دانشجو در زندان !!
محيط دانشگاه از آن جهت كه تعداد زيادي جوان را در كنار هم قرار ميدهد كه از محيط نسبتا بسته و كنترل شده مدرسه وارد محيط باز شده و تجربيات جديد اجتماعي و سياسي كسب ميكنند، ويژگي خاصي دارد.
دانشجويان از شهرهاي مختلف و با فرهنگهاي متفاوت در كنار هم قرار ميگيرند.
در دانشگاههاي دولتي علاوه بر اين در خوابگاه هم شرايط جديدي فراهم ميشود كه افر اد ارتباط بيشتري با يكديگر برقرار كنند.
در شرايط و محيط جديد افراد شكوفا ميشوند، استعدادهاي خود را بروز ميدهند و بهتدريج جذب يكديگر ميشوند و كانونهاي متنوعي شكل ميگيرد. در اين كانونها افراد از بودن در كنار يكديگر لذت ميبرند و همديگر را در آن جهت مشترك افزايش ميدهند.
البته اين ويژگي در همه محيطهاي جمعي وجود دارد و بيش از همه در دانشگاه. يكي از علائق مشترك، موضوعات سياسي و اجتماعي و تمايل به نقشآفريني و اثرگذاري در مسائل مهم و سرنوشتساز است. اين علاقه منجر به ورود دانشجويان به تشكلهاي صنفي – سياسي موجود يا راهاندازي نمونه جديدي از آن است كه با توجه به محدوديتهاي راهاندازي تشكل جديد در دانشگاهها به صورت كانونهاي فرهنگي يا انتشار نشريه بروز مييابد.
به علت سيال بودن جمعيت دانشجويي كه حدود 20 درصد ورودي جديد و همين مقدار فارغالتحصيل در هر سال دليل آن است، تجربيات در اين مجموعهها انباشت نميشود و هر دوره يا نسل دانشجويان مستقلا همه چيز را تجربه ميكنند و طبيعي است در اين شرايط احتمال لغزش و خطا هم بيشتر از مجموعههايي است كه افراد با تجربه در آنها گرد هم ميآيند.
در جوامعي كه داراي نظام سياسي حزبي جا افتاده و شكل گرفته هستند فرصت اثرگذاري سياسي براي دانشجويان معمولا كمتر است و بار سياسي كمتري بر دوش محيطهاي دانشگاهي و دانشجويي تحميل ميشود اما در نظام سياسي ما كه هنوز بيان روشني در مورد نقش احزاب وجود ندارد و فرصت نقشآفريني به احزاب كمتر داده ميشود لذا بهطور طبيعي دانشگاهها سياسيتر شدهاند و دانشجويان ناگزيرند با تجربه كمسياسي نقشآفرين شوند و بار سياسي سنگيني را بر دوش بكشند.
چنين الزام قهري، آزمون و خطاي دوران دانشجويي را بسيار جدي كرده است. همه جوامع اين كاملا پذيرفته است كه بايد به جوان دانشجو مجال تجربهاندوزي داد و نبايد از او به اندازهاي كه از يك فرد فارغالتحصيل يا كساني كه وارد مسووليتهاي اجتماعي شدهاند بابت گفتهها يا حركتهايش بازخواست كرد.
متاسفانه فقدان يك بينش صحيح در نظام امنيتي (غيررسمي در دوران اصلاحات) و قضايي در كشور آنان را دچار يك خطاي فاحش روزافزون ساخته است. برخورد خشن با دانشجويان در 18 تيرماه 78 نقطه آغاز سياه و تاسفباري بود كه در تاريخ اين كشور به ثبت رسيد و متاسفانه تاكنون اثرات و تبعات آن هم در نظام امنيتي و قضايي و هم در بين دانشجويان باقي است.
18 تير ميتوانست يك اشتباه باشد و خاتمه يابد اما نهتنها چنين نشد بلكه ديدگاه موجد 18 تير با تشكيل پرونده براي دانشجويان در محاكم قضايي نهادينه شد و از آن زمان ما شاهد پروندهسازي، بازداشت و برخوردهاي مكرر قضايي با دانشجوياني هستيم كه ممكن است در مسير تجربهاندوزي سياسي خطايي هم مرتكب شده يا نشده باشند.
نظام سياسي كشور بايد آنقدر سعهصدر داشته باشد كه خطاي احتمالي دانشجويان را نيز ناديده بگيرد و نه آنكه خود را با برخوردهاي خشن در منظر دانشجويان كه قرار است پس از فارغالتحصيلي تا 50 سال ديگر در اين جامعه زندگي و فعاليت كنند، كريه و نامهربان جلوه دهد.
زماني در دوران اصلاحات ادعا ميشد كه چون كميتههاي انضباطي با تخلفات دانشجويان و نشريات دانشجويي برخورد نميكند دستگاه قضايي ناچار به برخورد شده است. اين ادعا امروز ديگر به هيچوجه مسموع نيست و كميتههاي انضباطي دانشگاهها بخش بسيار فعال دولت حاضر هستند. در چنين شرايطي بازداشت دانشجويان ديگر هيچ مستمسكي ندارد.
كساني كه حكم بازداشت دانشجويان را امضا ميكنند آيا هرگز به كاري كه ميكنند، دانشجويان، خانواده و همكلاسيهاي آنان انديشيدهاند. براي نظام جمهوري اسلامي وجود حتي يك دانشجو در زندان زيبنده نيست. يك نفر پاسخ بگويد نگهداري دانشجويان در زندان تاكنون چه حاصلي داشته است؟
به ياد دارم در سال 64 به اتفاق ساير اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران به ملاقات حضرت آيتالله خامنهاي كه رئيسجمهور وقت بودند، رفته بوديم. در آن زمان آقاي طبرزدي كه سابقه عضويت در حزب جمهوري اسلامي را داشت تشكل جديدي را به نام انجمنهاي اسلامي دانشجويي در مقابل انجمنهاي اسلامي دانشجويان تشكيل داده بود كه با دفتر تحكيم معارضه ميكردند و ادعاهايي را عليه آن مطرح ميكردند.
ما در آن ملاقات ضمن اظهار ناراحتي از فعاليتهاي او گفتيم دفتر تحكيم از او به دادگاه شكايت كرده است ايشان در پاسخ و با تعجب فرمودند (نقل به مضمون): شما از دستتان در رفت و خطاي بزرگي مرتكب شديد. شما از يك دانشجو به دادگاه شكايت كردهايد. مگر ميشود از يك دانشجو بهخاطر آنچه گفته است به دادگاه شكايت كرد.اين خطا را شما مرتكب شديد و در سابقه شما ثبت شد.
وقتي چنين ديدگاه روشني نسبت به دانشجو در كشور و در اين سطح يافت ميشود دستگاه قضايي بايد پاسخ بدهد چگونه است كه ما شاهد نگهداري تعدادي دانشجو در بازداشت و زندان هستيم كه به فرض ارتكاب خطا نيز بايد مورد گذشت و اغماض قرار گرفته يا حداكثر در كميتههاي انضباطي مورد بازخواست قرار گيرند.
فلسفه تشكيل كميتههاي انضباطي اساسا اين بوده است كه پاي دانشجو به دادگاه و زندان كشيده نشود و بيمحابا براي او در دوره جواني سابقهاي درست نشود كه تا آخر عمر گرفتار آن باشد.
