« دانشجو در زندان !! | اول دفتر | انقلاب فرهنگی- چرا و چگونه آغاز شد »

در باره خودم

حرفه ام پزشکی و تخصصم رادیولوژی است و بعنوان عضو هیات علمی در دانشگاه علوم پزشکی تهران مشغول به کار هستم. علاوه بر کارهای تخصصی و آموزشی در بیمارستان، مدیر اجرایی مجله رادیولوژی ایران هم هستم .مطب ندارم اما فعلا دو تا بعدظهر در هفته، در یک مرکز ام آر آی کار می کنم .فعالیت های سیاسی من عمدتا در جبهه مشارکت و کمی هم در انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران صورت می گیرد..

عضو شورای مرکزی این دو تشکل هستم. در جبهه مشارکت عضو شورای راهبردی انتخابات و در انجمن اسلامی جامعه پزشکی مسئول کمیته سیاسی هستم .
پیشتر نماینده مردم تهران در مجلس ششم بودم، در چهار سالی که در مجلس بودم عضو کمیسیون اصل نود ، عضو هیات رئیسه مجلس (دو سال به عنوان منشی و یک ماه آخربعنوان نایب رئیس )، عضو و نایب رئیس کمیسیون ویژه بررسی لایحه اختیارات رئیس جمهور، عضو و رئیس هیات تحقیق و تفحص حوادث خرم آباد(نشست دفتر تحکیم وحدت)، عضو هیات پنج نفره مجلس در گفتگو با قوه قضائیه ، نماینده فراکسیون مشارکت در هیات رئیسه فراکسیون جبهه دوم خرداد و نایب رئیس آن بوده ام .
تقریبا همزمان با دوره نمایندگی مجلس یک دوره عضو و رئیس شورایعالی نظام پزشکی کشور که نهاد مدنی و صنفی پزشکان کشور است بودم .
قبل از ورودم به مجلس در سال 79، از سال 76 و در زمان دکتر فرهادی مشاور وزیر و مدیر کل بازرسی، ارزشیابی و رسیدگی به شکایات وزارت بهداشت بودم .
در سال 1377 یکی از یکصدوده نفری بودم که جبهه مشارکت ایران اسلامی را تاسیس کردند .از تاسیس جبهه مشارکت تا کنون عضو شورای مرکزی و یک دوره معاون دبیر کل بوده ام .عضویت در دفتر سیاسی، مسئولیت کمیته دانشگاه، مسئولیت کمیسیون احزاب، مسئولیت ستادهای انتخاباتی هشتمین دوره ریاست جمهوری، دومین دوره شوراها، هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی را از طرف جبهه مشارکت و نیز مسئولیت ستاد انتخاباتی دکتر معین در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را بر عهده داشته ام.
چند سال نیز نماینده جبهه مشارکت در شورای هماهنگی جبهه دوم خرداد بوده ام. به نمایندگی از جبهه مشارکت در دومین و چهارمین اجلاس احزاب آسیایی در بانکوک و سئول شرکت کردم و عضو هیات همراه دبیر کل مشارکت ، دکتر سید محمد رضا خاتمی در سفر به لبنان و سوریه که به دعوت حزب الله لبنان و حزب بعث سوربه در سال 81 انجام شد بودم .
در دوران مسئولیتم در وزادت بهداشت بعنوان مشاور وزیر به جلسات شورای فرهنگی اجتماعی و شورای سیاسی اجتماعی وزارت فرهنگ و آموزش عالی دعوت می شدم و پس از آن نیز تا پایان دوره وزارت دکتر معین در این جلسات شرکت می کردم و به همین دلیل از نزدیک در جریان مسائل سیاسی و فرهنگی دانشگاهها و دانشجویان قرار داشتم. همچنین با معاونت دانشجویی وزارت علوم در تدوین آئین نامه تشکل های دانشجویی همکاری نزدیک داشتم .
در زمان انتخابات دوم خرداد 76 نایب رئیس ستاد گروههای خط امام بودم(رئیس، آقای بهزاد نبوی بود ) و در ستاد آقای خاتمی نیزفعالیت داشتم .
در سال 74 به توصیه انجمن اسلامی جامعه پزشکی نامزد انتخابات پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی از تهران شدم و در لیست انتخاباتی گروههای خط امام قرار گرفتم، اما انتخاب نشدم .
بورد تخصصی ام را در سال 73 گرفتم و یکسال دوران طرحم را در دانشگاه علوم پزشکی یزد گذراندم واز آن پس در دانشگاه علوم پزشکی تهران- بیمارستان سینا بعنوان هیات علمی مشغول بکارهستم. دوره تخصصی رادیولوژی را در بیمارستان شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهران گذراندم .
در سال 71 به همراه تعدادی از اعضاء جامعه پزشکی که عمدتا عضو هیات علمی دانشگاهها بودند در تاسیس انجمن اسلامی جامعه پزشکی شرکت داشتم و از آن زمان تاکنون عضو شورای مرکزی آن هستم. مسئولیت کمیته های تشکیلات و سیاسی و نمایندگی انجمن در شورای هماهنگی گروههای خط امام (ره) از جمله فعالیت های من در این انجمن بوده است .
از سال 57 که در رشته پزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شدم تا سال 1373 که دوران تخصصی ام را به پایان رساندم در دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران دانشجو بودم .در سال تحصیلی 68-67 که سال بسیار پر حادثه ای در تاریخ سیاسی کشور بود عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجو یان سراسر کشور(دفترتحکیم وحدت) بودم وم پس از آن نیز تا سال 71 بعنوان ناظر به جلسات شورای مرکزی دعوت می شدم .
بیش از آن سالها بعنوان عضو شورای عمومی دفتر تحکیم ، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران وعلوم پزشکی ، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی که در ابتدا "کانون فعالیت های اسلامی" نامیده می شد فعالیت داشتم .برای اولین بار در اواخر سال 58 بعضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده در آمدم و تقریتا در تمام طول دوره دانشجویی فعالیت سیاسی داشتم. در بخشی از دوران دانشجویی عضو جهاد دانشگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران و مدتی نیز مسئول مالی ، اداری آن بودم .
در زمان جنگ هماهنگ کننده تیم های اعزام اضطراری دانشجویان پزشکی بعنوان پزشکیار به جبهه از دانشکده پزشکی بودم و بعضا نیز با آنها همراه می شدم.
در تعطیلات انقلات فرهنگی مدت 6 ماه در واحد سیاسی اجتماعی وزارت ارشاد و مدت کوتاهی نیزبصورت غیر رسمی در واحد فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت داشتم.
در همین تعطیلات بسیاری از دانشجویان به فکر ازدواج افتادند . من نیز در بهمن ماه سال 60
و در بیست سالگی با خانم صدیقه خدمت که خواهر یکی از دوستانم در انجمن اسلامی و اهل کاشان بود ازدواج کردم و اکنون دارای دو فرزند پسر هستم که در سال های 62 و 67 بدنیا آمدند .محمد دانشگاهش را تمام کرده و مصطفی دانشجوست .همسرم اکنون دندانپزشک و عضو هیا ت علمی دانشگاه است .
چند ماه پس از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در آبان 58 و بدنبال حوادث انقلاب فرهنگی به جمع دانشجویان مسلمان پیرو خط امام پیوسته و تا پایان ماجرا با آنها همراه بودم . پس از تعطیلی دانشگاه در جریان انقلاب فرهنگی در زمره یکصد دانشجویی بودم که در تابستان سال 59 یک دوره سه ماهه آموزشی فیلمسازی دیدند و وارد این عرصه شدند. اما پس از بازگشایی دانشگاهها ارتباط من با این عرصه قطع شد .البته پیش از آن در سال 58 از طریق فعالیت های فرهنگی که با عده ای از دانشجو یان در استادیوم کارگران در خزانه بخارایی داشتیم با " سینمای آزاد " که یک واحد آماتوری وابسته به صدا و سیما بود ارتباط پیدا کرده و با اصول کلی فیلمبرداری آشنا شده بودم .
.
در سال 56 دیپلم طبیعی گرفتم اما از آنجا که هدفم ورود به رشته پزشکی بود بدان موفق نشدم یکسال توقف کردم و رشته ریاضی را نیز خواندم و در کنکور سال بعد موفق شدم .
بدنبال دولتی و رایگان شدن مدارس ملی در سال 54، توانستم در دبیرستان خوارزمی شماره یک که نزدیک دانشگاه تهران بود ثبت نام نمایم و همین باعث شد که بعضا ناظر برخی اعتراضات دانشجویی به رژیم شاه باشم .
پیش از آن در دبیرستان دکتر نصیری و صائب در جنوب تهران درس می خواندم . پدرم، که خدایش رحمت کند، معمم بود وپیش از دولتی شدن مدارس، چند مدرسه ملی که شعارشان " دین و دانش، با هم " بود تاسیس کرده بود و از طریق اداره این مدارس امرار معاش می کرد . او علاوه بر تحصیلات حوزوی در دانشگاه نیز درس خوانده و فوق لیسانس الهیات داشت. من دوران دبستان خود رادر یکی از آن مدارس بنام "نوردانش شماره 2" گذراندم.
بهمن ماه سال 1340 من ششمین فرزند خانواده بودم که در تهران دیده به جهان گشودم و پدرم نامم را علی گذاشت. پس از من یک دختر و یک پسر دیگر نیز بدنیا آمدند تا ما سه برادر و پنج خواهر باشیم که به لطف خدا از لذت دوست داشتن یکدیگر بر خورداریم .
پدرم که مراد و الگو ی اخلاقی من بود، در سال 1381 پس از یک دوره بیماری چشم از جهان فروبست و این در حالیست که غم فقدانش هنوز هم جانم را می خراشد .
نام "گلجه" که برای وبلاگ خود برگزیده ام، نام روستای زادگاه پدرم در استان زنجان است .این نام برای من الهام بخش و هویت زاست . در دوران کودکی و نوجوانی تابستانها چند برهه را درآن روستا بسر برده ام که جمعا چند ماهی بیشترنبود .اما زیبا ترین خاطرات دوران کودکی و نوجوانی من متعلق به گلجه است . صفا ، زیبایی و طراوت زندگی را در دامان طبیعت آن تجربه کرده ام و طبع بی پیرایه وصادق اهالی آن را لمس کرده و از آن توشه گرفته ام. به همین دلیل همیشه خودم را متعلق به آن روستا حس می کنم . تجربه سه ماهه زندگی در آن روستا مرا قادر می سازد که اشعار "حیدربابایه سلام" شهریار را با تمام و جود حس کنم و لذت ببرم. بدلیل همین علاقه اگرچه در تهران بزرگ شده ام و در خانه نیز فارسی صحبت می کرده ایم، زبان ترکی را فرا گرفته ام و میتوانم بدان صحبت کنم

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/1

نظرات

محمد معینی :

سلام. من هم زنجانی ام و شما را هم واقعا دوست دارم! از نام وبلاگتان خیلی خوشم آمد چرا که برایم آشنا بود؛ آشناتر شد! ... بیایید که بمانیم

 

jafar :

باسلام و آرزوي موفقيت،وبلاگ خوبي طراحي كرده ايد،آنچه كه لازم است از سوي دوستان شما و ديگر نيروهاي انقلابي مورد توجه قرار گيرد سوابق درخشان در قبل و بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي به رهبري آن رهبر فرزانه،به نسل جوان معرفي تا، كيد و حربه نابخردان و اتهام نا روا مبني بر مخالفت با دين و يا اصول انقلاب نقش بر آب شود.و هم جوانان و نسل جديد از سوابق درخشان نسل اول و دوم انقلاب آشنا شوند. بدرود عزت زياد

 

محمد حسين ياسين :

سلام
توي روزنامه ها كه محدوديت قلم اجازه حرف زدن رو از كسايي كه بايد حرفهاشون رو بشنويم تا بفهيم دورو برمون چي مي گذره گرفتن ،ولي خوبه كه توي وب هر چه مي خواهد دل تنگت ميتوني بگي!!!
دوست من هم زنجاني!!!!
مطمئن هستم كه خوشحال ميشه ببينه يكي از همشهرياش به شهرش و استانش افتخار مي كنه!!!

 

farzad moshiri :

با سلام و تهیت ،به رغم مرز بندی ومخالفت با آرای شما در خصوص جنبش دانشجویی و تحکیم،ورود شما را به ‏عرصه بلاگستان فارسی تبریک می گویم و توفیقتان را از درگاه احدیت خواهانم.‏

 

رضوان مهدوی ازساری :

باسلام تاسیس وبلاگتان راتبریک میگویم

 

قاسمی :

باسلام از دیدن وبلا گ تان خیلی خوشحال شدم به خصوص از انتخاب نام "گلجه" که برایم واقعا جالب بود. برایتان آرزوی موفقیت روز افزون دارم.من هم یک زنجانی هستم و دوستتان دارم.

 

رئیس دانا :

با سلام ، از آشنائی با شما خوشحال شدم ، خوشحال خواهیم شد به جمع دکتر نصیری بپیوندید .


شکوری: چشم . از دیدن اینکه دوستان دوران دبیرستان دارند همدیگر رو پیدا می کنند و ارتباط می گیرند خوشحال شدم.

 

Mohamadreza :

از خواندن مطالب ساده و شفاف شما لذت بردم و از اينكه با هم خويشيم خوشحالم

 

سید رضا رییس کرمی. :

اقای دکتر شکوری سلام امیدوارم موفق باشید. دکتر رییس کرمی

 

امیر یقین لو :

آقای دکتر سلام :
افتخار همکاری با شما را از ستاد دکتر معین در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری داشتم اما نمیدانستم مثل من به زنجان زادگاه آباء و اجدادمان اینقدر علاقمند هستید که در دنیای مجازی حاضر شده اید خود را با نام آن روستای زیبا معرفی نمائید.بسیار خوشحالم و به داشتن چنین هموطنانی افتخار می کنم(رئیس ستاد دکتر معین در شهرستان شهریار)

 

سجاد اقدامي راد :

سلام، به طور اتفاقي با سايت شما آشنا شدم. کارشناس آب هستم و بر روي پروژه احداث سد گلجه کار مي کنم. در بازديدهايي که از ساختگاه سد داشتيم، من هم طبيعت روستاي گلجه را بسيار زيبا يافتم. برايم جالب بود که يک آشنا در آنجا پيدا کردم. موفق باشيد. در پناه خدا.

شکوری : من هم از آشنایی با شما خرسندم. موفق باشید

 

عبدالمطلب طاهری :

سلام دو سه جلسه ای در زنجان در خدمتتان بوده ام ولی نطقتان درمورد چفیه هیچ موقع ازیادم نمی رود وملا قات مرحوم آیت ا...موسوی امام جمعه فقید زنجان یکی از بهترین و معنویترین خاطراتم با یک معمم می باشد.

شکوری: آیت الله موسوی و به زبان ما حاج میرآقا از روحانیون وارسته و حقیقی بود که متاسفانه استان زنجان ایشان را از دست داد.ایشان از دوستان نزدیک مرحوم پدرم بودند. رحمت خدا بر آنان باد.

 

نقی عبدالجوادی دستجردی :

پس سنده ترک سن.

 

محمدرضا زمانیان :

آقای دکتر سلام، شاید مرا به یاد نیاورید، اما از جنابعالی یک سوال دنباله دار دارم: اگر با اعلام عدم صلاحیت گسترده کاندیداهای چپ روبرو شوید (که احتمالا اینچنین است) چه می کنید؟ در این صورت منافع ملی چه ایجاب خواهد کرد؟ اصولا تعریف منافع ملی از نظر حزب جنابعالی چیست؟

شکوری: در آن مورد همان موقع تصمیم خواهیم گرفت زیرا همه شرایط آن موقع از الآن قابل ارزیابی نیست. ضمنا این به این معنا نیست که به اینگونه مسائل فکر نکرده ایم. همه چیز را هم نمی شود پیشاپیش بیان کرد.منافع ملی نیز ناظر بر منافع سرزمینی، مردمی و حاکمیتی است و هر کدام در جای خود مهم و قابل تشریح هستند . حالا اگر شما سوالتان را ریز کنید در این مجال قابل پاسخ گویی است. من برای پاسخ های مفصل فعلاً مشکل تایپ دارم.

 

م.م.زاده :

بی تردید که زادگاه هر کسی الهام بخش و هویت زاست. اولین راه تسخیر یک ملت جداکردنشان از هویت های پیشینیانش و تحقیر پدرانش در نظر اوست. من هم یک ایرانی مقیم خارج هستم و با تمام وجود تعلق خاطرم را به سرزمینم لمس می کنم. و با تمام وجود از کسانی که به هر نحوی به تحقیر هویت ملت ها و اقوام دیگر دست می یازند متنفرم.و از صممیم قلب آرزوی تحقق شعار «ایران برای همه ایرانیان» را دارم.

 

سيدمحسن موسوي :

سلام آقاي دكتر آرزوي موفقيت و سلامتي برايتان دارم هرچند درمورد مسائل سياسي باشما اختلاف نظردارم ولي از اين كه درعرصه فرهنگي مشغول هستيد خوشحالم .

 

تقی محمدی :

باعث تاسف است که شما در خانه تان فارسی حرف میزدید. آیا بچه هایتان هم حمیت شما را برای یادگیری زبان که نه گنجینه و دریای ترکی دارند؟ نمیدانم

 

امراه شاه محمدی :

باسلام خدمت دکتر شکوری راد
جناب دکتر شکوری از زادگاه تان (گلجه) هزاران سلام دارم وخیلی خوشحالم که نام زادگاه پدری تان را بر روی وبلاگتان گذاشته اید

آی آنا یوردوم وطنیم گلجه
اورگیم ایستیور داغلارین گَزم
سنون شئنوه نِچه بیت شعر یازام
بهار وقتی بولاغلارین جوشاردی
جوتجی لَرین جوت چخاردوب قوشاردی
قویون قوزی مَلشردی قاچاردی
کهلیک لرین داغدان داغا اوچاردی
گل بنفشه بُلاغ اُوتی چخاردی
سیل و سو گلوب اَرخلری یخاردی
تره یِملیک، گل بنفشه تُکلجه
شهرت وارنیدی منطقه ده گلجه
از طرف هم محلی ات امراه شاه محمدی

 

عليرضا منصوري :

ازآشنايي باشما خوشحالم اگرچه همشهري نيستيم اماهموطنيم و همفكر
مطالب جالبي بود
منتظر مطالب بعدي شما هستم
بدرود

 

کریمی :

با سلام منهم با شما همکار هستم(متخصص داخلی)شما که در جامعه اسلامی پزشکان هستید چرا در جذب همکاران ضعیف عمل می کنید

شکوری: من عضو انجمن اسلامی جامعه پزشکی هستم. اگر هر یک از همکاران بخواهند عضو انجمن بشوند باید در استان مربوطه از طریق همان استان به عضویت انجمن در بیایند.

 

ندا فدائي :

سلام،
من امروز مطالب وبلاگتون رو خوندم
هم من هم رويا كلي لذت برديم...

شکوری: ممنون از لطفتون

 

:

من سیدجعفر امینی هستم با شما از یک دیارم

واز دیدن نام مسقط الراس شما خوشحال شدم

 

علي :

من هم از ديدن نام وبسايت شما خوشحال شدم.انصافا خوش ذوقي به خرج داده ايد.

 

حمید :

آقای شکوری هر زمان صحبت یا مقالات شماوبعضی از دوستانتان را می خوانم

بی اختیاری کلمات زشت بر زبانم جاری می شود لطفا حلالم کنید.

شکوری: من حلال می کنم. ولی بدون شوخی و قصد بد خدمتتان عرض می کنم این یک بیماری شناخته شده در روانپزشکی ست که با ید درمان شود. این نوع بیماران گاهی به مقدسات خویش و یا نزدیکان خویش دچار چنین حالتی می شوند.شاخه ای از حالت وسواسی ست. دارو دارد و درمان می شود.

 

حمید :

دکتر جان سلام باز هم از آن حرفای زدی که ....

دکتر رادیو شما را به روانپزشکی چه؟

 

حسام الدين فضيلت :

با عرض سلام
اميد وارم در زمان خفقان هم به روشنگري خودادامه دهيد
به اميد پيروزي اصلاحات

 

:

با سلام . نام روستاي پدرتان را اشتباه نوشته ايد . لطفا اصلاح بفرماييد .
گوللوجه به معني گلزار

شکوری: حق با شماست ولی در مکاتبات اداری نیز همین طور که من نوشته ام می نویسند.تشکر

 

رقیه :

سلام. من هم از دهات اطراف زنجان خاطراتی دارم ، من هم حیدربابا را خوب میفهمم. پدرم دفتر ازدواج داشت و شیرینی عروسی اهالی گلجه را بسیار خورده ام. اگر یک روز نام اوچ تپه را دیدی آن وب سایت من است که به زودی ایجادش میکنم. به امید روز نو و پر از عدل و داد.

خواهر کوچک شما از لندن

شکوری: از آشنائی تان خوش وقتم. منتظر دیدن وبلاگتان هستم.

 

Faraz :

سلام
به قول وبسایت دکتر خزعلی در این مضمون:
چون میدانید باید بنویسید...!

 

قاسم دارابي :

برادر گرامي دکتر شکوري راد من دامپزشک هستم25سال درجهادوکشاورزي خدمت کرده وپنج سال هست که درعرصه توليد دراستان زنجان منطقه خدابندهفعاليت دارم باشما ازسال 74زماني که پسرم ميثم درمدرسه راهنمايي مفيد امتحان داده بود براي پيگيري کار ايشان دربيمارستان شريعتي اشناشدم ويکي ازدوست داران شما بوده وهستم

 

یک دانشجوی اخراجی سال 1360 :

سلام شما به گذشته خودتان مراجعه کنید./

 

مرتضي حبيبي :

سلام دكتر عزيز.
من مرتضي هستم يكي از نوادگان (حبيب ،جدمادري مرحوم پدرتان در گليجه).ساكن تهرانم و طراح گرافيكم .
من تعريف شماو مرحوم پدرتان را به كررات از مرحوم پدرم ( افضل ، فرزند حاج حيدر )شنيده ام . شما افتخار ما(گليجهاي ها ) ،شهرزنجان و ايراني هاي آزاد انديش هستيد و خواهيد ماند.
تبريك مي گم به اين انتخاب زيباي نام سايتتون گليجه، كه اين نشان ازهويت و خودباوريست چرا كه هويت در گرو حفظ اصالت و ريشه و احترام به آنها.
درود بر شما

 

حمید :

با سلام.مانده ام انگشت به دهان که فردی با لیاقت و بلند نظری چون شما چگونه به عضویت هیات علمی دانشگاه در آمده است.از قدیم شما و خانواده محترمتان را می شناسم.واقعا این مطالب نقض را باید در گینس ثبت کرد.عمق نگاه و جامعیت نظرات شما انسان را مجذوب خود می سازد.حقا که عضویت در شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی برازنده شماست.خدارا سپاس که در ایران اسلامی آزاد مردانی چون شما حضوری سبز دارند.

 

علی هدایت - عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت :

با سلام و درود به شما دوست قدیمی
خوشحالم که هم چون گذشته راسخ و پا برجا هستید. دعای خیر همه ایرانیان آزاداندیش بدرقه راهتان! صبح نزدیک است برادر

 

مشارکتی :

اسیرلر دولاشوق گلیب گئتسه ده .. تاریخ اونوتمیاجاق "مرد اوغوللاری" ...
یاشاسون.

 

saeed :

با سلام
من سیاست احزابی که شما فعالیت کردیدرا تا بحال دنبال نکردم ولی با خواندن این متنتان متوجه شدم چقدر انسان بزرگ و لایقی هستید من تبریزی هستم ولی خیلی از ماها به اندازه شما به وطن و زبان مادریمان عاشق نیستیم خدا همراه شما باشد.

 

هانی :

سلام برایتان ارزوی سلامتی می کنم از این که نتوانستید همراه خانواده به سفر حج مشرف شوید خیلی ناراحت شدم شرحش را از سایت جرس خواندم.خیلی از دوستان مشارکتی را از نزدیک زیارت کردم اما توفیق زیارت از نزدیک حضرتعالی را نداشتم امیدوارم تا ان موقع خداوند شما را از شر شیاطین حفظ کند.

 

محمد :

سلام آقای شکوری راد ، بنده به شما واقعا علاقه دارم و هر چی مطالب جدیدتون رو میخونم ، علاقه ام به شما بیشتر میشه ، از جسارت و حریت و آزادگی شما خیلی خوشم میاد ، مخصوصا نامه ای که بعد انتخابات به عبدالله رمضان زاده نوشته بودید و تازه منتشرش کردین و جوابی که به سوال جوانان اصلاح طلب در مورد شرکت در انتخابات مجلس دادین ، برام بسیار شیرین بود و باعث فزونی ارادتم به شما شد که اهل سیاست بازی و بده بستان نیستین - البته مانند خیلی از جونا با بعضی نظرات شما مخالفم ، منظورم نظر شما در مورد آقای خمینی و ارادت شما به ایشونه ، ولی فکر میکنم اقلا عملکردتون نشون میده که آقای خمینی واقعی رو دوست ندارین و یه امام دموکرات و مهربانی که به نظر من ساخته ذهنتونه رو دوست دارین - بگذرم ، اینا حاشیه بود .
اینکه اینجا دارم پیام میذارم دلیلش ایه که تو سایتتون جایی به نام ارتباط با من که آدرس ایمیلتون رو اونجا نوشته باشه ، پیدا نکردم و به اجبار در اینجا حرفام رو نوشتم .
نمیدونم نامه جدید خانم هیلا صدیقی رو به میرحسین عزیز خوندین یا نه ، اگه نخوندین ، خواهش میکنم بخونید . در این نامه ایشون علاوه بر تعریف از آزادگی و استقامت میر سبزمون ، روایت خودشون از حضور میرحسین موسوی در انتخابات و عملکرد ستادهای ایشون و اطرافیانشون رو مطرح کردن و مسائل دیگه ای . من منظورم همین قسمته . ایشون از غرور و احساس بی نیازی اطرافیان و ستاد مهندس نسبت به باقی اصلاح طلبان گفتن . این همون چیزیه که من رو نگران میکنه و برام ایجاد سوال میکنه . تو پاکی و صداقت و تواضع میرحسین هیچ شکی نیست ، اما آیا اطرافیانش هم همین طور بودن ؟ این سوال از اونجا برای من مهمه که اکثرا در تاریخ حرکت های خوب و رهبران موثر و مخلص توسط اطرافیان نابابی که اون رهبران به اونها اعتماد داشتن ، به بی راهه رفته . خواهش میکنم در این مورد کمی به ما توضیح بدین و از نگرانیهای من جوون دل بسته به جنبش سبز کم کنین .
امیدوارم سوالم و نگرانیم رو تونسته باشم به خوبی منتقل کنم . پیشاپیش از لطف شما ممنونم .
با آرزوی ادامه سربلندی و حق طلبی و آزادگی شما و تمام همراهان جنبش سبز

شکوری: دوست عزیز! من حقیقتا متاسفم که عملکرد مسئولین کشور به گونه ای بوده و آنها بگونه ای از امام برای توجیه رفتارهاشون هزینه کرده اند که شمائی که به امثال بنده اظهار علاقه می کنید هم نسبت به ارادت من به امام مسأله دارید. من امام را معصوم نمی دانم ولی نسبت به هر کس دیگری که مقایسه بکنید سالم تر و صادق تر می دانم. چون شما نخواهید پذیرفت من هم ادامه نمی دهم.
در مورد مهندس موسوی و اطرافیانش که گفته شده است نگران کننده بوده اند با شما موافقم.نه مهندس موسوی و نه اطرافیانش انتظار آنچه در این دو سال و دو سه ماه اتفاق افتاد را نداشتند. آنها پس از سالها کناره گزینی وقتی به میدان آمدند و با مردم در ارتباط نزدیک قرار گرفتند روز بروز ظرفیت های بیشتری از خود نشان دادند و مردانه جلو آمدند و زمانی هم که لازم بود بایستند و مقاومت کنند از عهدۀ آن بخوبی برآمدند. حتی بیش از انتظار ما که به هر حال بی ارتباط با آنها نبودیم.
در ستاد ابتدا گاهی ما هم با آنها مشکل داشتیم ولی همۀ آنها حل شد. بخصوص خود مهندس موسوی ظرفیت های شگفتی از خود بروز داد و همه را شیفتۀ خود کرد. او در عین حالی که هویت وابسته به انقلاب اسلامی و امام خود را حفظ کرده است با مقتضیات زمان که امام فرموده بود به آن بی اعتنا نباشیم پیش آمده است.
شما نگران نباشید آقای موسوی و امثال من همان هستیم که می بینید.اگر حرفی بزنیم پای آن می ایستیم و چیزی را که به آن معتقد نباشیم نمی گوئیم. اگر می گوئیم به نتیجۀ رأی مردم پایبند هستیم، هستیم. ممکن است در اقلیت قرار بگیریم در این حال از اعتقادات خود دست برنمی داریم و اگر در اکثریت قرار بگیریم حقوق اقلیت را پاس خواهیم داشت.

 

محمد :

آقای شکوری راد ، الآن انقدر ذوق زده ام که نمیدونم چطوری باید ازتون تشکر کنم ، انتظار نداشتم که فرصت بذارین و به این قشنگی جواب من جوون بی نام و نشون رو بدین . یه دنیا ازتون ممنونم ، خدا از بزرگی کمتون نکنه و همه شما بزرگواران رو برای ما و ایران ما و آینده ایران ما حفظ کنه . بازم ازتون تشکر میکنم .

 

محمد :

سلام آقای شکوری راد ، از دیشب که پیام آخرم رو بهتون ارسال کردم و تقاضام رو مطرح کردم ، بارها به این صفحه سایتتون و به ایمیل خودم سرزدم ، بلکه خبری از شما بشه ، هر بار که ایمیلی وارد اینباکسم شده ، با ذوق بهش سرزدم به این امید که از طرف شما باشه . اما هنوز که از شما خبری نشده . میترسم که تصمیم به نادیده انگاشتن پیامم گرفته باشین . الآن دیگه قبول یا رد پیشنهادم توسط شما برام تو اولویت دوم قرار گرفته ، مسئله ام چیز دیگه ایه : خواهش میکنم نذارین تصویر خوبی که از شما پیدا کردم ، خراب بشه ، اجازه بدین بازم هر وقت اسم شما رو توی خبرها یا مقالات و نوشته های سایت های سبز میبینم ، خوشحال شم و شوق خوندن مطالبتون رو داشته باشم ، نه اینکه خدای نکرده با دیدن اسمتون این فکر تو ذهنم بیاد که این آقایون که حرف و عملشون یکی نیست ، دم از اخلاق و سیاست اخلاقی و شفافیت و مردمداری میزنن ، اما در عمل اخلاق رو زیر پا میذارن . بازم تاکید میکنم که اقلا الآن دنبال پذیرفته شدن یا نشدن خواسته ام نیستم ، فقط خواهش میکنم جوابی - مثبت یا منفی - به من بدین و نذارین تصویر اخلاقی و انسانی ای که از شما و طیفی که شما متعلق به اونها هستین ، در ذهن من هست ، شکسته بشه . فکر کنم قبول دارین که این توقع زیادی نیست . بازم یادآوری میکنم که اگه به هر دلیلی مایل به درج این مطالب من و پاسخ احتمالی خودتون در سایت نیستین ، لطف رو بر من تمام کنین و از طریق ایمیل من رو از جوابتون مطلع کنین و چشم انتظارم نذارین .

شکوری: برایتان ایمیل ارسال کردم

 

محمد :

آقای شکوری راد ، با سلام مجدد و عرض معذرت از زحمات اخیر ، نمیدونم مشکل از کجاست اما من هنوز ایمیلی از طرف شما دریافت نکردم ، خواهش میکنم لطف کنید و دوباره ارسال کنید .
مشتاقانه منتظر ایمیل شما خواهم بود

شکوری: در ایمیل اول حرف اول اسمتان بزرگ نوشته شده بود که دوباره همان را به آدرسی که ارسال کردید فرستادم. آدرستان را از نوشتۀ خودتان کپی کردم. اگر بازهم نرسیده اشکال از آدرس شماست. البته من پاسخ فیلر از اکانت خودم دریافت نکردم.
بهر حال آدرسم را می گذارم خودتان تماس بگیرید
shakourirad_ali@yahoo.com

 

معصومه :

با سلام خیلی از بیان صادقانه و روان شما خوشم امد راستش با بدبینی نسبت به شما خواندن را شروع کردم ولی خوشم امد .ولی خودمانیم اقای شکوری راد اتش پاره ای بوده اید این همه کار را چگونه کرده اید ؟

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007