد اما شجاعت وی ستودنی هست.

 

حسين :

سلام و سال نو مبارك
با اين تعبيرهاي شما مي ترسم فاتحه طنز را هم بخوانند! لطف كنيد در اين موارد كمي احتياط كنيد تا براي ديگران مشكل ايجاد نشود. شما اوضاع را كه مي بينيد!حضرات مهرورز، دست درازي در بستن و ممنوع كردن دارند.

شکوری: نه مطمئن باشید آنها نه تنها فاتحه طنز را نمی خوانند بلکه به بهترین وجه از آن در جهت سیاسی بهره برداری می کنند. در این زمینه آقای ضرغامی با هوش تر از آقای لاریجانی عمل کرده و می کند. یادمان نرفته در آن وانفسای دوران اصلاحات چگونه از همین طنز علیه اصلاح طلبان و آخرین صدای رسای آنان که اکنون ذنب لایغفر انان در نظر اقتدار گراها شده است یعنی تحصن نمایندگان مجلس ششم طنز ساخته شد و به تعبیر بهتر با زبان طنز آنان را مسخره کردند. البته آقای مدیری نیز آنقدر باهوش هست که جوری طنز بسازد که هم مردم بپسندند و هم مدیران صدا و سیما.

 

حسين نوراني نژاد :

مرد هزارچهره این چند شب نوروز را دل چسب تر کرد. اگر اشاره ها و حرف های حسابی که در این سریال زده شد یکی دو تا بود می گفتیم اتفاقی است یا برداشت ما این گونه است ولی این سریال پر از حرف حساب بود. نمی دانم چرا نگران شدم که نکند یا از تماشای دیگر هنرمندی های او محروم شویم و یا از تماشای طنزهایی که نویسنده هایی چون قاسم خانی ها و ژوله داشته باشد.

شکوری: من هم با شما موافقم که حرف های خوبی داشت. نگران هم نیستم که این برنامه ها متوقف بشود. سیاست جدید مدیریت صدا و سیما جذب مخاطب بیشتر و متنوع تر است. آنها می خواهند مردم بجای دیدن تلویزیونهای ماهواره ای دیگران با میل و رغبت برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی را ببینند. این سیاست البته سیاست درستی است اما هدفش آگاهی بخشی و اطلاع رسانی صادقانه نیست. با این حال ما هم باید بهره خودمان را از اجرای این سیاست و شرایط جدید ببریم. به نظر من مدیریت صدا وسیما فضای رسانه را نه تنها نخواهد بست بلکه شما بیش از پیش شاهد حضور چهره هایی در صدا و سیما خواهید شد که قبلا تصویر آنها و یا خبرهایشان پخش نمی شد. راستی به نظر شما برنامه هایی نظیر کوله پشتی و شب شیشه ای که بسیار زود پر بیننده شدند چگونه باید ارزیابی شوند؟ آیا صدا وسیما از پخش آنها نفع برد یا ضرر کرد؟ مشکل آنها توجیه هوادارانی است که ظاهر قضایا را می بینند و به آنها ایراد می گیرند که چرا صدا و سیما خودزنی می کند. اگر چنین برنامه هایی موقتاً متوقف می شوند برای جلوگیری از شدت یافتن حساسیت هاست و الا سیاست همان سیاست است. بنظر شما در قبال این سیاست چه باید کرد؟

 

روشنك :

سلام جناب.....

شما خيلي كم لطفين......مطمئنين كه مهران مديري قصد داشته پزشكارو خراب كنه؟؟؟؟

همون جا كه تو بيمارستان حرف ميزد و از نظر شما بي ربط و توهين به جامعه پزشكي بود مگه واقعا اون يه دكتر بود كه اين حرفاش به پزشكاي محترم بر بخوره؟؟؟؟

همونطور كه ديديد اون يه كارمند بود پس حرف زدنشم بايد همونجوري باشه ديگه....اگه كسي با عنوان پزشك اين حرفارو ميزد بايد به شما بر ميخورد....

واقعا شما فقط ميخواين با ديد منفي به قضيه نگاه كنيد....من و اكثر مردم ايران معتقديم كه ايشون هيچ وقت قصد تخريب كسي رو نداشتن....
فقط براي اطلاع شما اطلاعيه اي رو كه خود مهران مديري در مقابل اعتراضات شديد به نقطه چين نوشته رو براتون ميذارم....

به نام خالق زیبایی ها

یادداشتی کوچک نوشته ام بر همه ی غمگین شدگان و دل آزردگان.
مردی کوچکم در گوشه ای از این سرزمین که بی ادعا و پرانرژی، برنامه می سازم برای خعبه ی جادو، و نامم مهران مدیری است !
نامی که هرگز کسی نتوانسته در این سال ها تهمت سفارشی ساختن، سیاسی بودن و نان به نرخ روز خوردن به او ببندد. سال ها برای تلویزیون برنامه ساخته ام، لذتش را برده ام، رنجش را هم کشیده ام. اگر کسانی که من آنان را نمی شناسم؛ می خواهند به هر چیز ، انگ سیاسی بودن و جناحی بودن بزنند، به خودشان مربوط است و احترامشان واجب. اما هر زمان که توانستند موضوع طنز و روایت یک قصه ی ساده کمدی را که در هر کجای جهان، از کودکان تا رئیس جمهور را به نقد طنز می کشد ؛ از سیاست و جناح چپ و راست و تلویزیون و ارشاد و غیره جدا کنند، با آنان بحث خواهم کرد.
اما بگویم ، سال هاست که شادی ارمغان داده ام، اما دو بار در نقطه چین عده ای را شاد و عده ای را غمگین ساخته ام . هر دو جمعیت شاد و غمگین اشتباه کردند، چرا که اساساً بی اعتقادم به سیاست، و سال ها روابط انسانی را به نقد طنز کشیده ام که کار کوچکی نیست.
در انتها بگویم، خداوند مرا نبخشد اگر قصد آزار کسی را داشته ام.
این را گفتم باز هم نه به دلایل سیاسی ، که به دلایل انسانی.... مهران مديري

شکوری: حرف من این نبود که چون او در کسوت پزشک صحبت می کرد بر خورنده بود، نکته این بود که چون جمعیت شنونده که اساتید، دستیاران، انترن ها و دانشجویان پزشکی نمایش داده شدند که چنان حرف های پرت و پلا را باور می کردند برخورنده بود. ما از این نوع زود باوری ها در جامعه زیاد داریم و به نقد و طنز کشیدن آنها هیچ ایرادی ندارد ولی یک قشر از جامعه را آن هم در محیط آموزشی از نظر فهم تخفیف دادن سزاوار نبود.
البته برخی پزشکان شارلاتان ، پر مدعا وسرکیسه کن هستند که می توانند سوژه طنز قرار بگیرند. اما این طنز نباید کل جامعه پزشکی را که خود از وجود چنین عناصری در بین خود نا خشنود هسنتد را هدف طنز خود قرار دهد. من بنظرم آمد مستمعین در آن جلسه نماینده کل جامعه پزشکی هستند. البته ممکن است چنین چیزی مد نظر سازنده نبوده باشد.
البته برنامه سازان زیادی هم هستند که سفارشی می سازند یا پول بگیرند هر چیزی را می سازند یا فقط خنداندن برایشان مهم است نه پیام رساندن. آنها آدم های شریفی نیستند و می توانند خودشان سوژه یک برنامه طنز باشند. خوب است آقای مدیری در مورد آنها هم یک برنامه طنز بسازد تا احساس نشود به همه گیر می دهد ولی صنف خود را از نقد منزه میداند.
در همین چند روز اخیر با پزشکانی هم برخورد داشته ام که از این برنامه برداشت اهانت نکرده بودند. بار سنگین بد بینی به جامعه پزشکی را اتفاقاً پزشکان جوان ویا با اخلاق تحمل می کنند که نه درآمد آنچنانی دارند و نه دنبال روش های ناپسند ثروت اندوزی هستند اما بدلیل در دسترس بودن برای مردم مجبورند کنایه ها را بشنوند. مثل آن صحنه از فیلم ارزشمند" زیر نور ماه" که طعنه مربوط به روحانیون برخوردار را به آن طلبه جوان نداری می زدند که در کنار خیابان، به همراه خانواده اش منتظر تاکسی بود.
این را هم بگویم من کار آقای مدیری و یا حتی مدیریت صدا و سیما را در ساختن چنین برنامه هایی را نفی نمی کنم.از آقای مدیری هم انتظار ساختن برنامه صد در صدی نمی شود داشت. طبیعی است در برنامه هایی که تقریباً بصورت فورس ماژور ساخته می شوند ایراد هایی هم پیدا میشود.

 

میثم سعادت :

سلام دکتر
می دونستید داستان پخمه عزیز نسین را قاسم خانی به اسم خودش قالب کرده؟
من مطلبتونو گذاشتم تو وبلاگم

شکوری: از عزیز نسین داستانهایی را خوانده ام ولی این داستان را ندیده و نخوانده ام. با این حال اگر هم چنین باشد که شما می گوئید نباید زیاد حساس بود.قهراً آقای قاسم خانی باید داستانهای طنز عزیز نسین را خوانده باشند و شاید هم از آنها الهام هایی گرفته باشد بهر حال باز نویسی آن برای شرایط امروز خودش ارزشمند است. البته اگر برداشت مستقیم بوده باشد جا داشته است در تیتراژ برنامه به آن اشاره می شد که احتمالاً با مخالفت مدیریت صدا و سیما مواجه می شد. به هر حال عزیز نسین به علت حمایت از سلمان رشدی به خط قرمز تبدیل شده است.

 

احمداذر :

باسلام حقیقت امرانستکه این سریال همه مارا به نوعی به فکرفرو برده است واین یعنی موفقیت این اثر-من یک هنرمندم وانچه از(بعضی)هنرمندان دراین سریال تصویر شده بودراعلیرغم طنزوداستانی بودن اثر منطقی ودرست دیدم وبه تریج قبای حقیر هم برنخورد متاسفانه جوامع مختلف کشور نیز(مثل پزشکان) هم بدنیست بااندکی از واقعیت خود در این اثار اشنا شوند کمااینکه درسال گذشته بدلیل بیماری همسرم در بین طبیبان کثیری قرار گرفتم که نذر کرده ام اگرروزی وضع پولی خوبی پیدا کردم درراستای اخلاق ونگاه توام بارافت ورحمت دربین پزشکان بکوشم.حقیرباتمام وجوداززحمات تهیه کنندگان ونویسنگان این سریال تشکر میکنم وازخدا برایشان عزت وبرکت مسآلت دارم.

 

سید علی :

سلام استاد عزیز راستی مهران مدیری میگن 2سال پیش با ... تصادف میکنه و الان جای ایشون هست به به

 

کامران :

دکتر جان کاش پیامک طنزی که در باره پایان این مجموعه ساخته بودند شنیده بودی. شاید هم شنیده ای.

شکوری: بله شنیده ام.

 

سعید :

تردید نکنید کمتر کسی به ماجرا مثل شما که سیاسی هستین نگاه میکنه مشکل ما از انجایی شروع شد که اشتباهی آقای خاتمی و شماها را انتخاب کردیم

شکوری: از کجا معلوم الآن اشتباه نمی کنین؟

 

مرتضی :

دکتر جان تحمل کن. مرد هزار چهره با اون خرکات دستش حتما ..... ...... برره هم ایران بود. دست مهران درد نکنه.طنز همینه تلخ و گزنده و گویا

 

مصطفی رسته مقدم :

سلام آقای دکتر
آقای دکتر عید نوروز و سریال های اون چند روزی هست تموم شده، قصد بروز رسانی وبلاگ تون رو ندارید؟!!!
از اونجایی که بعد از انتخابات مجلس هشتم، بلافاصله مصادف شده بود با تعطیلات عید، به تحلیل مسائل انتخابات یا پرداخته نشد یا کمتر پرداخته شد. لذا من با مطلبی با همین موضوع و با عنوان «انتخابات مجلس هشتم، چالش بزرگ چپ خط امامی» به روزم. به عقیده من به واقع انتخابات مجلس هشتم، چالش بزرگ نیروهای چپ خط امامی دیروز و طیف گسترده ای از اصلاح طلبان امروز بود. جوانان پر شور و مسلمانی که دیروز تمام آرمانها و آرزوهایشان را در تحقق ولایت فقیه و تشکیل حکومتی تحت زعامت دین می دیدند، امروز به بهانه مبتذل «عدم التزام به اسلام، قانون اساسی و ولایت فقیه» از اتمسفر سیاسی ایران حذف شدند.
راستش آقای دکتر، خیلی دوست دارم و بسیار مشتاقم که نظر شما را به عنوان یکی از چهره های شاخص «چپ خط امامی» در مورد این تناقض بدانم.

شکوری: حقیقتش پرداختن به کامنت ها و بعضاً پاسخ به آنها بخش اعظمی از وقتی رو که برای وبلاگ در نظر گرفته بودم اشغال می کنه و به همین دلیل کمتر می رسم مطلب جدید بذارم.
مطلبتون رو حتماً می خونم و تو وبلاگتون نظر می دم.

 

محمدبیکی :

با سلام
تعبیر زیبایی بود انشاءالله هرچه زودتر مردم بیدار میشوند

 

علی سنتوری :

باعرض سلام خدمت دکتر
بیمارستان طبیبیان و دکتر هاوانترن ها بخشی کوچکی از جامعه پزشکان است نه همه آن ها شما نیاید عصبی شوید با تشکر

شکوری: چشم

 

کیوان :

سلام،
واقعا به شما بر خورده؟شما پزشک هستید یا نماینده جامعه پزشکی و یا هر دو؟ آیا پزشکان این مملکت واقعا دارای شان و منزلتی خاص هستند؟ مقدسند؟ تصویری که از یک پزشک در دوران خردسالی در ذهن دارم پیرمردی موقر بوده که پدرومادرم همیشه در حضوراو احترام میگذاشتند و اداب را بیش از هر زمان دیگری رعایت میکردند،آن پیرمرد هم همیشه لبخند داشتند از ادبیات خاصی بهره میبردند ودر کتابخانه پشت سرشان به جز کتابهای تخصصی حجم عظیمی از کتب ادبی ،سیاسی و کلا کتابهای حسابی به چشم میخورد،همیشه هنگام خروج از مطب فکر میکردم دیگر خوب شده ام،در هر حال با خواندن نوشته شما گمان نمیبرم از فیلسازی و سریال و نقد و طنز واین مقوله ها چیزی سر در بیاورید،به شما برخورده چون دوست دارید که بهتان بر بخورد،اگر اینگونه است که میگویید خیل شاکیان اعم از سپور و آبدارچی و راننده تاکسی و سبزی فروش و بنا و معمار ووکیل و.....که هر دم در تلوزیون در حکم بیسواد و لوده وفضول و.....به سخره گرفته میشوند دم در قوه محترم قضاییه بایستی به صف باشند،البته این در حالیست که میدانیم همه شغلها و انسانها دارای کرامتند و ان کس نزد خدا محبوبتر است که پرهیزکارتر باشد،فقط مشکل اینجاست که این عمله اکره جات فن استفاده از اینترنت و وبلاگ و این چیزها را نمیدانند تا شکواییه ای جار بزنند، کیست که با پزشکان کم سواد و بی دقت وبی مسولیت این روزها سروکله نزده باشد؟ وضع بیمارستانها که روشن است؟وضع حق الزحمه تیغ کشیدن به بهانه جراحی که مشخص است،پیش هر پزشکی که میروی همکار خود را در تشخیص اشتباه، که متهم میکند،در این همه، چه چیز محترم ویا مقدس و پر شان ومنزلتی کم یا زیاد شده؟چی جابجا شده که به توی پزشک برخورده؟لطفا دنبال روزیتان باشید و دست از سر دیگر تاجران در تجارتهای دیگر بردارید.لطفا

شکوری: خب، شما بنده را نمی شناسید و مطلب مرا هم دقیق نخوانده اید و به پاسخ هایی که به خوانندگان منتقد داده ام توجه ننموده اید. بنده یک انتقاد کوچک و محترمانه از آن برنامه کردم و جنبه های مثبت آن و ناگزیری های سازندگان را هم مورد توجه قرار داده ام. این عیب جامعه ماست و نه فقط شما که به همان چیزی مبتلا هستید که بی گدار بنده را به آن متهم کرده اید. سلمکم الله

 

محمد مهدی اسلامی :

سلام. خیلی به این موضوع فکر کردم که شخصیت کدامیک بیشتر شبیه مسعود شصت چی است، آنکه خاتمی یا احمدی نژاد. به گمانم برخی رفتارهای مسعود خان بی شباهت به نحوه ورود خاتمی به عرصه ریاست جمهوری نبود. امری که خاتمی خود مورد تاکید داشت که قصد رییس جمهور شدن نداشته است.

شکوری: شما هم که دارید مسائل را ساده می کنید. از خاتمی احزاب ،بزرگان و نخبگان جامعه براساس شناختشان دعوت می کردند که نامزد بشود و او بر اساس این که فکر می کرد ساختار به گونه ای است که نخواهد توانست مطالبات اجتماعی را تحقق ببخشد امتناع می کرد. اساساً برای اینکه افراد اشتباهی در راس قدرت و مسئولیت قرار نگیرند باید نظام حزبی را تقویت کرد. کسی که هیچ حزب شناسنامه داری از وی حمایت نکرده باشد می تواند اشتباهی باشد.

 

مريم :

اصلا ما لياقت مهران مديري را نداريم برامون طنز بسازه چرا چون به جامعه ما برميخوره بگن ما ايرانيها زود جو گير ميشويم برميخوره بگن تا داد بالا سرمان نباشد كار ارباب رجوع را راه نمياندازيم تا كي بايد براي يك طنز تمام جامعه شاكي شوند براي ما همان سريال چارخانه كه لودگي كامل بود به درد ميخورد كه به كسي برنخورد مديري هم مثل خيلي از ماها تو اين مملكت هدر رفت

شکوری: حالا شما چرا بهتان برخورده؟ کسی منکر توانایی و ارزش مهران مدیری در ساختن برنامه های سرگرم کننده و طنز نیست. ما هم جزء بینندگان برنامه های ایشان هستیم. آیا به برنامه های ایشان می شود انتقاد کرد یا نه؟ ما و شما ایرانی ها نقد پذیریمان کم است. باید آن را تقویت کنیم. برنامه های طنز دیگر را اگر شما نمی پسندید بینندگانی دارند که می پسندند شما هم به آنها احترام بگذارید ولو اینکه سطح برنامه هایشان از برنامه آقای مدیری پایین تر باشد.آقای مدیری در این مملکت هدر نرفته است بلکه به کمال نزدیک شده است.ایشان کجا برود و برای چه کسانی بهتر از ملت خودمان برنامه بسازد؟

 

سارا :

واقعا مهران مديري از سر شما زياده شما هم مثل همان رييس جمهور فعليتان فكر ميكنيد واي به حال ما كه شما مملكت ما را اداره ميكنيد در ضمن يك بار ديگر تعريف طنز را بدانيد بد نيست(طنز بياني است غير متعارف و خنده اور با بزرگنمايي كاستيها و زشتيها)

شکوری: ممنون

 

روشنک :

سلام دکی جون. زیاد سخت میگیرید...

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007