رفع تهديد با تقويت دموکراسي
مطلب زیرچکیده وگزیده ای ازمصاحبهء آقای دکترمحسن میردامادی، دبیر کل جبهه مشارکت ایزان اسلامی،با سایت نوروزاست که پس از فضاسازی رسانه های مخالف اصلاحات و ایجاد موج تبلیغاتی جدید علیه اصلاح طلبان صورت گرفته و اخیراً در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است. نظر به اهمیت توجه به تحلیل ها و راهکار ارائه شده در این مقاله مطالعهء آن را به خوانندگان عزیز توصیه می کنم.
در روزهاي اخير بحث در مورد آمريكا و مسائل بين ايران و آمريكا ، بيشتر مورد توجه رسانههای جناح محافظه كار و برخی چهرههای آن جناح قرار گرفته و بخصوص تلاش دارند به نحوي آن را با رقابت هاي سياسي در كشور مرتبط سازند. نكته اين امر در آن نهفته است که در دو ماه آینده که دوران رقابت انتخاباتی است به طور طبیعی باید عملکرد مجلس و دولت فعلی بررسی و نقد شود. مجلس هفتم، گذشته از اینکه نمایندگان آن چگونه انتخاب شدند، چهار سال و دولت فعلی دو سال و نیم است که در اختیار جناح محافظهکار یا اصولگراست. هر دوی آنها هم شعار اصلیاشان حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم بوده است. دولت جدید وعده داده بود پول نفت را بر سر سفره مردم بیاورد. مجلس هم از ابتدا از همین گونه وعدهها داده است. اينك در زمان انتخابات به طور طبیعی همه انتظار دارند و باید این عملکرد مورد بررسی قرار گیرد و روشن شود مردم چقدر انتظاراتشان برآورده شده و مجلس و دولت چقدر به وعدههایی که دادند عمل کردهاند و آیا مردم راضی هستند یا نه. در سایر حوزهها هم همینطور. این کار لازمه انتخابات است تا مردم بتوانند از عملکرد دولت و مجلس بهتر مطلع شوند و همچنین بتوانند آن را با دورههای قبل مقایسه کنند و ببینند وضعشان امروز بهتر شده یا بدتر و بر اساس آن بتوانند در انتخابات با اطلاع و شناخت كافي وارد شوند.
آنچه که از عملکرد رسانهها و چهره های حامی دولت و مجلس بر میآید این است که با توجه به مشکلات و نارضایتی مردم، آنها تلاش میکنند موضوع اصلی مورد بحث در انتخابات را تغییر بدهند و نگذارند مردم وارد بحث عملکرد دولت و مجلس شوند. چون این عرصه را نقطه ضعف خود میدانند که دفاع قابل قبولي در قبال آن ندارند و نمیتوانند مردم را قانع کنند. در نظر سنجیها هم کاملاً متوجه شدهاند که موقعیت طرفداران دولت در بین مردم مطلوب نیست و هر چه بیشتر از دولت و عملكرد آن دفاع کنند آراء بیشتری را از دست میدهند. به این دلیل میخواهند اذهان را به یک سمت انحرافی متوجه کنند، که البته موفق نمیشوند و بالاخره در انتخابات آقایان باید جوابگوی اقدامات چند سال اخیر خودشان باشند.
و اما در رابطه با موضوع اصلي بايد گفت روابط ایران و آمریکا یکی از موارد پیچیده در عرصه روابط دوجانبه بين كشورها با آثار و پيامدهاي جدي منطقه اي و بين المللي است كه حدود سی سال تخاصم و تقابل پیوسته را در بطن خود دارد. تخاصم و تقابلی که با انقلاب و سقوط مهمترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه شروع شد و تا امروز با شدت و ضعفهایی در دوره هاي مختلف ادامه پیدا کرده است. این تقابل در دوران انقلاب و پس از آن در هنگام اشغال سفارت آمریکا اوج گرفت. در دوران ریاست جمهوری ریگان، وی در سال 1365 و در زمان جنگ ایران و عراق با فرستادن کیک و سلاح برای ایران، کاهش پیدا کرد ولی به دلیل عدم استقبال ایران مجدداً شدت پیدا کرد و آمریکا به سمت حمایت تمام عیار از عراق در جنگ پیش رفت. در دوران ریاست جمهوری آقای رفسنجانی و به دنبال اشغال کویت و اصلی شدن مسأله عراق در منطقه برای آمریکا، تقابل آمریکا و ایران دوران آرامتری را طی کرد وسپس با آمدن آقای خاتمی تقابلها کمتر شد و در سال های آخر ریاست جمهوری کلینتون، ابتدا وزیر خارجه آمریکا و پس از آن شخص کلینتون بخاطر دخالتهای گذشتهء آن کشور در ایران اظهار تأسف کردند که این امر ظاهراً تا کنون در قبال هیچ کشور دیگری صورت نپذیرفته است.
با آمدن بوش این سیاست کاملاً دگرگون شد. سیاست بوش در قبال ایران از ابتدا نفی جناحهای موجود در درون نظام جمهوری اسلامی و تلاش برای شکل دادن جریان سوم در ایران بود که این مسأله را در تحلیلهای سیاستمداران و مقامات آمریکائی بکرات میتوان دید.
دولتمردان آمریکا و بخصوص بوش در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی بیشترین خصومت و تقابل را با جریان اصلاحات در ایران داشتند. دلیل این امر آن بود که با شکلگیری و تحقق مردمسالاری سازگار با دین در ایران، که در آن موازین دموکراسی و ارزشهای فرهنگی و دینی مورد توجه مردم، تواماً ملحوظ مي شد، عملاً مدلی برای بسیاری از کشورها بخصوص کشورهای اسلامی، که مردم آنها مقید به حفظ ارزشهای بومی، فرهنگی و دینی خود هستند ارائه میشد. گرایش نسبت به چنین مدلی که بارقههای آن در همان زمان جلوه می کرد، هرگز در جهت منافع جنگ طلبان آمریکا نبود.
نئومحافظه كاران آمریکايي همواره تلاش کرده بود از ایران و از اسلام سیاسی چهرهای غیر عقلانی، ماجراجو، بیمنطق ، خشن و واپسگرا ارائه دهد . با آمدن آقای خاتمی و اقبالی که در سطح منطقه و در سطح بینالملل نسبت به وی و ایدههایش شد، همه تبلیغات آنها بی اثر گردید و ارائه چهرهای مردمسالار و منطقی از دولت ایران، آمریکا را در مقابله با ایران در عرصه بینالمللی خلع سلاح کرد. به این دلیل در دوران اصلاحات، سياست ها و تلاش های رهبران كنوني كاخ سفيد در قبال ایران، مقابله با اصلاحات و تضعیف جریان اصلاحی در کشور بوده است. تمدید همه تحریمها یا محور شرارت خواندن ایران از جملهء این نوع اقدامات آقاي بوش بود. در حقیقت جریان اصلاحی و دولت اصلاحات که بدون نگاه به خارج از درون جامعه و با اقبال گسترده مردمی شکل گرفته بود از نگاه بوش و جریان نومحافظهکار و رادیکال حاکم بر آمریکا مهمترین محور شر برای منافع آمریکا در منطقه بود. لذا برای تضعیف آن از هیچ اقدامی فروگذار نکردند. این سیاست آمریکا کاملاً هماهنگ با سیاست اسرائیل بود که انتخاب خاتمی را باعث گسترش نفوذ ایران در منطقه میدانست وبه شدت با آن مخالف بود و حتی به طرق مختلف تلاش میکرد مانع گسترش روابط دولتهای اروپایی با ایران گردد. البته در آن دوران، همه آن کسانی که امروز فریادهای ضد آمریکاییشان گوش فلک را پر کرده است در مقابله با خاتمی و دولت اصلاحات با آمریکا و اسرائیل هم جهت بودند ومسابقه داشتند، و هرگز هم همسو با آنها و ستون پنجم آنها تلقی نمی شدند.
آنچه که در عمل اتفاق افتاده این بوده است که سیاستهای رادیکالهای آمریکا، تقویت کننده جریان رادیکال در ایران ومنطقه خليج فارس بوده و این جریان در ایران بیشترین سود را از سیاستهای بوش در قبال ایران برده است و چون تشدید خصومت با آمریکا را کاملاً در جهت تقویت جایگاه خود ارزیابی میکند کاملاً در این جهت گام بر میدارد. در واقع بخشی از نیروهای محافظهکار و بخصوص جریان رادیکال آن به این تحلیل باور دارند که وجو دشمن خارجی و بخصوص یک دشمن بزرگ خارجی برای آنها و شاید برای کشور مفید است زیرا:
اولاً ، با داشتن یک دشمن قوی خارجی بهتر میتوان انسجام داخلی را حفظ کرد.
ثانیاً ، چنین دشمنی بخصوص با تشدید تنش فی ما بین عامل تقویت جریان رادیکال در داخل کشور میشود.
ثالثاً ، زمینه را برای فرافکنی مشکلات داخلی فراهم میکند و میتوان با پر رنگ کردن دشمن خارجی از کنار مشکلات داخلی و ناتوانیها در اداره کشور عبور کرد.
برای جنگ طلبان آمریکا هم چنین سیاستی مطلوب است چون با این سیاست میتواند تصویری ماجراجو و خطرناک از ایران ارائه دهد و کشورهای منطقه را از ایران دور کند و در محافل و سازمانهای بینالمللی هم فشارها، محدودیتها و تحریمهایش علیه ایران را افزایش دهد.
ولی از نظر ما منافع کشور ایجاب میکند در رابطه با آمریکا تهدید جدید ایجاد نکنیم، تنش را تشدید نکنیم و حتیالامکان تهدیدهای موجود را کاهش دهیم و با كاهش حساسيت ها و نگراني هاي ديگر كشورها از امکانات موجود در سطح بینالمللی برای توسعه کشور استفاده کنیم. چنین سیاستی هم تأمین کننده منافع ملی خواهد بود و هم باعث بهبود وضع اقتصادی مردم خواهد شد.
به هر حال اگر از نظر آقایان، دولت كنوني آمریکا برای کشور ما تهدید ساز است، که از نظر ما هست، راه مقابله با چنین تهدیدی هم تنها تقويت دموکراسی در داخل کشور است که تنها با انتخابات آزاد شکل میگیرد. مسألهای که در سال 1376 يكبار تجربه شد و تهدید جدی آمریکا در آن سال، که رهبری هم در صحبتی به آن اشاره کردند، را انتخابات آزاد آن سال مرتفع کرد.
دموکراسی را هم اصلاحطلبان از آمريكا نياموخته اند بلكه آنرا از انقلاب و اندیشههای حضرت امام آموختهاند که میفرمود «میزان رأی ملت است». این جمله امام قویترین شعار دموکراسیخواهی است که برخی ازمدعیان تبعیت از امام به طرق مختلف آن را زیر پا گذاشتهاند و کاری کردهاند که امروز در انتخابات ها میزان رأی شورای نگهبان است نه رأی ملت.
البته حتماً دوستان اصولگرای مخالف آمریکا فراموش نکردهاند که نماینده جناح آنها در سال 1376 به وزارت خارجه انگلیس شرفیاب شد و قبل از انتخابات ریاست جمهوری به آنها اعلام کرد کسانی که اطراف آقای خاتمی هستند همان کسانی هستند که سفارت آمریکا را اشغال کردند و ما با اشغال سفارت مخالف بوديم و اگر کاندیدای ما انتخاب شود ما میتوانیم با شما و آمریکا در منطقه و از جمله عراق همکاری داشته باشیم.
در پایان باید اشاره شود که اصلاحطلبان توجه دارند که وارد یک جنگ زرگری ساخته و پرداخته رقیب نشوند و توجه اصلی خود را تا انتخابات به کالبد شکافی عملکرد دولت و مجلس معطوف نمايند و روشن کنند که آیا دولت فعلی سفرههای مردم را رنگين تر کرده یا کمرنگتر و مجلس فعلی که از ابتدا وعده ارزانی میداد و عدم افزایش قیمت بنزین را به عنوان عیدی به مردم اعلام میکرد برای معیشت مردم چه کرده است.

نظرات
پیام :
با سلام
مدتی پیش در خبر ها خواندیم و شنیدیم که شما و خانم ابتکار در یکی از جلسات انجمن اسلامی جعلی دانشگاه امیرکبیر شرکت کرده اید. خیلی دوست داشتم قضیه را از زبان خودتان بشنوم.
با تشکر.
شکوری: نظر بنده را راجع به فعالیت هایی که به اسم دفتر تحکیم وحدت و یا در برخی موارد ذیل نام انجمن اسلامی دانشجویان صورت می گیرد می دانید.من برای یک سخنرانی تحت عنوان " آسیب شناسی جنبش دانشجویی" دعوت شده بودم ولی چون دقیقاً نمی دانستم دعوت کنندگان چه موضع و گرایشی دارند از آنها خواستم حضوری همدیگر را ببینیم. دو نفر از آنها آمدند و در محل جبههء مشارکت با من دیدار کردند. از دوستان شاخه جوانان هم خواستم کسی را بفرستند و یک نفر آمد. آنها که هیچ یک از دانشگاه امیر کبیر نبودند توضیح دادند که کدام مجموعه از انجمن ها هستند و البته گفتند انجمن جدید امیر کبیر هم در زمره آنهاست. وبعد توضیح دادند همایش به چه منظور است. من با مشورت دوستان دو شرط تعیین کردم یکی این که از نام دفتر تحکیم در این همایش استفاده نشود و دیگر اینکه حضور و سخنرانی من در آن همایش خبری نشود سپس توضیح دادم که من مخالف استفاده هرمجموعه ای از نام تحکیم هستم و یاد آور شدم همانطور که سه سال پیش گفتم از نظر من تحکیم خاتمه یافته است . و اضافه کردم من با فعالیت هیچ مجموعه ای مخالف نیستم بلکه می گویم هر مجموعه ای باید نام متناسب با خودش را داشته باشد و نام تحکیم متناسب و برازنده هیچ یک از مجموعه های مدعی حاضر نیست. و گفتم این حرف ها را آنجا هم خواهم زد. بعد هم پرس و جو کردم و متوجه شدم دوستی که ابتدا با من تماس گرفته بود در دانشگاه خودشان دارای فعالیت های شناخته شده اصلاح طلبانه است. از مقدمات حضور خانم دکتر ابتکار هم خبر ندارم و با ایشان ارتباطی نداشتم و فقط در پایان سخنرانی ایشان را دیدم و بعد هم تا کنون با ایشان صحبتی نداشته ام. در آن جلسه هم من نظر مخالف خودم را در راه اندازی هر مجموعه جدیدی بنام دفتر تحکیم اعلام کردم. ازسوالات و ابراز احساساتی هم که نسبت به سخنان من می شد متوجه شدم جمع با من هم موضع نیستند و تقریباً سخنرانی من در پایان با پرسش و پاسخ های مشاجره مانند خاتمه یافت.بعدً شنیدم خبر سخنرانی من منتشر شده است ولی تا کنون خودم آن را ندیده ام و دقیقا نمی دانم چه بوده است. البته سخنرانی و پرسش و پاسخ را ضبط کردم و فایل صوتی آن را در اختیار شاخه دانشجویی حزب قرار دادم.
من اگر فرصت کنم تمایل دارم در جمع های دانشجویی حضور یابم. دعوت های زیادی هم در سالگرد 16 آذر از شهرستانها داشتم بعضی را قبول کردم و پا نگرفت و برخی را هم نتوانستم بپذیرم. به دوستان طیف علامه هم بارها اعلام کرده ام هر گاه از من دعوت کنند در جمعشان حاضر خواهم شد واز نظراتم دفاع خواهم کرد. با کسی هم دشمنی ندارم. فقط نظرات خودم را بیان می کنم.
پیام - January 18, 2008 1:56 AM
محمد رضا :
اميدوارم آنها كه وامدار انقلاب هستند حداقل به جمله امام كه "ميزان رأي ملت است"عمل كنند
محمد رضا - March 28, 2008 7:00 PM