« شش سال پیش در چنین روزی | اول دفتر | مسئول سوء عملکرد هیات های اجرایی کیست؟ »

رد صلاحیت

خبر آوردند برف آمده است و راه گلجه را بسته است
و تا بهار کسی نخواهد توانست
از راه جاده
به گلجه برود
وقتی آفتاب برفها را آب کرد
و راه باز شد
می شود رفت

لا جرم
تا آن موقع باید صبر کرد
چرا که
برای جادهء گلجه کسی برف روب نخواهد فرستاد
آن" گاه" که شد
خواهیم رفت
تا خرامش کبک را در دامنهء کوه ببینیم
و قهقهه اش را بشنویم
گل ها و علف های تازه را ببوئیم
و از زلال چشمه ها بنوشیم
در آنجا هیچکس نخواهد توانست
کبک را برای طرز راه رفتنش
و قهقههء شادمانه اش
گل را برای زیبائیش
چشمه را برای زلالش
وعلف را برای بوی تازه اش
رد صلاحیت کند
این را قانون اساسی نمی گوید که بشود زیر پا گذاشت
قانون مجلس و مجمع تشخیص مصلحت هم نیست که بشود هیچ انگاشت
این قانون خداست
و خدا آن قدر زور دارد که قانونش را اجرا کند
و ما
از اینکه خدای توانا با ماست
دلمان گرم است
و امیدمان را از دست نمی دهیم
و ایمان داریم
به آمدن بهار
و ماندگاری کبک، گل، چشمه
وعلف های تازهء دشت

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/38

نظرات

ياسر :


كوچه ما هم يخ زده و برف روب ها به كوچه ما هم نمي آن؟؟
خورشيد خانم هر روز مياد ولي كوچه ماهم تو محاصره ساختمونهاست
هيج اميدي هم نداريم چون خونه ها هر روز پر رو تر ميشن و بالا تر ميرن
پس بايد يك پارو بر داريم و خودمون پا رو كنيم

 

مهدي :

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست

ثابت قدم باشيد و نهراسيد

 

علي :

نگران شدم استاد.يعني گلجه تعطيل شد؟

شکوری: نه این گلجه گرم است چون با گرمای دل من گرم می شود و همان طور که نوشته ام دل ما به وجود خدایی که در بودنش و اینکه ما را می بیند ذره ای تردید ندارم گرم است.

 

غباردل :

من می ترسم که دراین گیر ودار سرما امیدهایمان یخ بزند ریشه هایمان از زور یخ بترکد وشاخه هایمان خشکیده شود . برگهایمان بریزد ، دیگر شکوفه یی نباشد تا پسرکان همسایه به امیدمحصولش نگاهش دارند ؟ آیا زور سرما چربشش بیشتر خواهد شد یا که پرهای پرستو به امیدپروازی دیگر جانی دیگرخواهد گرفت

شکوری : از آنجا که به خودمان ایمان داریم هرگز امیدهایمان یخ نخواهد زد. مطمئن هستم تا جان در بدن دارم امید هم خواهم داشت. چون جز به خودم و خدای خودم به کس دیگری امید نبسته ام. آنان که می خواهند امید هایمان یخ بزند در حسرت آرزویشان خواهند مرد.

 

رامین :

زمستانی به ضرورت کاری و مطالعاتی در تورنتو کانادا بودم هر روز صبح بانویی سالخورده را در آسانسور میدیدم و او هر روز صبح می گفت:
It is cold but SPRING WILL COME,I'm sure"
خدا با ماست.

 

نقی عبدالجوادی دستجردی :

آقای شکوری راد: راه روستای ما را نیز برف بسته بود. ولی اهالی روستای ما (دستجرد بهار همدان)خود دست به کار شدند و با هر وسیله ای که داشتند راه را باز کردند. آن ها گفتند نمی شود که دست روی دست بگذارند و منتظر بهار شوند.تا آمدن بهار خیلی دیر است. اگر تا آمدن بهار یکی ا اهالی بیمار شود چگونه او را به دکتر برسانیم؟ برای همین تا آمدن بهار صبر نکردند.
جناب شکوری در مورد رد صلاحیت ها نوشته کوتاهی در وبلاگم نوشته ام.لطفا بخوان. سلام مرا به اهالی روستایت برسان و بگو قبل از آمدن بهار خودشان دست به کار شوند و راه را باز کنند.

 

صادق :

تاریخ عاقبت بد انسانهای دست نشانده که بر منسبی نشسته و نوکری دیگران را می کنند بارها نشان داده...وبازهم نشان خواهد داد

شکوری: منظورتان را درست نفهمیدم. اگر منظورتان من هستم چه فرقی هست بین شما و دولت احمدی نزاد و شورای نگهبان که این روزها بدون هیچ دلیل و سندی همه را متهم به بی دینی و .... کرده و رد صلاحیت کرده اند. آیا رد صلاحیت شدن توسط این دولت و شورای نگهبان یعنی عاقبت بد؟ من البته نمی خواهم بگویم تایید صلاحیت شدن توسط این دولت و شورای نگهبان بی آبروئی است چرا که آنها ناگزیر شده اند بهر دلیل افراد بسیار شریفی را هم تا این مرحله تایید صلاحیت کنند و البته معلوم نیست آخر سر چکار خواهند کرد. اما می گویم رد صلاحیت شدن توسط چنین افرادی هم ،کم مایه افتخار نیست. من دست نشانده کسی نیستم اما حتماً نظراتی داشته ام یا کارهایی کرده ام که شما از آنها خوشتان نمی آمده است. اگر ممکن است مواردی از آنها را ذکر کنید تا من فرصت دفاع از خودم را داشته باشم. البته قول بدهید که اگر پاسخ درخوری ارائه کردم شما هم لجبازی نکنید و حرف من اگر حق بود بپذیرید. البته انتظار ندارم به خطای خودتان اعتراف کنید .همینکه در دل خودتان حق را بپذیرید کافیست.
منظورتان از منسب حتما منصب است.الحمدلله تا کنون نوکری کسی را نکرده ام ام. به سبب اعتقاداتی که داشته ام در خدمت به اسلام، انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی که آن را جدای از حاکمان کنونی می دانم کوتاهی نکرده ام و به این افتخار میکنم.

 

بی نشان :

سلام!

رفتار آمریکا با مردم دنیا و دولت جمهوری اسلامی، درست همانند رفتار حکومت ایران با مردم درون حاکمیت است. رهبران جمهوری اسلامی اولی را ظالمانه، خصمانه و مستبدانه می دانند. من هم می پذیرم. اما رفتار ما در داخل هم بی شباهت به رفتار آنان نیست. البته جای خرده گیری نیست. اقتضای قدرت و زورمداری همین است. هر کسی در قلمرو حکومتش زور می گوید و یکه تازی می کند. شاید اگر من هم بر مسند قدرت تکیه می زدم همین گونه باد نخوت در سر می افکندم و خود را معیار حقیقت قرار می دادم! به خدا پناه می بریم از شر همه ی ستم هایی که بر مردمان روا می دارند، که جز او پناهگاهی نیست.

 

نسل پویا :

آقای شکوری عزیز
تحکیمی دیروز(و منتقد تحکیمی های امروز) و مشارکتی امروز (فردا را خدا میداند) سلام
زیبا نوشته اید اما خدا گفته از تو حرکت از من برکت.
حالا با این رد صلاحیتها جه کار میخواهید بکنید؟تورو خدا نگید با همین حداقل ها شرکت میکنیم که جدا از همون رای قبلی هم که به حزبتون دادم پشیمون میشم.البته نه اینکه تحریمی باشم اما خدایش اگه تو ایران سالی یه >نبود شما جکار میکردید تا بهار بیاد؟
بیاید یه بارم که شده با این فرض گام بردارید که اقا در چهار سال اینده هیچ انتخاباتی نیست که ما بتونیم شرکت فعال داشته باشیم (که همینطورم هست).
شما رو به همون خدایی که بهش امید دارید (و داریم) بی خیال این صندلیهای سبز بهارستان بشید.بابا به خدا خیلی زور داره که ادم ببینه بهش تهمت نامسلمونی میزنن بازم بره و بخواد تو صندوقی که همونا میشمورن رای بندازه.تا همینجاشم برای ثبت در تارخ خوبه.دستتون درد نکنه که آبروتون و گذاشتید برای دغدغه هاتون.شما که بهتر میدونید رفتنتون به مجلس بیشتر از قدرت ،مسئولیت داره و باز همون آش و همون کاسه (تازه اگر مجلس ششمی شکل بگیره که نمیگیره) پس چرا حاضرین با این حداقل ها 4 تا نماینده بفرستید که اونا هم ساکت و منفعل بشینن تو مجلس و سالی یه بارم صداشون در نیاد(غیر از اعلمی).بیاید دموکراسی رو از مشارکت شروع کنیم.مثلا روسای شاخه جوانان رو اعضای شاخه انتخاب کنن نه شورای منطقه که معمولا از جوانیشان زمانی گذشته.از این تمرینا زیاد داریم واسه دموکراسی.
هستین؟ اگه آره که یا علی(همراهت هستم عزیز) اگر هم نه :
باز همان کوچه ،همان پنجره
باز همان خانه و همان خاطره
پیروز و پایدار باشی

شکوری: اجازه بدهید اینبار با ستاد ائتلاف اصلاح طلبان هماهنگ عمل کنیم. اگر پای یک تصمیم متوسط همه با هم بیائیم از آن نتیجه می گیریم ولی اگر تصمیم خوب باشد ولی همه پای آن نیایند و متفرق عمل کنیم نتیجه نخواهیم گرفت.

 

مصطفی رسته مقدم :

سلام آقای دکتر
یادداشت شما که مان نطق پیش از دستور شما در شش سال پیش در مجلس اصلاحات بود را در سایت امروز خواندم. بسیار زیبا بود اما یک نکته باعث شد که به وبلاگتان بیایم و در مورد یادداشتتان کامنت بگذارم و آن مورد هم همین یک جمله شما بود:
"اسلام به ذات خود ندارد عيبي هر عيب كه هست در مسلماني ماست"
آقای دکتر من هم مانند شما مسلمان و انسان متشرعی هستم_ البته نه به خلوص شما _ من هم سعی می کنم در مناسبات زندگی ام و بخصوص مناسبات سیاسی که بصورت روزمره در شهر خودم _ بیرجند _ به شدت با آن درگیر هستم، این ملاحظات را لحاظ کنم و همیشه هم با منتقدین تفکر سیاست دینی که نواقص و نارسایی های جامعه ایران را شاهد مدعای خود می آورند، همین جمله شما را می گفتم. اما آقای دکتر بیاید لااقل با خودمان روراست باشیم، من از رویه خود پشیمان نیستم ولی این گونه حرف های بنده و شما باعث زایش یک سری مفاهیم تخیلی و رویایی شده است. مثال می زنم، مثلاً بسیار در کوچه و بازار شنیده ایم که "این که ما داریم عدالت واقعی نیست" یا در روضه های می شنویم "ما هنوز با تمام ابراز ارادت هایی که می کنیم مسلمان واقعی نیستیم، شیعه واقعی نیستیم" و ... آقای دکتر ما با این حرف ها داریم مفهوم خیالی، رویای و توخالی از اسلام و عدالت و چه و چه ارائه می کنیم، تصوری که هیچگاه نیل به آن میسر و مقدور نخواهد بود. اتفاقاً آقای دکتر اسلام همان است که مسلمانان به صورت روزمره انجام میدهند و چیزی جز آن نیست. امروزبه نام همین اسلام شما ردصلاحیت شدید، احتمالا زیاد هم بر اساس بندهای یک، سه و پنج _ هرچند بسیار مضحک خواهد بود که حداقل در مورد شما با آن سوابق انقلابی از بندهای یک و سه استفاده کنند _ آقای دکتر می ترسم این زمستان آنقدر طولانی شود و یا سرما آنقدر جانفرسا شود و بهار هم آنقدر دیر کند _ هرچند که نمی دانم به کدام امید دل به بهار خوش کرده ایم؟ مگر در بهار روزگا جز این است!!! _که همه به خواب زمستانی فرو رویم و نیک می دانید که خواب زمستانی برای آدمی خوابی ابدیست و بیداری ندارد!!!
و من الله توفیق

شکوری: با تشکر از کامنت صمیمانه شما
حرف شما را به این معنی که تصویر روشنی از اسلام واقعی وجود ندارد و هر کسی از ظن خود اسلام را جوری می پندارد.به لحاظ اعتقادی و آرمانی ما اسلام را دینی کامل و بدون عیب می دانیم و این توهم و خیال نیست. ما در جستجوی کمال از طریق تعلیمات اسلامی تلاش هایی را انجام می دهیم که همین تلاش خود اسلام است. مانند داستان سی مرغ و سیمرغ.
متاسفانه من هم تصور می کنم زمستان سخت و طولانی باشد اما این دلیل نمی شود امیدمان را از دست بدهیم.دل ِگرم به فضل و رحمت خدا از سردی زمستان به ستوه نمی آید.

 

بهزاد عبدی :

سلام. همیشه برای آینده و آراستن آن راهی هست. حتی در سخت ترین شرایط هم میتوان به آینده ای باز امیدوار بود. ÷یروز باشید.

 

hchn :

من نیز رد صلاحیت شدم چون یک معلم ساده بودم انقدر معروف نبودم که بزرکان برای من نیز رای زنی کنند من وامثال من فقط خدا را دارند که انهم قربانش روم انقدر صبر دارد که شاید خانه ملت برای ما نشاید ولی برای شما که صاحب فکری به عنوان یک اذری افتخار می کنم وباور فرمایید در شهر خودم رای حتمی داشتم ولی ولی ملکی نگذاشت

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007