• عکس
  • دیگر مسجل شد صلاحیت ندارم!
  • آئین توحید، اعتراض به رد صلاحیت
  • داستان محکومیت من
  • در باره خودم
  • ساده کرده ایم
  • حیف!
  • دو مقدمه و یک سوال در مورد آقای جنتی
  • مقدمه ای برای راه اندازی سایت
  • اصل ولایت فقیه، جزء اصول دین است
  • چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود
  • آموزه هایی از سنگ نوردی برای عرصۀ سیاست
  • چفیه نشان چیست
  • آهای! آقای صلواتی
  • این هشدار را جدی بگیرند
  • يادگار دوران اصلاحات
  • صدا و سیما سخنان متفاوت دانشجوی نخبه در حضور رهبری را منتشر کند
  • سهم من در جنبش سبز ملت ایران چیست؟
  • هدیه ای برای طرف آمریکایی
  • انقلاب فرهنگی- چرا و چگونه آغاز شد
  • شکوری راد: جنبش سبز،ائتلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رو است
  • شکوری راد: ما می خواهیم هر کس را که مردم انتخاب کردند بر آنها حکومت کند
  • شكوري‌راد: اصولگرايان حق طلب هم در جنبش سبز حضور دارند
  • شکوری راد: ابعاد سياست زدگي گسترده شده است
  • يادگار دوران اصلاحات
  • تشکیل ساختار جدید مشکلی را حل نمی کند باید رفتارها را عوض کرد
  • شکوری‏راد: اراده‌ای برای حل سوء ظن‏ها وجود ندارد
  • اعتراف مي کنم نمي دانستم
  • شکوری راد: حزب زنده است
  • نیروهای بسیج در این انتخابات گوش به فرمان فرماندهان نیستند
  • سید مصطفی تاج زاده
  • سید مصطفی تاج زاده
  • امام، زیباترین نام
  • امام، زیباترین نام
  • محمد سروش
  • محمد سروش
  • مناظره با آقای ترقی-خبر ایلنا
  • عدالت و آزادی، خواستۀ مشترک چفیه و شال سبز هستند
  • دکتر شکوری راد: همه باید به قانون برگردند و به آن تمکین کنند
  • کسانی که عزت این مملکت را برده اند باید بروند و کسانی باید بیایند که موجب سربلندی مردم و کشور شوند
  • نگرانی موسوی از سوراخ شدن کشتی جمهوری اسلامی بدست دولت نهم است
  • پتانسیل میرحسین فرصت بسیار خوبی برای کشور است
  • خاتمی بهترین گزینه
  • شكوري راد: بازداشت قابل به دليل روحاني بودن اوست
  • شش سال پیش در چنین روزی
  • دانشجو ، گفتمان عدالت، گفتمان آزادی
  • تاملی بر شعارهای جنبش سبز
  • بیانیه جبهه مشارکت دربارۀ ضرورت ابطال انتخابات
  • پاسخی به یک نظر
  • این مقالهء تاج زاده را بخوانید
  • پاسخ به یک نقد ارزشمند
  • رفع تهديد با تقويت دموکراسي
  • شكوري راد و وبلاگ نويسي
  • الهۀ مادر
  • داود
  • من چه شادم امروز
  • برای مهدی کروبی فرزند احمد
  • آنان که رفتند، شهید مسعود هاشم زاده
  • راهپیمائی اعتراضی(2): فاجعۀ کشتار مردم
  • راهپیمائی اعتراضی(1): فرشی از بشریت، دریایی از شعور
  • اهمیت رأی مردم کمتر از خون و ناموسشان نیست.
  • بزرگداشت شهید سید احمد رحیمی
  • مردان بزرگ
  • نظام بهداشت و درمان پر از وصله و پینه است
  •  

    8 بهمن 88

    شکوری راد: جنبش سبز،ائتلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رو است


    اعتماد: مهراوه خوارزمی- با دکتر علی شکوری راد نه از جایگاه حزبی یک عضو شورای مرکزی حزب مشارکت بلکه به عنوان یک اصلاح طلب به گفت وگو نشستیم و البته پلمب دفتر حزب، ما را به گفت وگویی در اتاق کار وی در بیمارستان سینا کشاند. با شکوری راد درباره موضع گیری های اخیر مثلث کروبی، خاتمی و موسوی و تاثیرات آن بر فضای سیاسی کشور و نیز طیف بندی های تازه یی که در جناح اصولگرا به وجود آمده است، صحبت کردیم.

    -به اعتقاد بسیاری وضعیت جدید جریان های سیاسی در حال حاضر با سال های قبل تفاوت چشمگیری یافته است چنان که برخی معتقدند اگر در گذشته ما با یک دوگانه اصلاح طلب و اصولگرا مواجه بودیم اما حالا جریان های تازه یی شکل گرفته اند چنان که شاهد عرض اندام اصولگرایان میانه رو هستیم که ظاهراً در بعضی مواضع پشت سر اصلاح طلبان می ایستند یا آن گونه که نشان می دهد میان این دو جریان نزدیکی مواضع وجود دارد و از سوی دیگر یک اصولگرایی رادیکال وجود دارد که منویاتش حتی مورد قبول «راست سنتی» نیز واقع نمی شود و به گونه یی با یکدیگر تقابل دارند. آیا شما به این جریان ها اعتقاد دارید؟ در این صورت عرض اندام اصولگرایان میانه رو را چگونه و از چه منظری تعبیر می کنید؟خب در پاسخ شما باید اذعان کنم اساساً من اطلاق واژه اصولگرا را برای جناح مقابل اصلاح طلب درست نمی دانم چون اصلاح طلبان اصولگراتر از آنها هستند. اگر اصولگرایی یعنی پایبندی به مبانی، اخلاق، حقوق ملت، قانون اساسی و مبانی نظام جمهوری اسلامی، اصلاح طلب ها به مراتب از اصولگرایان به این مسائل پایبندترند. البته لفظ اصولگرایی چیزی بود که آقای احمدی نژاد به جناح راست هدیه داد. جناح راست که همیشه زیر بار انگ راست بودن و محافظه کاری قرار داشت این عناوین را برای خود نمی پسندید اما اطلاق واژه اصولگرا که با پیدایش احمدی نژاد و طیف او استفاده شد آنها را از زیر بار نامی که همیشه از آن اجتناب می کردند نجات داد. ولی بعدها معلوم شد این عنوان، عنوان صحیحی برای آقای احمدی نژاد نیست اما جناح راست ترجیح می دهد از این نام استفاده کند.

    و به این ترتیب بود که این عنوان را به کل جناح راست اطلاق کردند و الان سعی می کنند بگویند احمدی نژاد اساساً اصولگرا نیست . من فکر می کنم بخشی از جناح راست که به هر حال صادقانه به مبانی و افکار حضرت امام(ره) توجه دارد امروز به میانه روی گراییده است زیرا می گویند این امکان ندارد که بگوییم ما امام(ره) را قبول داریم ولی حاضریم کل یاران امام(ره) را کنار بگذاریم. چگونه می شود اینها را از یکدیگر جدا کنیم بعد عده یی تازه به دوران رسیده، سنگ امام را به سینه بزنند و همه یاران اصلی امام را به انحراف و دوری از مشی و مرام متهم کنند. به همین دلیل آنها اساساً این رویکرد را نپذیرفته اند و فکر می کنند باید در کشوری که جمهوری است دست کم دو جناح سیاسی اصلی وجود داشته باشد و به مرور جناح های فرعی نیز پدید بیایند.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    25 دی 88

    اصل ولایت فقیه، جزء اصول دین است


    مناظره هایی که این شبها با عنوان "رو به فردا" در شبکۀ سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود اگرچه نوشداروی بعد از مرگ سهراب و سهرابهاست اما به هر حال یک قدم رو به جلو حساب می شود. صرافت رئیس و مسئولان صدا و سیما در مورد ضرورت فرصت دادن به صدای معترضان تا از رسانۀ ملی شنیده شود هر چند به دنبال ناتوانی در خاموش کردن صدای آنان پدید آمده است، به هر حال یک اقدام مثبت است. این مناظره ها یک تعامل برد برد است. صدا و سیما از حضور معترضان و اصلاح طلبان در برنامه های خود کسب مشروعیت و اعتبار می کند و مخاطبانی را که از آن رویگردان شده بودند به تماشای خود وا می دارد و معترضان و اصلاح طلبان نیز فرصت می یابند برای مخاطبانی که به اینترنت و ماهواره دسترسی ندارند و تنها کانال اطلاع گیری آنها صدا و سیماست از مظلومیت خود و واقعیت آنچه بر ملت رفته است سخن بگویند و بخصوص تبلیغات یکسویۀ رسانۀ ملی علیه جنبش سبز و رهبران آنها را که طی هفت ماه گذشته یک نفس ادامه داشته است خنثی نمایند.
    در آخرین برنامه که با حضور دکتر اطاعت نمایندۀ مجلس ششم و دکتر زاکانی نمایندۀ فعلی مجلس برگزار شده بود آقای زاکانی حرفهای آقای اطاعت را تکراری خواند اما توجه نداشت که شنیدن این حرفهای به زعم او تکراری برای بینندگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی چقدر تازگی دارد و برای بندۀ نوعی هم که تمام اخبار را دنبال می کرده ام، شنیدن آنها چقدر وجد آور بود. در جلسۀ قبلی مناظره با حضور دکتر کواکبیان، وه که چقدر کیف داشت که یکبار در سیمای جمهوری اسلامی کسی این واقعیت را گفت که جمعیت راهپیمایان 25خرداد از میدان امام حسین بود تا میدان آزادی تا بلکه مخاطب اسیر تبلیغات به این فکر بیافتد که آن جمعیت از جمعیتی که روز نهم دی ماه آمده بودند به مراتب بیشتر بوده است و بفهمد که نسبت دادن آن جمعیت بزرگ به بیگانگان و منافقان امکان ناپذیر است.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    8 دی 88

    چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود

    روز عاشورا نه فقط یک مصیبت بزرگ برای شیعیان در ایران بلکه یک روز ملی عزا برای همه ایرانیان است. این روز نه فقط پس از انقلاب بلکه از قرنها پیش توسط ملت ایران پاس داشته می شده است و حفظ حرمت آن نه فقط توسط حکومت ها بلکه توسط خود ملت و آن هم نه فقط متدینین بلکه حتی بی ایمانها رعایت می شده است. مردم مراسم جشن و شادی خود را بدون هیچ اجباری از طرف حکومت، نه فقط در این روز بلکه در تمام روزهای محرم و صفر که عمدتا به عزای حسین و یارانش تعلق دارد تعطیل می کرده اند. اتهام بی حرمتی به عاشورا توسط جمعی کثیر آنهم با قصد بی حرمتی اساساً بی مورد است و به هیچ بخشی از ملت نمی چسبد.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    28 آذر 88

    آموزه هایی از سنگ نوردی برای عرصۀ سیاست


    یکی از روزهای آخر هفتۀ اردیبهشت سال 58 برنامۀ کوهنوردی هفتگی دانشجویان مسلمان دانشکده پزشکی به آموزش سنگ نوردی در کوههای شمال تهران، جایی بنام "بند یخچال" اختصاص پیدا کرده بود. من هم که دانشجوی سال یک بودم در آن برنامه ثبت نام و شرکت کرده بودم. سرپرست برنامه برادرمحسن از دانشجویان سال بالا بود که بدلیل حضور در دورۀ بالینی و بیمارستان، بطور معمول در طول هفته او را نمی دیدیم. وی فردی جدی و خشک بود. آشنایی من با او در برنامۀ قبلی کوهنوردی "دشت لار" بود. در آن برنامه، ما زیر باران شدید از ادامۀ راه باز مانده بودیم و شب را در مسجد روستای "برگ جهان" با همان لباسهای خیس خوابیده بودیم. من شب تا صبح نتوانسته بودم بخوابم و دچار کسالت شده بودم. صبح هم چیزی نتوانسته بودم بخورم، در سینۀ کش کوه تقریبا بریده بودم و با خود کلنجار می رفتم که چگونه به محسن که سرپرست برنامه بود بگویم من دیگر نمی توانم راه بروم. عقب دار برنامه هم که پشت سر من می آمد مرتب به من نق می زد که سریعتر حرکت کنم. در این حال، محسن ایستاده بود تا ما به او برسیم و رو به من گفته بود برو کولۀ یکی از خواهران، که بنظر می رسید او هم مثل من بریده بود، را بگیر. جرأت نکرده بودم چیزی بگویم. رفته بودم و کولۀ او را هم گرفته و به هر جان کندنی بود همراه گروه تا بالای گردنۀ برفی کوه رفته بودم. محسن در آنجا استراحت داده بود. علاوه بر بی رمقی به شدت تشنه شده بودم مشتی برف برداشته بودم تا در دهانم بگذارم اما او با تحکم من و بقیه را منع کرده بود و گفته بود هیچ کس حق ندارد برف بخورد.


    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    17 آذر 88

    چفیه نشان چیست

    متن ناقص و سانسور شدۀ این یادداشت با عنوان "در بارۀ چفیه" در آخرین شمارۀ روزنامۀ حیات نو ، قبل از توقیف، به چاپ رسیده است

    چفیه انداختن من در هنگام مناظره با آقای ترقی در دانشگاه تهران نوعا بازتاب مثبتی در بین جوانها نداشت. دوستان جوانی که من نظراتشان را دریافت کردم اغلب مناظره را عالی ارزیابی می کردند ولی نسبت به انداختن چفیه، یا سکوت معنا دار داشتند یا صریحاً اظهار تعجب یا نارضایتی می کردند. من این کار را یک بار پیش از این در سال 79 و چهار ماه بعد از شروع به کار مجلس ششم انجام داده بودم که آن زمان با استقبال مواجه شده بود. یعنی بعضی ها خیلی استقبال کرده و بعضی هم سکوت کرده بودند و من با هیچ واکنش منفی مواجه نشده بودم(1). آن موقع بیش از شش ماه بود که مقام معظم رهبری در زیر عبا چفیه می انداختند. تا آنجا که یادم است ایشان پس از انتخابات مجلس ششم مبادرت به انداختن چفیه کرده و تا کنون به این کار ادامه داده اند. تحلیل این بود که ایشان با این کار می خواهند یک عزمی نشان بدهند و یا پیامی برای نیروهایی ارسال کنند که خود را پیرو و فدائی رهبری می دانستند اما با شکست درانتخابات ریاست جمهوری هفتم که ایشان مانع بروز تقلب در آن شده و سپس آن را حماسه نامیدند و انتخابات مجلس ششم که ایشان نقش مهمی در سلامت برگزاری آن داشتند(2)، افشای قتل های زنجیره ای که ایشان آن را محکوم کردند و حوادث بعد از آن و نیز ماجرای حمله به کوی دانشگاه و محکومیت آن توسط رهبری سر خورده شده بودند. نیروهایی که نوعاً در رفتار های گروهی از چفیه به عنوان نماد و علامت خود استفاده می کردند. مردم به یاد می آوردند گروه فشار که با این نماد و با نام انصار حزب الله در آن زمان بسیار فعال بود چگونه با استفاده از امکانات نهادهای عمومی و بخصوص بسیج تمام همت خویش را بکار بست تا خاتمی در دوم خرداد سال 76 رأی نیاورد و سپس همه کار کرد تا مانعی در برابر دولت و مجلس اصلاحات و حرکت اصلاح طلبانۀ ملت باشد. آنها تلاش می کردند خود را مردم بنامند و بنام مردم گروه فشار راه می انداختند. سازمان هرمی آنها قادر بود عده ای جوان چفیه به گردن و موتور سوار را در کوتاه ترین زمان برای بر هم زدن هر برنامه ای به راه بیاندازد و مطمئن نیز باشد که نیروی انتظامی ملاحظۀ آنها را در هر شرایط خواهد کرد و دستگاه قضایی هم اگر به صحنه بیاید به کمک آنها خواهد آمد نه شاکیان. حمله به سینماها، تجمعات قانونی، که تجمع 11 اسفند سال 76 دفتر تحکیم اولین مورد آن بود، حمله به وزرای کشور و ارشاد دولت اصلاحات در نماز جمعه، حمله به تجمع پارک لالۀ دانشجویان، حمله به میهمانان نشست دفترتحکیم وحدت در خرم آباد( آقایان سروش و کدیور) و حمله به کوی دانشگاه و نیز تهدید حمله به مجلس پس از مطرح شدن قانون مطبوعات نمونه هایی از کار های این گروههای فشار بود که نوعاً با استفاده از نماد چفیه انجام می گرفت.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    10 آذر 88

    مناظره با آقای ترقی-خبر ایلنا

    شكوري‌راد:اصلاحات بين دو تيغه راديكاليسم و مانع‌تراشي قيچي شد

    ترقي: بلاهايي كه اصلاح طلبان بر سر ملت آوردند قابل توجيه نيست / شكوري‌راد:چپ جديد وقتي عريان ‌شود معلوم مي‌شود كه همان راست سنتي است.


    ايلنا:هفتمين جلسه از سلسله نشست‌هاي تبيين جايگاه و مواضع شخصيت‌ها، احزاب و تشكل‌هاي سياسي عصر ديروز با حضور حميدرضا ترقي و علي شكوري‌راد در نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري دانشگاه تهران برگزار شد.
    به گزارش خبرنگار ايلنا، در ابتداي اين مناظره كه با موضوع پيامدهاي انتخابات رياست‌جمهوري دهم برگزار شد حميدرضا ترقي گفت: موضوع بحث مسائل بعد از انتخابات ما را با مرور مسائل گذشته با واقعيت حادثه آشناتر مي‌كند.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    عدالت و آزادی، خواستۀ مشترک چفیه و شال سبز هستند

    روز دوشنبه نهم آذر به دعوت نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه تهران مناظره ای در موضوع انتخابات، حوادث پس از آن و راه حلها بین من و آقای ترقی مسئول کمیتۀ بین الملل حزب موتلفۀ اسلامی در سالن اجتماعات نهاد برگزار شد. متن زیر خبر خبرگزاری فارس از بخش اول سخنان من در این مناظره است که مختصری ویرایش عمدتاً نگارشی در آن صورت داده ام.
    در اين مناظره علي شكوري‌راد گفت: در اين چند روز اخير مناسبت‌هاي زيادي وجود دارد كه بی ارتباط با بحث امروز ما نیستند. اولين مناسبت در 5 آذر است كه دو اتفاق خجسته در اين روز اتفاق افتاده است؛ تاسيس بسيج مستضعفان و تاسيس جبهه مشاركت ايران اسلامي. من به مناسبت اين روز چفيه‌اي را كه افتخار داشتم در مجلس ششم و در نطق پيش از دستوربه گردن بیاویزم بار دیگر به گردن انداخته و افتخار می كنم به اينكه در سلک بسيجياني باشم كه آرمان‌هايشان، آرمان‌هاي اصيل انقلاب اسلامي بوده است.
    وي افزود: من به آرمانهاي بسيجياني مانند همت‌ها، باكري‌ها و باقري‌ها كه چكيده خوبي‌هاي يك ملت را با خود داشتند و خلاصه همه خوبي‌هاي يك ملت بودند، اعلام وفاداري كرده و قلبم را به آرمان‌هاي آن شهيدان عزيز كه در زير لواي اين چفيه براي كشور عزت آفريده و محبت ابدي ملت را براي خود خريدند، مي‌سپرم.
    اين عضو شوراي مركزي حزب مشاركت ادامه داد: روز ديگر دهم آذر و روز مجلس است. اين روز سالروز شهادت مدرسي است كه افتخارش اين بود كه در مقابل زور و استبداد ايستاد و ما امروز به وجود مدرس‌هايي كه در شرايط و تنگناهاي ديكتاتوري از زدن حرف حق باز نايستادند، افتخار مي‌كنيم.
    شكوري‌راد افزود: روز 12 آذر سالروز تصويب قانون اساسي است كه بهتر است بگوئيم قانون اساسي مظلوم. به دليل اينكه تمام آنچه كه ملت مي‌خواهد آن است كه قانون اساسي بدون تنازل اجرا شود چراكه قانون اساسي يعني همه اصول آن. نه اينكه يك اصل آنرا بر اصل‌هاي ديگر چنان تحميل كنيم كه آن اصل‌ها از بين بروند. همچنين برخي از اصل‌هاي قانون اساسي كه حقوق ملت است همانقدر با اهميت است كه ساير اصول آن اهميت دارد.
    وي تصريح كرد: من معتقدم كه درد و رنج ملت ما اين است كه كساني كه با راي مردم حاكم شدند تا بر اساس قانون اساسي بر آنها حكومت كنند به اين قانون وفادار باقي نمانده‌ و اصل‌هايي از آن را به فراموشي سپرده اند و فقط برخي از اصل‌ها كه مطابق خواست آنها بود را بالا بردند و اصل‌هاي ديگر را پائين کشیدند.
    اين عضو شوراي مركزي حزب مشاركت گفت: 15 آذر سالروز عيد غدير خم است؛ روزي كه ما افتخار مي‌كنيم كه مولاي متقيان علي (ع) معرفي شد تا عدالت واقعي را به منصه ظهور برساند، مدعيان عدالت در جهان بيشمارند اما فقط علي بود كه عدالت واقعي را رقم زد. در زير سايه حكومت او همه امنيت داشتند چراكه او هرگز كسي را به خاطر مخالفت با انديشه‌هاي او به زندان نينداخت پس اگر كسي از عدالت دم مي‌زند، بايد شبيه به علي باشد.
    شكوري‌راد ادامه داد: روز 16 آذر، روز دانشجو است، روز دانشجوياني كه براي آزادي ايستادند و جان خود را فدا كردند و من براي گراميداشت اين روز شال سبز را كه نماد آزادي‌خواهي ملت ايران است به گردن خود مي‌اندازم تا در كنار اين چفيه قرار بگيرد و نشان دهد كه اين چفيه و شال سبز هر دو يك خواسته دارند، خواسته‌اي كه ملت ما در انقلاب اسلامي مطرح کرد و امروز نيز همان را مي‌خواهد، خواسته آزادي، عدالت و اينكه راي مردم بر سرنوشت خودشان حاكم باشد، خواسته ملت مظلومي كه از مشروطه تاكنون بر آنها تاكيد كرده اند و امروز نیز جنبش سبز ملت ايران بر همان خواسته‌ها پافشاري مي‌كند.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    9 آذر 88

    آهای! آقای صلواتی

    احمدبن محمدبن خالد واو از پدرش و او از ابي عبدالله (ع ) نقل كرده كه قضات چهار دسته اند. سه گروه در آتشند و يك گروه اهل بهشتند.
    1ـ مردي كه به ستم و جور حكم مي كند درحالي كه مي داند حكمش جور است ، بديهي است كه او در آتش است ،
    2ـ مردي كه به ستم حكم مي كند اما نمي داند، جايگاه او هم آتش است
    3 ـ مردي كه به حق قضاوت مي كند اما از روي علم نيست ، جايگاه او هم در آتش است
    4ـ مردي كه از روي علم و به حق قضاوت مي كند، كه فقط جايگاه او در بهشت است
    آیا چنین می پندارید در زمرۀ گروه چهارم هستید و جایگاهتان بهشت است. چنین گمانی نیست. خدا را شاهد می گیرم که نه تنها مخالفانتان، که بخش اعظم ملت هستند، بلکه قاطبۀ آنها که خود را اصولگرا می نامند و از چنین احکامی که صادر می کنید، خشنود می شوند نیز چنین گمانی در بارۀ شما و احکامتان ندارند. آنان که در صدور این احکام امتثال امرشان را می کنید بهتر از همه می دانند که شما در زمرۀ کدامیک از این گروهها هستید. دور نخواهد بود روزی که در پیشگاه حق حاضر باشید، از شما بابت احکامی که صادر کرداه اید سوال شود و شما جوابی نداشته باشید. در آن روز از دست هیچ یک از آنان که امروز حامی و پشتیبان شما هستند کاری بر نمی آید، هیچ کدام به جای شما پاسخ نخواهند داد و جوابی را برای شما آماده نخواهند کرد. شما هستید و حضرت حق و هیچ عذری پذیرفته نیست مگر آن که از خود او برای آن حجتی داشته باشید. در آن روز نه می توان حقی را کتمان کرد و نه می توان ادعا و یا دروغی را حجت قرار داد. نمی دانستم، چاره ای نبود، اگر من نمی کردم دیگری را به این کار وامی داشتند و اختیار را از من سلب کرده بودند هیچ یک پذیرفته نخواهد بود. خودتان باید از تک تک احکامی که صادر کرده اید دفاع کنید و برای آنها اقامۀ دلیل کنید. دلیلی که قابل ارائه به حضرت حق باشد. نه بهانه ای که با تمسک به آن عذر تقصیر بیاورید.
    تردید ندارم که در زمرۀ گروه چهارم نیستید. فکر می کنم خودتان هم در این مورد با من هم نظرباشید. بنابراین خود را در زمرۀ کدامیک از گروههای دیگر می دانید. از بین دو گروه اول، یکی را از نظر بگذرانید. آیا بر خود می پسندید؟ همین طور پنج سال و شش سال و هفت سال برای بهترین بندگان خدا و خدوم ترین مردم و وفادارترین آنها به اسلام و آرمان های اصیل جمهوری اسلامی حکم زندان صادر می کنید می فهمید یعنی چه؟ متوجه هستید؟ خدا به شما رحم کند! خود شما که به خودتان رحم نمی کنید.
    آهای! آقای صلواتی. بر کرسی علی (ع) تکیه زده اید. مواظب باشید.

    7 آذر 88

    الهۀ مادر

    وبلاگ من را هم در همان موج بگیر و ببند پس از انتخابات فیلتر کردند و اگرچه مطالبم را روی وبلاگم می گذاشتم ولی مراجعه به آن محدود بود و آن مطالب عمدتا بر روی سایت های دیگر و بخصوص نوروز خوانده می شد به همین دلیل ارتباطم با خوانندگان محدود شده بود. اخیراً از دومین جدید www.gollejeh.ir بهرمند شده ام که می تواند این ارتباط را دوطرفه کرده وانگیزۀ نوشتن مطالب وبلاگی بیشتری را به من بدهد.
    پنجشنبۀ گذشته خانم مجردی همسر دکتر میردامادی بخاطر زانو درد شدیدی که دارد به بیمارستان سینا آمده بود و قرار بود ایشان را پیش یکی از همکاران روماتولوگ ببرم تا معاینه کرده و دستورات لازم و دارو بدهد. درد های آرتروزی که خوب بشو نیستند فقط باید جلوی پیشرفتشان را گرفت و با دارو تسکین داد. به محض اینکه مرا دید با شوق و ذوق زایدالوصفی خبر داد به بهزاد ده روز مرخصی داده اند و به همین دلیل نگهبانانش رفته اند و می شود در بیمارستان به ملاقاتش رفت و اضافه کرد آقا رضا هم دارد می رود دیدنش. درد زانوهایش فراموشش شده بود وعجله داشت که هرچه زودتر به بیمارستان خاتم برود. پیشنهاد داد تو هم که پزشکی بیا تا الآن که وقت ملاقات نیست ما را هم راه بدهند. مشتاقانه پذیرفتم و پس از ویزیت پزشک مربوطه باهم به دیدار بهزاد رفتیم. علی پسر کوچک ایشان هم با ما آمد.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    4 آذر 88

    این هشدار را جدی بگیرند

    یکی از اقدامات دوراندیشانۀ شهید بهشتی در دستگاه قضایی ایجاد پلیس قضایی بود. آن شهید می دانست که فقدان دانش حقوقی ضابطان قضایی و غرور داشتن اسلحه مانع از رفتار همیشه قانونی آنها خواهد بود. وی از آنجا که می دانست در کشور ما بدلیل فقر فرهنگ رفتار قانونی در مردم و مسئولین، آموزش و فرهنگ سازی نقش مهمی دارد دانشکدۀ علوم قضایی را تأسیس و در آن رشته ای را به عنوان پلیس قضایی دایر کرد.
    قرار بود پلیس قضایی با رعایت الزامات حقوقی و قانونی رفتار با متهمین، فرهنگ لازم را در این زمینه ایجاد نماید(1). متأسفانه تفکر و سلیقۀ کج آیت الله یزدی، پس از ریاست وی بر قوۀ قضائیه که همۀ بنیان های اصیل نهاده شده توسط آن شهید بزرگوار را سوخت، شامل حال پلیس قضائی هم شد. البته فقط این نشد بلکه بجای آنکه ضابطان قضایی حقوقی رفتار کنند بتدریج دستگاه قضایی به سمتی سوق داده شد که پلیسی رفتار کند. ویرانه ای که آقای یزدی تحویل آیت الله شاهرودی داد چنین بود و وا اسفا که ایشان نیز بر این ویرانه بنایی کج ساخت که هر چه بر روی آن بگذارند باز کج خواهد بود. احیای دادسراها بنایی بود که ایشان ساخت اما از ابتدا با نصب قاضی مرتضوی در پایۀ این بنا کاری کرد که اگر تا ثریا هم بالا برود همچنان کج خواهد بود. قاضی مرتضوی که در نقطۀ تماس دستگاه قضایی با ضابطان قضایی نصب شده بود نه تنها از آنها نخواست که قانونی عمل کنند بلکه با رفتارهای غیرقانونی خود به آنها یاد داد که قانون و حقوق مردم را خیلی جدی نگیرند.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007