« چه کسی به علی(ع) ظلم می کند؟ | اول دفتر | زیارت حاجی »

احراز صلاحیت، حرف تازه یا متفاوت حجاریان

مصاحبه اخیرآقای حجاریان با روزنامه اعتماد طبق روال سخنرانیها و مصاحبه ها ی او دارای نکته متفاوت و تازه ای بود و اظهار نظرهای مختلفی را بر انگیخت . من ضمن اینکه حجاریان را شخصیتی بسیار عالم و خوش فکر می دانم که در بسیاری از برهه ها تاثیر گذار بوده است اما این روش نو و متفاوت گویی او را نمی پسندم .

نوآوری و متفاوت بودن در بسیاری از موارد و مواقع، خوب و پسندیده است اما نه در همه موارد و درهمه جا . اینکه داب کسی این باشد که حرف نو بزند تا جالب توجه باشد، برای عرصه تبلیغات، هنر و ادبیات خوب است . در عرصه سیاسی هم برای رقابت های انتخاباتی که در آن تبلیغات یک رکن حساب می شود خوب است . البته در این مورد حرف نو باید بیان نو از اصول و شعارهای اصیل ویا برنامه جدید برای اجرای آنها بوده و حاصل آن توجه وجلب آرا بیشتر مردم باشد .در غیر اینصورت لزوما ارزشمند نخواهد بود .
نباید مردم را هر دم، به سمتی کشید و ذهن آنها را در گیر مباحثی نمود که دارای جنبه ها ی علمی و فنی ظریف است و ورود به آنها برای همه مقدور و ممکن نیست .
با گذشت زمان اکنون می توان ارزیابی کرد که جمله معروف " اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات " فقط تنور تحریمی ها را گرم کرد در حالی که حجاریان هیچگاه در زمره آنان نبوده است . بنظر من هدف حجاریان از بیان این جمله تزریق سوخت جدید به موتور اصلاحات بود، اما چنین نشد بلکه بسیاری از افرادی که با انگیزه خوب پیگیر اهداف اصلاحات بودند را سر خورده و سر در گم کرد . بهره این جمله را رادیکال ها یی بردند که اساساً اصلاحات را بر نمی تابیدند. آنها گزاره اول آن جمله را مسلم گرفتند و در شعار دوم منظور خود را گنجانیدند .
آقای حجاریان در این مصاحبه از نظر حقوقی و فقهی موضوع بررسی صلاحیت را بحث کرده اند و ضمن تایید نظر شورای نگهبان در مورد احراز صلاحیت، تبصره ای به آن زده اند که اصل نظر شورای نگهبان را هوا می کند. با این حال در این مورد نیز، آنچه در جامعه طنین انداز خواهد شد همان گزاره اول است. یعنی حجاریان نظر شورای نگهبان را تایید کرد. یعنی تا اینجا بین حجاریان و شورای نگهبان توافق حاصل است و فقط در مورد تبصره آن اختلاف نظر وجود دارد و حالا باید بحث شود. همان بحثی که روزنامه کیهان بازکرده است .در این میان فقط بسیاری از مخاطبان سر در گم می شوند که حالا چه کار باید بکنند .
اما در مورد اصل بحث هم نکاتی هست که آقای حجاریان نسبت به آنها غفلت ورزیده اند.
در مورد موضوعی که کسی حق خصوصی در آن دارد، نه تنها احراز صلاحیت بلکه خوشامد هم می تواند شرط باشد . شما می توانید خواستگاری را رد کنید و بگوئید از همه نظر صلاحیت داری اما از تو خوشمان نیامد .یا خانهء فروشی خود را به یک مشتری نفروشید و بگوئبد دلم نخواست. کسی نمی تواند به شما اعتراض حقوقی و قانونی کند. اما در مورد چیزی که حق عمومی در آن است نمی توان اینگونه راحت و آزاد اظهار نطر کرد و تصمیم گرفت .
بحث اصلی در اینجا عدم" احراز صلاحیت" در برابر احراز" عدم صلاحیت" است.
اگر شما خانه خود را به کسی نفروشید و بعد آن را ارزانتر به دیگری بفروشید. او نمی تواند ادعا کند فلانی حق مرا خورد و به من ظلم کرد. اما اگر شورای نگهبان، بدلیل عدم احراز صلاحیت، کسی را از نامزدی انتخابات محروم کند، او می تواند بگوید شورای نگهبان به من ظلم کرده و حق مرا پایمال نموده است . همه بحث بر سر این حق است که می شود ادعا کرد پایمال شده است.
اما منشا این حق کجاست ؟
منشا، این حق همان جمله معروف قانون اساسی است که حاکمیت را حق مردم می داند. یعنی مردم حق دارند برای تصدی مناصب انتخاباتی حکومت نامزد شوند و سایر مردم هم حق دارند به او رای بدهند و یا البته، رای ندهند . این حق را حکومت (شورای نگهبان ) نمی تواند به دلخواه ،سلیقه ، عدم احراز صلاحیت و یا تنبلی و کاهلی از مردم سلب کند. باید در آنجا ثابت شود کسی صلاحیت ندارد تا بتوان آن حق عمومی را از او سلب نمود . اگر غیر از این باشد حتی در مورد سن و جنس و تابعیت و مدرک تحصیلی و نظایر آن هم احراز صلاحیت شخصی می شود مثلا یک عضو شورای نگهبان، ولو صادقانه، می تواند به داوطلب نمایندگی بگوید: درست است که بر اساس شناسنامه ات بیش از سی سال سن داری ولی قیافه ات جوانتر نشان می دهد و من فکر می کنم تو سی سال نداری و صلاحیتت رد است .
اما در مورد بررسی صلاحیت قانونی توسط مردم، این نیز امکان ندارد .مردم نمی توانند بررسی کنند که آیا نامزدی شرایط ذکر شده در قانون را دارد و یا ندارد. مردم به طرق مختلف و یا سلیقه خود می توانند فردی را شایسته نمایندگی بدانند و به او رای دهند. و اگرهم به کسی رای ندادند او نمی تواند مدعی شود که مردم حق مرا خوردند و به من ظلم کردند. اینجا اتفاقاً مثل همان فروش ملک و خواستگاری است. از مردم نمی شود قانوناً بازخواست کرد که چرا کسی را صالح دانسته و رای داده اند و یا صالح ندانسته و رای نداده اند. این حق خصوصی آنهاست و قانوناً می توانند بهرگونه که می خواهند از آن استفاده کنند. تا آنجا که حتی اگر کسی رای خود را بفروشد قانون او را مجرم نمی شناسد و فقط خریدار متخلف و مجرم است .
بنابراین حرفِ خیلی ساده و رسا این است که نامزدی ِ نمایندگی مجلس حقی عمومی است که به صرف عدم" احراز صلاحیت " نمی توان آن را سلب نمود و لازمه سلب این حق، احراز" عدم صلاحیت" است که البته آن هم باید بر اساس بررسی قانونی ومستند به مستندات مصرح در قانون باشد و دلایل آن همراه با توضیحات به داوطلب اعلام شود.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/22

نظرات

بهمن :

جناب آقاي شكوري
با سلام
به نظر بنده شما به اندازه كافي در سخنان آقاي حجاريان عميق نشده ايد. ايشان در آستانه قرار گرفتن در يك دوره سرنوشت ساز تاريخي ديگر براي ايران عزيز؛ و در شرايطي كه شوراي نگهبان بدون توجه به نگرانيهايي كه اظهار مي شود؛ مصمم به تكرار رفتارهاي دوره هاي قبلي انتخابات در كشور و رد صلاحيت گسترده است و توجهي هم به هشدارها و تفسيرها از قانون اساسي نمي كند ؛ خواسته است طرفين را از اين منازعه كه نتيجه اي جز فرصت سوزي و تحميل رفتار شوراي نگهبان ندارد؛ بر موضوع ضرورت حضور احزاب در كشور و تاييد صلاحيت افراد از سوي مردم به واسطه احزاب تاكيد كند و در عين حال بررسي صلاحيت ها را عرفي و قانوني كرده و در عين حال ؛ با توجه دادن همه به موضوع نحوه بررسي صلاحيت ها در انتخابات و دمكراسي مدرن ؛ هزينه ي شركت غيرمنطقي و غيرقانوني و عرفي افراد در انتخابات را با استفاده از مكانيزم هاي مدرن بالا برده و در عين حال بهانه را از دست شوراي نگهبان خارج كند. به هر صورت بايد هزينه رد صلاحيت هاي غيرقانوني را بالا برد. پاسخي داريد؟

شکوری: البته باید برای خروج از شرایط قفل شده کنونی در موضوع بررسی صلاحیت ها چاره ای اندیشید و به تعبیر فوتبالیستها منطقهء بازی را عوض کرد. شاید برای این منظور لازم باشد پاس رو به عقب هم بدهیم. باید نسبت به حرکت هایی که از آنها نتوانسته ایم نتیجه بگیریم تجدید نظر بکنیم. برای این منظور باید آن حرکت ها شناسایی و ارزیابی شده و سپس با همفکری یکدیگر در چارچوب های حزبی و جبهه ای (ائتلافی) حرکت هایی را که امکان عمومیت یافتن دارند طراحی و اجرا کنیم. باید مواقفی تعریف شود و در هر مرحله فرصت داده شود همهء اصلاح طلبان به آن برسند، سپس حرکت بعدی را آغاز کرد. بحث احراز صلاحیت توسط خود مردم ظرفیت عمومی شدن را ندارد همچنان که رد نقش نظارتی شورای نگهبان هم ندارد. اما بحث جایگزینی احراز عدم صلاحیت بجای عدم احراز صلاحیت این ظرفیت را دارد و نه تنها می توان انتظار داشت اصلاح طلبان در پیگیری آن یکپارچه شوند بلکه می شود امید داشت این بحث بخشی از جناح مقابل را نیز جذب کند و حتی از درو.ن شورای نگهبان هم یارگیری کند.
در مورد نقش مهم احزاب در تعیین صلاحیت نامزدها بحث بسیار است که باید در مجال خودش به آن پرداخت

 

peyman :

Shakouri jan do a favor to Mosharekat and go and join in etemad Melli,pleaseee

 

سما :

با سلام
مصاحبه آقای حجاریان را خواندم بینظیر بود
شجاعت علی ع در مصلحت اندیشی نبود بلکه دفاع
از حق بود حتی اگر به قیمت شهادت در محراب عبادت
باشد و شخصی مثل آقای حجاریان که تا پایان عمر
از نظر فیزیکی دچار مشکل شده نمیتونه به تعبیرشما
فقط به انگیزه نو بودن حرف بزنند

شکوری: بدون تردید حجاریان از نیروهای اصیل و استوار اصلاحات است و در این ده سالی که از نزدیک در جبهه مشارکت در کنار ایشان بوده ام و از نظرات ایشان بهره برده ام بیش از بسیاری از افراد ارزش وجودی ایشان را می شناسم. البته همهء اینها موجب نمی شود نسبت به یکدیگر انتقاد نکنیم. امروز که ایشان را دیدم از یادداشت من استقبال کرد .

 

حسن :

آقای شکوری شروع بسیار خوبیست در این ملمکت هرگز نگذاشتند خوداصلاحی جا بیفتد و اگر از شما هم عقب نشینی خواستند جای تعجب ندارد! هرچند در برابر استدلال متین موضوع حرفی نخواهند داشت .پیروز باشید.hmg

 

حنیف :

جناب اقای شکوری مواضع شما بعنوان رئیس دفترسیاسی جبهه مشارکت درایام اصلاحلاحات بر کسی پوشیده نیست .شما همیشه دربرابرحرکات رفرمیستی عمیق وریشه دارموضع گیریهای محافظه کارانه ای داشتید حال چه شده است که حجاریان را همنوا با شورای نگهبان دانسته اید.مطمئن باشیدانعکاس نظریات شما در طیف اصلاح طلب تاثیری به مراتب بدترازالقای همنوایی حجاریان با شورای نگهبان دربین توده مردم که شما نسبت به ان هشدارداده اید خواهد داشت .تمام حرف حجاریان این است :بررسی صحت شرایط نمایندگی یا همان نظارت استطلاعی توسط شورای نگهبان واحراز صلاحیت توسط مردم .

شکوری: دوست من! شما خوب است مصاحبهء آقای حجاریان ومطلب من را بخوانید و بعد اظهار نظر کنید.بنده و آقای حجاریان بیشتر از آن با هم رفیق هستیم که بخواهم نسبت ناروای همسویی با شورای نگهبان به ایشان بدهم. شما بر اساس سابقهء ذهنی نادرست نسبت به اینجانب برداشت سطحی و نا درست فرموده اید.

 

فربد طلایی :

جناب شکوری

من فکر می کنم نه شما و نه آقای حجاریان نمی توانید چاره ای برای سد بلند شورای نگهبان بیابید. شما اصل ماجرا را نادیده می گیرید. شورای نگهبان ساختار کنترلی دارد و مستقیماً تحت نظر رهبری می باشد. قرار نیست دگراندیشان در بدنه سیاسی کشور حضور پیدا کنند. از طرفی شما به دلیل باور مشروط و حداقلی از اصل دموکراسی نمی توانید مردم را به دنبال خود همراه سازید. خلاصه گرفتار شدید. دموکراسی نه اسلامی است و نه بومی، باید باورش داشت و برای تحقق آن سخت کوشید. تحریم انتخابات ریاست جمهوری بیشتر منشعب از بی کفایتی مدیران و سیاستمداران به اصطلاح اصلاح طلب و سرخوردگی نسل جوان کشور بود. از ابتدا باید اندیشید در کدام راه پا می گذاریم و آیا می توانیم بدون حرف و حدیث وفادار به آن اصول بمانیم؟ امیدوارم موفق باشید. باز هم برایتان خواهم نوشت.فربد طلایی لندن

شکوری: با نظر شما که دموکراسی نه اسلامی است نه بومی موافق نیستم. آیا دموکراسی یعنی هر نفر یک رای؟ آیا می تواند قیدی هم داشته باشد؟ ایا اگر اکثریت، رای به یک نظام غیر دموکراتیک دادند چه باید کرد؟ در نظام دموکراتیک چه فکری برای آنها که دموکراسی را قبول ندارند باید کرد؟ بنظر من دموکراسی مطلق نه وجود دارد و نه لزوما اگر باشد مشکل گشای همه ملتها ست. ما متناسب با ویژگی های جامعه خودمان باید راهی را که بتواند هم کشور را آباد کند و هم مردم از آن راضی باشند پیدا کنیم.من نمی گویم قانون اساسی بی عیب و نقص است. اشکالات زیادی در آن پیدا شده که باید حل شود . اما آیا می توان چشم انداز مطمئن تر از آن را جامهء عمل پوشاند. بنظر من اگر بگوییم بلی دچار توهم هستیم.

 

فربد طلایی :

جناب شکوری

سلیقه جنابعالی در خصوص پاسخگویی به اظهارات خوانندگان سایت، مرا برآن داشت تا در سحرگاه ابری لندن با این چند خط توجه حضرت عالی رافقط به یکی از دلایل باور به دموکراسی جلب نمایم."اگر بپذیریم که انسان ها برابر زاده شده اند، باید در نتیجه بپذیریم که همگان حق یکسانی در شرکت در حکومت بر خودشان دارند. همچنین از آن جا که انسان ها به حکم طبیعت، آزاد زاده شده اند،حق دارند نسبت به پذیرش اقتدار سیاسی و اطاعت از آن آزادانه رضایت یا مخالفت خویش را اعلام دارند. استدلال اصحاب نظریهء قرارداد اجتماعی مبتنی بر چنین منطقی است. به نظر آن ها، آزادی و برابری مقدمه حق است و حق مقدمه توافق و رضایت است. توافق و رضایت لازمهء قرار داد اجتماعی برای پذیرش قدرت حکومت است و چنین حکومتی همان دموکراسی است." آموزش دانش سیاسی استاد حسین بشریه، توجیهات و نقدهای دموکراسی ص 437

حتماً تصدیق می فرمایید که هر معرفتی محصول تعامل است، پیشداوری و قطعیت در صدور رای موجبات افراط را فراهم می آورد. محترم شمردن حقوق یک انسان زمینه ساز امنیت و آرامش کل جامعه می شود و این مهم ممکن نمی شود مگر با باور به جایگاه ارزنده فرد بشر.
احترام به حق انتخاب فرد، با مرزهای جغرافیایی و رنگ پوست و موجودی بانکی تغییر نمی کند و همه جا در هر جایگاهی فقط یک جور معنی می شود.

شاید دسترسی به معنی این حقوق برای همگان میسر نشود اما شما به خوبی با این درد آشنا هستید. با تشکر فربد طلایی

شکوری: بارش برف و تعطیلی پایتخت فرصتی به من داد تا وقت بیشتری را به وبلاگم اختصاص دهم. هر چند که بدلیل وقت قبلی بیمارانم ناگزیر شدم سری هم به بیمارستان بزنم و کار آنها را هم انجام بدهم. اگر فرصت کنم بسیار علاقمند هستم این نوع کفتگو ها را ادامه بدهم زیرا چون فرصت تامل فراهم است نتیجه آن بهتر از گفتگوهای رودر رو بخصوص در مقابل جمع هست که در آنها اغلب حواشی بر متن غلبه می کند. امروز وقت زیادی گذاشتم تایپ اصولی را یاد بگیرم. اما در مورد مطلب شما. ببینید این مطالب که در کتابها می نویسند حاصل تلاش ها ی ذهنی و تجربه های بشری است و در جای خود بسیار ارزشمند است. اما همهء انها در همه جا یک سان جواب نمی دهند. آنچه اخیراً برای من جالب توجه بود موضوع جانشینی پسر خانم بوتو پس از ترور وی بود. در حالیکه همهء تحلیل گران بوتو را حامل دموکراسی در پاکستان معرفی می کردند این اتفاق در حزب مردم افتاد که با فهم عمومی از دموکراسی همخوانی ندارد. این ویژگی بومی پاکستان است که به این اقدام، علی رغم ظاهر ناپسند آن جامهء وجاهت دموکراتیک می پوشاند. ممکن است بگویید این از نشانه های توسعه نایافتگی است. اگر هست خب هست. واقعیت موظف نیست خود را با پذیرفته های ذهنی ما تطبیق دهد.
سوالاتی که من مطرح کردم هر کدام جای طرح و بحث بسیار دارند.امیدوارم فرصت کنیم آنها را دنبال کنیم.

 

mohammad :

سلام.از شجاعت شما خوشحالم!!! مطمئنا خیلی از مشارکتی ها حجاریان را بیشتر از شما قبول دارند و این حرف ها برای شما
view
خوبی ایجاد نمی کند.از اینکه اینقدر آزاده اید خوشحال باشید!

 

مسجدی :

اقای شکوری من سایت شما را دیدم وبدون توجه به مطلب برای شما ارزوی موفقیت دارم زیرا نوشته های شما باعث دلگرمی دیگر همفکران شما خواخد بود.

 

:

در قبل از انقلاب سعی بسیاری از تحصیلکرده های دیندار بر بدست اوردن اصول مارکسیسم از قران یاتطبیق ان با قران بود .حالا همه به سمت دموکراسی غش کرده اید
باید دانست که پایه این مکاتب فکری بر جدایی دین از سیاست است.این امر پس از یک دیکتاتوری مذهبی در غرب ممکن شده است.
راه حل ان است که یا دوباره سلطنت مشروطه تشکیل شود که نوعی حکومت سکولار است.ویا ولی فقیه به قم برود ومانند ایتالیا یک کشور کوچک به او بدهندودر باقی ایران حکومتی لاییک تشکیل شود
البته در عمل کار سختی است.در مورد اول ملیونها نفر کشته میشوند و در مورد دوم علاوه بر ان خطر تجزیه ایران را تهدید میکند

شکوری: اندیشه امام و آقای خاتمی روزآمد شده انیشه دینی اصیل است و می تواند الگوی مناسبی برای حکومت در کشوری مثل ایران باشد. عالم سیاست همه اش صفر و یک نیست.

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007