• دیگر مسجل شد صلاحیت ندارم!
  • آئین توحید، اعتراض به رد صلاحیت
  • داستان محکومیت من
  • در باره خودم
  • ساده کرده ایم
  • حیف!
  • دو مقدمه و یک سوال در مورد آقای جنتی
  • مقدمه ای برای راه اندازی سایت
  • حکمت شهادت دروغ حضرت آیت الله؟
  • با قانون می رقصند!
  • رفع بدعت امام!
  • نتیجه انتخابات بر مبنای دو دو تا ده تا
  • سخنان رهبری در مرقد امام، ضامن پیروزی موسوی
  • برد برای همه با موسوی. باخت برای همه با احمدی نژاد
  • برای تو که دوباره متولد شدی
  • کنفرانس رسانه ای میرحسین و شکست باورهای غلط
  • موسوی، گزینه ای برای همه
  • خاتمی، خاتمی ماند
  • انقلاب فرهنگی- چرا و چگونه آغاز شد
  • نیروهای بسیج در این انتخابات گوش به فرمان فرماندهان نیستند
  • درباره توقیف "یاس‌نو"; رقبای دولتی می خواهند هواداران موسوی را عصبانی کنند
  • شکوری راد: گرم کردن نتنور انتخابات برنامه صدا وسیما نیست
  • گفت‌وگو با علي شكوري‌راد: احتمالاً كروبي به نفع ميرحسين كنار مي‌رود
  • شکوری راد:در خلأ رسانه‌ نهضت سخنرانی برپا کنیم
  • گفتگوی یاری با شکوری‌راد:این خاتمی شفاف‌تر
  • شکوری‌راد: حزب مشارکت از حضور مهندس موسوی استقبال می‌کند
  • خاتمي و موسوي با کارت هم بازي نمي کنند
  • مصاحبه در مورد انتخابات
  • نقش دانشجو در انقلاب
  • سید مصطفی تاج زاده
  • سید مصطفی تاج زاده
  • امام، زیباترین نام
  • امام، زیباترین نام
  • محمد سروش
  • محمد سروش
  • کسانی که عزت این مملکت را برده اند باید بروند و کسانی باید بیایند که موجب سربلندی مردم و کشور شوند
  • نگرانی موسوی از سوراخ شدن کشتی جمهوری اسلامی بدست دولت نهم است
  • پتانسیل میرحسین فرصت بسیار خوبی برای کشور است
  • خاتمی بهترین گزینه
  • شكوري راد: بازداشت قابل به دليل روحاني بودن اوست
  • شش سال پیش در چنین روزی
  • دانشجو ، گفتمان عدالت، گفتمان آزادی
  • اگر چفيه زينت ماست، ما نیز زینت چفیه باشیم
  • بیانیه جبهه مشارکت دربارۀ ضرورت ابطال انتخابات
  • پاسخی به یک نظر
  • این مقالهء تاج زاده را بخوانید
  • پاسخ به یک نقد ارزشمند
  • رفع تهديد با تقويت دموکراسي
  • شكوري راد و وبلاگ نويسي
  • راهپیمائی اعتراضی(2): فاجعۀ کشتار مردم
  • راهپیمائی اعتراضی(1): فرشی از بشریت، دریایی از شعور
  • اهمیت رأی مردم کمتر از خون و ناموسشان نیست.
  • بزرگداشت شهید سید احمد رحیمی
  • مردان بزرگ
  • دوباره به هم رسیدیم
  • مصاحبۀ جعلی خبرگزاری "برنا"
  • دعوت؟
  • در سوگ سعدایی عزیز
  • قابل سرفراز
  • نظام بهداشت و درمان پر از وصله و پینه است
  •  

    11 تیر 88

    حکمت شهادت دروغ حضرت آیت الله؟

    حضرت آیت الله یزدی شهادت داده اند انتخابات اخیر ریاست جمهوری یکی از پاک ترین و سالم ترین انتخابات برگزار شده در تاریخ جمهوری اسلامی ایران است. ضرب المثل مشهوری است که می گوید: گفتی باور کردم. اصرار کردی شک کردم . قسم خوردی مطمئن شدم که راست نمی گویی.
    اما چه ضرورتی و حکمتی وجود داشته است که جناب آقای یزدی علاوه بر اینکه به عنوان یکی از فقهای شورای نگهبان رأی به صحت انتخابات اخیر داده است لازم دانسته چنین شهادتی را با این تأکید تکرار کند. آقای یزدی می داند که نه تنها شهادت خبری ایشان بلکه قسم جلالۀ رسمی ایشان نیز حتی یک نفر از کسانی که به موسوی رأی داده اند را در مورد صحت و سلامت این انتخابات مجاب نخواهد کرد بنابراین خطاب شهادت ایشان باید کسانی باشند که رأیشان مانند ایشان بوده و اکنون گستردگی و شدت اعتراضات به نتایج اعلام شده، آنها را در درستی عمل برگزارکنندگان انتخابات و نیز شورای نگهبان به تردید واداشته است و در نتیجه از آن استقبال نکرده اند. ایشان به عنوان دبیر جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیه قم خوب می داند سکوت مراجع و علمای بزرگ قم چه معنا دارد و از اعتراضات گفته و ناگفتۀ آنها با خبر است.
    به نظر می رسد در این حرکت نیز به جناب گوبلز اقتدا شده است، آنجا که می گوید: دروغ را بزرگ و قاطع بگوئید تا باور پذیر تر بشود. کار خودتان را کرده اید دیگر چرا بر زخم دل مردم نمک می پاشید؟ سلامت انتخابات را از وجود یا عدم وجود و نیزحجم شکایات و اعتراضات می توان سنجید. البته عقل، شواهد و مستندات بسیار هم می تواند کمک کند. راهپیمائی اعتراضی خود جوش چند میلیونی مردم و خون های بناحق ریختۀ شهیدان گواه صادقی بر این معناست که وجدان جامعه انتخابات را صحیح و سالم نمی داند. به همین دلیل است که دوستان خودتان هم نتیجۀ اعلام شدۀ آن را نپذیرفته اند. شهادت شما با پیشینۀ حمایت همه جانبه از احمدی نژاد قرار است چه کسی را مجاب کند؟
    جناب آقای یزدی! خدا و آخرتی هم وجود دارد. آیا حاضرید در این مورد هم شهادت بدهید؟

    6 تیر 88

    با قانون می رقصند!

    از یادها نرفته است که مهمترین شعار آقای خاتمی در دوم خرداد سال 76 قانون و قانون گرایی بود و در رأس قوانین نیز بر قانون اساسی تأکید می شد. همین شعار در آن زمان کافی بود تا آقای خاتمی از سوی کسانی که امروز دم از قانون می زنند متهم به ضدیت با نظام و ولایت فقیه بشود و البته تا آنجا که توانستند این کار را با استفاده از امکانات بیت المال کردند اما اقبال عمومی فراتر از آن بود که کاری از پیش ببرند و ایشان با رأی پاکیزه و بالای مردم به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. آنها به زعم خود ولی فقیه را فوق قانون اساسی تلقی می کردند و تکیه بر قانون را به عنوان فصل الخطاب، معارضه با ولی فقیه می دانستند. بدیهی ست با این مقدمه، محلی از اعراب برای قوانین عادی و موضوعه در برابر ولی فقیه قائل نبوده اند. آنها نه تنها فرمان بلکه اشاره وحتی استنباط خود را از منویات رهبری را برتر و در صورت تعارض، ناقض هر قانونی دانسته و ترک قانون را در این حال نه تنها جایز بلکه واجب می دانستند.
    شعار قانونگرایی خاتمی و رأی پاکیزه و بالای مردم به او موجب شد مخالفان او ناگزیربه "التزام به قانون" که امری عقلانی و معروف بود تفوه کرده و در بیان آن را بپذیرند. آنها از این الزام عصبانی و در صدد چاره بودند. یکی از آنها روزی با عصبانیت به من می گفت: قانونی نشانتان بدهیم که... والبته بعدها نشانمان دادند.
    نه تنها حقوقدانان بلکه حقوق خوانده ها و کسانی که با رسیدگی های حقوقی سرو کار داشته اند و بسیاری ازمردم عادی می دانند و می فهمند که دراختلافات و منازعات حقوقی بین آحاد جامعه طرفین می توانند برداشت های حداکثری به نفع خود از قانون داشته باشند و برای این کار وکیل نیز بگیرند و نهایتاً قاضی باید بر پایه استدلال های قانونی طرفین و برداشت خود از قانون حکم صادر بکند. اما این رویه در دعواهای کیفری صادق نیست و در این گونه موارد که یک طرف دعوا حکومت و طرف دیگر مردم هستند اگر چه یک طرف دادستان و در طرف دیگر یک وکیل قرار می گیرند که هر دو تلاش می کنند از قانون حد اکثر بهره را ببرند. اما بر اساس اصل برائت نهایتاً این دادستان است که باید گناهکار بودن متهم را ثابت کند و در حقیقت، رأی قاضی ابتدائاً بر برائت متهم است مگر خلافش ثابت شود. در چنین دادگاههایی قاضی باید بر اساس برداشت حداکثری از قانون به نفع متهم، حکم صادر کند. غیر از محاکم قضایی در سایر امور نیز این اصل حاکم است یعنی هر جا حق حاکمیت در امر ادارۀ کشور با حق مردم تعارض پیدا کند حق به جانب مردم است مگر خلافش ثابت شود. البته دعواهای حقوقی دستگاههای حکومتی با مردم مانند سایر دعواهای حقوقی رسیدگی می شود.
    اولین اقدام آنها که امروز دم از قانون می زنند در درآوردن چشم قانون، تفسیر موسع و من درآوردی از قانون به نفع حاکمیت و نه به نفع مردم در امور کیفری بود. با کوچکترین بهانه ای آزادی های مردم سلب می شد و وقتی اعتراضی صورت می گرفت، گفته می شد دادستان یا قاضی از قانون اینگونه برداشت کرده است. در معارضۀ بین نهاد مردمی مجلس با شورای نگهبان نیز این نوع مواجهه برقرار شد و شورای نگهبان تا آنجا که توانست به اسم قانون مجلس را در چارچوب سلیقه ای خویش محصور و محدود نمود. بدینوسیله قانون بجای آنکه حامی مردم باشد تبدیل شد به ابزار اعمال زور حاکمیت علیه مردم. به این هم بسنده نکردند که فقط تفاسیر عجیب و غریب از قانون ارائه کنند بلکه در اطلاق عناوین و واژه ها نیز هر کار دلشان خواست کردند. مثلاً قانون برخورد با اراذل و اوباش را به مطبوعات تعمیم دادند و روزنامه ها را تحت عنوان آلت جرم، نظیر چاقو و قمه، توقیف کردند.
    فرض کنید شما از یک چهار راه در هنگام سبز بودن چراغ راهنمایی عبور کرده اید. پلیس شما را متوقف می کند و می گوید چرا از چراغ قرمز عبور کرده ای. می گوئید این سبز است ولی او می گوید نه از نظرمن قرمز است. از مردم شهادت می گیرید این چه رنگی است همه می گویند سبز است. او می گوید از نظر من قرمز است و شما را جریمه می کند. او می گوید نظر مردم برای من حجت نیست. قانون حق تشخیص را به من داده است. به مقامات مافوق او مراجعه می کنید آنها هم تأکید می کنند که قانون به او چنین اختیاری را داده است و حاضر نمی شوند کوری رنگ و یا غرض ورزی او را بپذیرند. در نهایت این شما هستید که باید بپذیرید قانون در مورد شما اجرا شده است. این است آنچه امروز ما را به آن دعوت می کنند.
    آنان قانون را با تفسیربه نفع خویش وارونه کرده اند و هر جا کم آورده اند معانی الفاظ را جابجا کرده اند و اکنون از قانون که در حکم مانعی برای دیکتاتوری صاحبان قدرت بر مردم است، به عنوان مانعی برای حق خواهی مردم استفاده می کنند. می گویند قانون برای جلوگیری از دیکتاتوری است. این را درست می گویند اما این بار قانون به جای آنکه مانعی برای دیکتاتوری صاحبان قدرت باشد، قرار است مانع دیکتاتوری مردم، که همۀ قدرتشان در رأیی ست که به صندوق می اندازند، بر صاحبان قدرت باشد. جالب است! به قول سردار علی فضلی همین را بگیرید بروید تا آخر خط. گرفتید؟ نه، نگرفتید!

    2 تیر 88

    رفع بدعت امام!

    شکل سادۀ حکومت اسلامی بر اساس الگو گیری از صدر اسلام تعیین یک فرد به عنوان خلیفۀ یا امام به صورت نصب یا بیعت خواص بوده و پس از آن همۀ مناصب حکومتی اعم از اجرائی و قضایی بواسطۀ آن فرد تعیین و منصوب می شده اند. مجلس قانون گذاری نیز وجود نداشته و همۀ قوانین توسط خلیفه یا امام بصورت حکم حکومتی تبیین و ابلاغ می شده است. حضرت امام (ره) با طرح نظریه ولایت فقیه که موافقان و مخالفان جدی در حوزه های علمیه داشته و دارد برتشکیل حکومت اسلامی توسط فقیه عادل تآکید کرده و خود نیز مبادرت به تشکیل آن در ایران نمودند. امام بر اساس اعتقاد به تأثیر و اقتضاء زمان و مکان در اجتهاد احکام اسلام و بر اساس دریافت اقتضائات زمان و مکان درشکل حاکمیت اسلام، "جمهوری اسلامی" را به عنوان نمونۀ روزآمد و متناسب با تفکر، انتظارات و معیارهای جامعۀ بشری امروز مطرح کرده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رفراندوم گذاشتند و ملت نیز با رأی بالای خویش آن را پذیرفتند. اساس و ابتنای این نظام بر دو چیز است اسلام و رأی مردم. در حقیقت امام رأی مردم را که تا پیش از آن در نزد علمای اسلام دارای وجه و یا اعتباری در اعمال حاکمیت اسلام نبود به عنوان مبنای تشکیل و استمرار حکومت اسلامی مورد تأکید قرار دادند. این مبنا بر اساس نظر امام در قانون اساسی که خود امری بدیع در حکومت اسلامی بود گنجانده شد و بر آن تأکید شد. بطوری که در قانون اساسی "ابتنای ادارۀ کلیه امورکشور به رأی مردم" تصریح و بر اساس آن چهار نوع انتخابات در نظر گرفته شده است. در آن زمان اگرچه کسانی این کار را بدعت در اسلام می دانستند و هرگز نپذیرفتند که برای حکومت بر مردم به رأی آنها نیازاست اما به حکم مصلحت خویش دم بر نیاوردند و با امام به چالش نپرداختند. از نظر آنها معنی ندارد که حکومت اسلامی قانون اساسی داشته باشد ویا منتخبین مردم که عالم اسلامی نیستند مجلس تشکیل بدهند و قانون وضع کنند. یاجمعی بنام مجلس خبرگان بر عملکرد ولی فقیه که اختیار دار حکومت و کشور و نیز جان، مال و ناموس همۀ مردم است نظارت کنند و از حوزۀ امر و نهی او مستثنی باشند و یا رئیس دولت که قرار است به نیابت از ولی فقیه ادارۀ امور اجرائی کشور را بر عهده بگیرد توسط مردم انتخاب شده و دارای محدودیت دوره باشد. از نظر آنان همۀ افتخار مردم تبعیت از ولایت فقیه است و هر گونه ابراز وجود آنان اگر در راستای شعاع نظرات وی نباشد نشان از نقصان اندیشه و ایمان آنهاست و باید اصلاح شود.
    در انتخابات اخیر نیز برای آنها قابل قبول و یا حتی تصور نبود که رهبری نظام نظر بر تداوم دورۀ ریاست جمهوری فردی داشته باشند و بعد مردم با رأی خود او را نخواهند. از نظر آنها تأمین نظر رهبری از اوجب واجبات است لذا هر واجب دیگری در برابرآن ساقط است. آنان خواست قلبی رهبری را که در خطبه های نماز جمعۀ اخیر آشکار شد از پیش می دانسته یا مفروض می داشته اند و در جهت تأمین آن، استفاده از هر روش و وسیله ای را توجیه پذیر می دانسته اند.
    بخشی از آنها که نزد خویش صادقند چنین فرض گرفته اند که امام، نه بر اساس لحاظ کردن اقتضائات زمان و مکان در اجتهاد خویش از اسلام، بلکه از باب اضطرار و حکم ثانویه برای فرصت یافتن حکومت اسلامی برای استقرار و تثبیت، رأی مردم را مبنای حاکمیت اسلام دانسته اند و اکنون با تثبیت پایه های حکومت آن اضطرار از بین رفته و حکم ثانویه ساقط شده است. از نظر آنها برگزاری انتخابات در حال حاضر امری شکلی و ظاهری برای اجرای قانون اساسی ست تا بعداً تکلیف بدعت قانون اساسی نیز روشن شود.
    بنابراین خیلی عجیب نیست که این روزها در اطراف خود کسانی را هم می بینیم که متدین هستند و به آخرت نیز توجه دارند اما دروغ و تقلب را در انتخابات توجیه پذیر می دانند و از آنچه بر رأی مردم و انتخابات رفت دل نگران نیستند بلکه نگرانی آنها این است که چرا کسانی که از نظر آنها متدین و آخرت اندیش هستند ولو اینکه قلباً به دروغ و دغل در امر انتخابات ایمان دارند به امر واجب تری که اطاعت از ولی فقیه است بی توجهی نشان می دهند و خطبه های نماز جمعۀ وی را فصل الخطاب تلقی نمی کنند.
    کسانی هم هستند که سالها انتظار چنین روزهایی را می کشیدند و اکنون قند در دلشان آب می شود و با خود می گویند این قدم بزرگی برای رفع بدعت امام در وارد کردن رأی مردم در حکومت اسلامی بود، باشد تا روزی که بدعت قانون اساسی را هم بر طرف کنیم و حکومت ناب اسلامی تشکیل بدهیم.

    27 خرداد 88

    راهپیمائی اعتراضی(2): فاجعۀ کشتار مردم

    نزدیک ساعت 8 وقتی به میدان آزادی رسیدیم مملو از جمعیت بود. برخی از جمعیت از باند جنوبی خیابان آزادی در حال بازبودند. ما برای بازگشت به خیابان محمد علی جناح رفتیم. کمی بالا تر از میدان و کمی داخل یک کوچه ساختمان بسیج متعلق به گردان 177 عاشورا دیده می شد که در اطراف آن حالت غیر عادی وجود داشت ومردم متوقف شده بودند. گه گداری صدای تیر اندازی از آن به گوش می رسید. جلوتر که آمدیم یک جوان را دیدم که به قسمت رانش تیر خورده بود و خون از آن جاری بود و فریاد می کشید. او را با سرعت منتقل کردند و بعد عده ای از جمعیت شروع به پرتاب سنگ به نفری که در بالای پشت بام آن ساختمان ایستاده بود و سر اسلحۀ خود را پائین آورده بود کردند. پس از عبور ما از این قسمت صدای تیر اندازی گه گداری به گوش می رسید و ما شاهد انتقال یک مجروح دیگر که تیر به دستش خورده بود و نیز عبور آژیر کشان یک آمبولانس بودیم.
    ساعتی بعد از وقتی که به منزل رسیدم وحوالی ساعت11 خبر شدم که تیر اندازی شدید شده و تعدادی کشته و مجروح به بیمارستان حضرت رسول(ص) منتقل شده اند. به آنجا رفتم. مردم در مقابل درب اورژانس اجتماع کرده بودند و اجازۀ ورود نمی دادند. گفته می شد 8 تا 10 جنازه به آنجا منتقل شده و اسامی سی نفر مجروح که تیر خورده بودند نیز به شیشه چسبانده شده بود. با افسر آگاهی مستقر در اورژانس صحبت کردم. هر چند از دادن اطلاعات خودداری می کرد اما خود بسیار متأثر و ازشدت تیراندازی صورت گرفته شگفت زده بود. به بیمارستان دکتر شریعتی هم سر زدم. یک جنازۀ تیر خورده نیز به آنجا منتقل شده بود. بعداً از بیمارستان سینا هم خبر شدم. آنها هم تعدادی مجروح تیرخورده داشته اند.
    راهپیمائی بسیار آرام مردم بی خود و بی جهت به خون کشیده شد. صبح فردا رادیو اعلام کرد در پایان راهپیمائی بدون مجوز روز گذشته عده ای که بعضاً مسلح بوده اند قصد تصرف یک مرکز نظامی را داشته اند که موجب تیراندازی متقابل شده و هفت نفر از مردم کشته شده اند.
    تردیدی نیست که حملۀ مردم به آن ساختمان که عکس ها و فیلم آن موجود است پس از آن صورت گرفته که از پشت بام آن ساختمان به طرف مردم تیر اندازی شده است. در این هم تردید نیست که بنای نیروی انتظامی و بسیج بر تیر اندازی به سوی مردم نبوده است و فاجعۀ شکل گرفته خارج از کنترل فرماندهان بوده است اما در این هم تردید نیست که نباید همۀ مسئولیت را متوجه نفر یا نفرات تیر اندازی کننده به سوی مردم کرد و مسئولیت مقامات نظامی مافوق را تا ردۀ آخر نادیده گرفت. نیروی پلیس در هر کشوری آموزش های بسیاری می بیند تا بتواند نظم و آرامش را به بهترین وجه و با کمترین خسارت و هزینه برای مردم و حاکمیت برقرار و حفظ نماید. آنها برای مقابله با حرکت های اعتراضی و اغتشاش آموزش های ویژه می بینند تا خود موجب شعله ور تر شدن خشم معترضین نباشند. بسیج چنین آموزش هایی را به نیروهای خود نمی دهد و آنها به سرعت مردم مقابل خود را به صورت دشمن می بینند. بخصوص در این انتخابات که از سازمان ونیروهای بسیج بصورت گسترده در رقابت های انتخاباتی سود جسته شده و آنها خود را یک طرف ماجرا دیده اند. بنابراین گماردن نیروی آموزش ندیدۀ مسلح در مقابل مردم کار خرد ورزانه ای نبوده و نیست. چه بسا نفر یا نفرات مذکور شبهای قبل در قالب نیروهای مردمی موتور سوار و لباس شخصی در تقابل با معترضین در کوچه ها و خیابانها بوده و مملو از خشم نسبت به طرف مقابل بوده اند. وقتی انبوه راهپیمایان به مدت چهار ساعت از برابر چشم کسی که آنها را دشمن یا عامل آن می بیندعبور می کنند او را عصبی و مستعد واکنش فاجعه آمیز مانند روز گذشته می کند. همۀ کسانی که در شکل گیری این تقابل فکری و فیزیکی نقش داشته اند در قبال فاجعه و کشتار دیروز مسئول هستند.

    راهپیمائی اعتراضی(1): فرشی از بشریت، دریایی از شعور

    راهپیمائی آرام حامیان و هواداران مهندس موسوی در روز دوشنبه یک پدیده بی نظیر و شگرف در تاریخ سیاسی ایران بود. در شرایطی که تمامی سایت ها ی حامی بسته و یا فیلتر شده و روزنامه های حامی نیز بسته و یا محدود شده بودند و بحث برگزاری یا عدم برگزاری راهپیمایی به علت عدم صدور مجوز تا آخرین لحظه وجود داشت و مانع دعوت قطعی مردم به حضور گردید و بسیاری نیز به همین دلیل از راهپیمایی باز ماندند، خیل عظیم راهپیمایان که بصورت فشرده در طول مسیر خیابان های انقلاب و آزادی ومسیر های منتهی به آنها شکل گرفت همه را به شگفتی واداشت. فرشی از بشریت در این خیابانها دیده می شد که نظیر آن را جز در مراسم استقبال از امام و نیز تشییع جنازۀ ایشان دیده نشده بود.
    مردم بدون آنکه برایشان تسهیلاتی نظیر اتوبوس و مینی بوس تدارک شده باشد و بدون آنکه در طول مسیر ایستگاههای صلواتی حتی برای آب خوردن برپا شده باشد آمده بودند و طول مسیر را با آرامش و سکوت می پیمودند. آنها نشانه های سبز، عکس هایی از میر حسین ودست نوشته هایی از خواست ها وشعارهایشان را حمل می کردند ودستانشان را به علامت پیروزی بالا گرفته بودند و آرام و با متانت در چارچوب تعریف شده برای مطالبۀ برحقشان حرکت می کردند. اگر در بین راه کسی شعار می داد و یا عامل محرکی برای دادن شعار پدیدار می شد، همگی یکپارچه یکدیگر را به سکوت فرامی خواندند. نیروهای انتظامی با سپر و باطوم، بخصوص در خیابان و میدان انقلاب، بوفور دیده می شدند و علی رغم آنکه شایع شده بود به علت عدم صدور مجوز، دستور تیر داده شده است از جانب مردم حساسیتی نسبت به حضور آن همه نیروی ضد اغتشاش بروز داده نمی شد و بعضاً حتی کلمات مهربانانه بین آنها رد و بدل می شد. در آن فرش از بشریت دریایی از شعور و آگاهی، از هر لحاظ، موج می زد و انسان را به وجد می آورد. همه از اینکه جزئی از این جمعیت بزرگ وباشعور هستند خرسند بودند و به آن می بالیدند.
    در طول مسیر چند مرکز پلیس و بسیج وجود داشت که نیروهای بسیاری با آرایش ضد شورش در آنها مستقر بودند امااز هیچ طرف حساسیتی به یکدیگر بروز داده نمی شد.
    در حوالی خیابان جمال زاده بودیم که مهندس موسوی سوار بر یک اتومبیل شاسی بلند آمد و از داخل دالانی که برای عبور او گشوده شد عبور کرد و جمعیت برای او ابراز احساسات کردند. در مقابل مسجد دانشگاه صنعتی شریف نیز آقای کروبی بر یک بلندی ایستاده بود و مردم برای او و موسوی شعار حمایت می دادند.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    24 خرداد 88

    بیانیه جبهه مشارکت دربارۀ ضرورت ابطال انتخابات


    به نام خدا
    ملت شریف ایران

    حضور با شکوه و دوران ساز شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در روز ۲۲ خرداد، نشانة عزمی ملی برای ایجاد تغییر و نجات ایران از پرتگاهی بود که دولت نهم پیش روی کشور و ملت قرار داده است و می توانست نوید دهندة فردایی روشن برای ایران عزیز باشد.

    ولی با کمال تأسف اعلام نتیجه شگفتی‌آور انتخابات حکایت از سناریوئی از پیش طراحی شده داشت که به هیچ وجه برای مردم قابل تصور نبود و کودتائی انتخاباتی را نشان میداد . همانگونه که در روزهای پایانی تبلیغات انتخاباتی اتفاقاتی به هم پیوسته نگرانی از چنین طرح‌ریزی وسناریو پردازی را دامن می‌زد. توقیف روزنامه‌های حامی مهندس موسوی، قطع کامل شبکه پیامک، اختلال در شبکه تلفن همراه، اخلال در پذیرش نمایندگان ناظر معرفی شده از سوی مهندس موسوی و همچنین ایجاد مانع در اعمال نظارت آنان در شمارش آرا در تعداد زیادی از شعب اخذ رأی، اقدامات ایذایی توسط نیروهای امنیتی علیه ستادهای انتخاباتی مهندس موسوی و عدم ارائه مجوز به همایش‌ها و گردهمایی‌های حامیان ایشان، فیلتیرینگ کامل سایت‌های اطلاع‌رسانی حامی مهندس موسوی در روز انتخابات، قطع کامل شبکه ارتباطی کمیته صیانت از آراء، و در نهایت اعلام عجولانه و دستپاچه نتایج از پیش تعیین شده به همان شکلی که قبل از پایان رای گیری در رسانه های حامی دولت اعلام شده بود همه و همه نشان‌دهندة عزم جدی برای حاکم کردن خواست و اراده اقلیتی اقتدارگرا و قدرت طلب به جای رأی مردم است.

    جبهه مشارکت ایران اسلامی ضمن پوزش از شما ملت ایران از آن جهت که علیرغم همه تمهیدات به سبب قانون شکنی های دست اندکاران انتخابات سو فشارها و تضییقات دستگاه‌های دولت نتوانسته است از رأی شما صیانت و حفاظت نماید اعلام می‌دارد که از نظر این حزب انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تماما مخدوش و غیر قابل دفاع است و لذا از متصدیان امر خواستار ابطال انتخابات، برخورد قانونی با متخلفان و برگزاری مجدد انتخابات تحت نظارت کامل ملت و نمایندگان قانونی نامزدهای انتخابات است.

    همه دلسوزان ایران می‌دانند که این فرایند به هیچ عنوان به صلاح کشور نخواهد بود از این رو از همه آنان می خواهیم که تلاشی ملی را برای توقف این روند، سامان داده و امید و نشاط و همبستگی ملی را به جامعه ایران بازگردانند.

    جبهه مشارکت ضمن اینکه دولت و مسئولین انتخابات را مسئول شرائط بوجود آمده میداند از همه هواداران خود میخواهد با هوشیاری کامل اعتراضات خود را در چارچوب های مدنی ساماندهی نمایند و از اقداماتی که می تواند منجر به تنش و تشنج گردد پرهیز نمایند تا مسئولین وضع موجود نتوانند با ایجاد فضای امنیتی و پلیسی و جو سرکوب اصل مسئله و خواست شما را که ابطال انتخابات است به محاق برند.

    جبهه مشارکت ایران اسلامی
    88/3/24

    اهمیت رأی مردم کمتر از خون و ناموسشان نیست.

    شب گذشته جلسۀ دفتر سیاسی حزب برگزار شد. علاوه بر اعضاء دفتر سیاسی بسیاری از اعضاء شورای مرکزی هم در جلسه حاضر بودند.ابتدا اخبار مربوط به تخلف و تقلب گسترده در انتخابات مرور شد، گزارشی از کمیته صیانت از آراء ارائه شد و بیانیه های آقای موسوی و آقای کروبی مطرح شد.همچنین گفته شد جلسه ای با حضورمهندس موسوی و آقای خاتمی برگزار شده است. همه از بیانیه مهندس موسوی که عبارات محکمی داشت وحکایت از پایداری ایشان در صیانت از آراء ملت بود و عزم ایشان در احقاق حق مردم داشت استقبال کردند. پس از بحث و گفتگو همه اتفاق نظر کردند که باید پشت سر مهندس موسوی قرار گرفت و نباید بگذاریم بین صفوف حامیان میر حسین فاصله بیافتد. دوستان نگران تند روی ها و کند روی ها بودند و قرار شد بیانیه ای صادر شود و در آن ضمن تشریح تخلفات و تقلبات گسترده در انتخابات بر عدم پذیرش نتایج اعلام شده تاکید کنیم. بنا شد فردا شب جلسۀ مشترک دفتر سیاسی و شورای مرکزی در دفتر جبهه برگزار شود. جلسه ساعت 8 تمام شد. من را دعوت کرده بودند که برای جلسۀ شورای هماهنگی ستاد بروم شریف زادگان و مبلغ هم دعوت بودند.ما عازم شدیم. آقای میردامادی و شریعتی ماندند تا بیانیه را تنظیم کنند. بقیه هم در حال رفتن بودند. در بین راه در تقاطع حافظ و طالقانی ازدحام و درگیری بود و یک گاز اشک آور افتاد کنار ماشین ما. در جلسۀ ستاد که در یک محل جدید برگزار شد آقای بهزادیان نژاد اعضاء اصلی ستاد را فراخوانده بود تا در مورد سیر حوادث و موضع مهندس موسوی توضیح بدهد.همه از حوادث خیابانی نگران بودند و خواستار جدیت بیشتر برای احقاق حق و یا ابطال انتخابات بودند. بهزادیان نژاد از عزم راسخ مهندس موسوی برای پیگیری و ایستادگی خبر داد و گفت ایشان خودش هم می خواست به این جلسه بیاید اما شلوغی خیابانها مانع شد.
    پس از جلسه که بیرون آمدیم درگیری ها ادامه داشت. هنوز یک عکس پشت چسب دار مهندس موسوی روی شیشه عقب ماشین من بود. عده ای از جوانها که در حال اعترض خیابانی بودند آمدند گفتند این عکس را بکن! میزنند شیشۀ ماشینت را می شکنند. گفتم کندنش سخت است و شروع کردم با کلید آن را تراشیدن. جوان ها هم ایستادند به صحبت که موسوی چکار می خواهد بکند؟ باید از رأی های ما صیانت بکند. گفتم بیانیه اش را که دیده اید محکم و قاطع بود، گفته نتیجه اعلام شده را نمی پذیرد. گفتند خب چه حاصلی دارد آیا آراء ما را بر می گرداند. چه اقدام عملی می خواهد بکند. گفتم هر اقدام عملی هم بخواهد بشود باید همه خودمان را با موسوی هماهنگ کنیم تا نتیجه بگیریم. خیلی سرخورده و عصبانی بودند.گفتم مواظب باشیم خود زنی نکنیم.سوال کردند آخرش چه؟ آیا انتخابات باطل می شود، رأی ما چه می شود؟ نمی دانستم چه جوابی بدهم. ذهن خودم پر از بهت و سوال بود از این همه بی درایتی که در ادارۀ کشور می دیدم.انتخاباتی که با آن همه شور و هیجان و مشارکت بی نظیر مردم می توانست باعث اعتبار و آبرو برای نظام باشد بخاطر این که مردم آن کس را که مورد نظر بود انتخاب نکرده بودند تبدیل شد به نقطۀ ختم جمهوریت نظام.این همه جوان که در چارچوب گفتمانی مهندس موسوی از امام و نظام دفاع میکردند و از نماد مذهبی سبز استفاده می کردند یکباره پس زده شدند، به انها انگ زده شد، وحالا مشغول اعتراضات خیابانی و در گیری شده اند.
    در برابر روح امام و شهداء شرمنده ایم که نتوانستیم از دستاورد بزرگ آنها پاسداری کنیم. در این انتخابات ما تعداد زیادی رأی اولی های 50 و 60 ساله داشتیم که برای اولین بار به نظام اعتماد کرده بودند و آمده بودند رأی بدهند. بجای آنکه ا ز گسترش چتر نظام بر همۀ مردم خوشحال بشویم دچار ترس و واهمه شدیم و معلوم شد ظرفیت نمایندگی کل ملت وجود ندارد.
    جوانان خوبی بودند اما احساس کردم پاسخ های من برای آنها قانع کننده نیست. احترام کردند و رفتند. من هم به طرف منزل حرکت کردم. در بین راه خیابانها مثل صحنۀ جنگ شده بود آتش ودود و سنگ و مانع در خیابانهای مسیر، بخصوص ولی عصر و بلوار کشاورز فراوان بود. به خانه که رسیدم و کلید را به در انداختم پسرانم آماده و مضطرب به طرفم آمدند که الآن خبر دادند ریخته اند به جبهۀ مشارکت و همه را گرفته اند. داشتیم می آمدیم آنجا. بعد خبر شدم که آقای میردامادی، شریعتی، رمضان زاده و خانم مجردی و تعدادی از جوانها را گرفته اند و برده اند. گفتند بقیه را هم می خواهند بگیرند .بعد خبر دار شدم رضا خاتمی و صفایی وبهزاد نبوی را هم بازداشت کرده اند. صبح خانیکی زنگ زد می خواست ببیند سراغ من هم آمده اند یا نه؟ نمی دانم برنامه شان چیست شاید امروز به سراغ ما هم بیایند. رأیمان را که سوختند، بازداشت و زندان که سهل است اگر خونمان را بریزند و جانمان را هم بگیرند باکی نیست. بهتر از آن است که شرمندۀ مردمی باشیم که به اعتبار دعوت ما آن شور و شوق را پدید آوردند و به پای صندوق های رأی آمدند و اکنون احساس می کنند بازی خورده اند و رأیشان هیچ انگاشته شده است و به آن خیانت شده است. اهمیت رأی مردم کمتر از خون و ناموس آنها نیست. چرا با رأی مردم چنین می کنند؟ آیا کسی هست پاسخی بدهد؟

    23 خرداد 88

    نتیجه انتخابات بر مبنای دو دو تا ده تا


    آنچه به عنوان نتیجۀ شمارش آراء از جانب وزارت کشوراعلام شده و می شود ربطی به انتخابات و آرائی که مردم به صندوق ها ریخته اند ندارد. مردم ظرف روزهای گذشته شاهد رقابت های انتخاباتی و غلبۀ خواستاران تغییر بر طرفداران وضع موجود بوده اند و حضور گستردۀ آنان در پای صندوق های اخذ رأی جز برای تغییر نبوده است. کسانی که برای حفظ قدرت، در مناظره ها دروغ های آشکار و مکرر تحویل مردم داده اند معلوم است امانت رأی مردم را پاس نمی دارند و باز به دروغ پناه برده و نتایجی غیر واقعی اعلام کرده اند. بنظر می رسد آراء موسوی و احمدی نژاد جابجا اعلام شده و آراء رضایی و کروبی به نحو شگفت آوری نادیده گرفته شده است. جز آمار تعداد کل شرکت کنندگان، هیچ چیز نتایج اعلام شده قابل باور نیست مگر اینکه باور کنیم دو دو تا ده تا می شود. اگر این نتیجه به تایید شورای نگهبان رسیده و رهبری نظام آن را بپذیرد، باید این انتخابات را آخرین بار دانست که مردم در آن حضور گسترده داشته اند و پس از آن ما دیگر شاهد انتخابات مردمی نخواهیم بود.
    به شورای نگهبان هیچ امیدی ندارم اما هنوز نمی توانم بپذیرم که ممکن است رهبری نظام مهر تأیید خود را پای نتایج اعلام شده بزنند. دولت بازی باختۀ خود را سه بر هیچ به نفع خود اعلام کرده است. اگر بنا باشد مردم در بازی انتخابات شرکت بکنند ولی در هر صورت سه برهیچ بازنده معرفی شوند از این پس ترجیح خواهند داد در بازی شرکت نکنند چرا که نتیجه ای بد تر از این برای آنها نخواهد داشت. این را همه باید بدانند.
    به هر حال همه منتظر واکنش و اقدام مهندس موسوی هستند تا با هدایت او اعتراض خود را پیگیری کنند.

    14 خرداد 88

    سخنان رهبری در مرقد امام، ضامن پیروزی موسوی

    سخنان مقام معظم رهبری در مرقد امام یادآور سخنان ایشان در دو روز مانده به انتخابات در سال 76 است که شرایط را برای خلق حماسۀ دوم خرداد درآن سال فراهم کرد. نکاتی که ایشان در مورد انتخابات گفتند همگی در جهت مهار آقای احمدی نژاد و هواداران ایشان بود تا فضای انتخابات را بر هم نزنند. رفتار و گفتار آقای احمدی نژاد در مناظره با آقای موسوی آن قدر زشت بود که موجب سرافکندگی ایشان در حضور رهبری و مسئولین نظام که در مراسم حاضر بودند شده بود. ایشان در تمام مدت سخنرانی رهبری سرش را پائین انداخته بود و با اضطراب فراوان انگشتان خود را می مالید. توجهات رهبری شامل ضرورت حفظ حرمت و استخوان بندی نظام در مقدمه، و سپس اینکه نامزد ها و هوادارانشان به یکدیگر تعرض نکنند و با یکدیگر تزاحم نداشته باشند و در آخر اینکه نظر و رأی ایشان را کسی نمی داند و نخواهد دانست نکاتی بودند که ضامن حفظ فضای انتخاباتی موجود بود که در حال حاضر کاملاً به نفع مهندس موسوی است. ایشان با بیانات خود مانع اقداماتی شدند که می تواند نشاط انتخاباتی را از بین ببرد و رعب و وحشت را جایگزین آن کند.
    اصرار ایشان بر مشارکت حداکثری مردم در انتخابات و ضرورتهای آن نیز به بهبود شرایط برای رقبای آقای احمدی نژاد کمک می کند چرا که هر تعداد به رأی دهندگان افزوده شود نسبت رأی آقای احمدی نژاد به کل آراء کاهش می یابد و بر نسبت رأی دیگران افزوده می شود.
    اگر بد اخلاقی های آقای احمدی نژاد و هواداران ایشان که متأسفانه شب گذشته پس از انجام مناظره تلاش نمودند فضای رعب آمیزی را در سطح خیابان های تهران ایجاد کنند مهار شود و فضای انتخاباتی در حد رقابت های تبلیغاتی حفظ شود و بازی رقابت انتخاباتی برهم نخورد می توان کاملآً امیدوار بود که در همان مرحلۀ اول با فاصلۀ اطمینان بخشی موسوی پیروز انتخابات باشد و ما جشن پیروزی را در 23 خرداد برگزار کنیم

    11 خرداد 88

    برد برای همه با موسوی. باخت برای همه با احمدی نژاد

    اگربخواهیم طرف هایی را که چشم به انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران دوخته اند و هر کدام از منظر خویش نفع و ضرری در آن می بینند بر شماریم، می توان به موارد زیر را اشاره کرد: اصلاح طلبان، جناح راست، تودۀ مردم، رهبری و در نهایت کشور ایران در کل و خود نامزد ها بطور مشخص
    ارزیابی گزینه ها برای موارد فوق الذکر چنین است یا می تواند باشد:
    نگرانی اصلی اصلاح طلبان، ادامۀ وضع موجود و تداوم دورۀ احمدی نژاد است. از نظر آنها احمدی نژاد قانون را زیر پا گذاشته و با بی توجهی به نظرات کارشناسی و مدیریت میانی، خود کامگی کرده است. به سند چشم انداز و برنامۀ چهارم بی اعتنایی کرده، تصمیمات خلق الساعه و سطحی گرفته و اقتصاد صدقه ای را بجای اقتصاد توسعه گرا قرار داده است ....اگر چه بخشی از آنها از نامزد اصلاح طلب دیگری حمایت کرده اند اما همانها هم از انتخاب موسوی خشنود خواهند بود زیرا وی اساس اندیشۀ اصلاح طلبی را داراست و در کنار آن قدرت تعامل خوبی با جناح راست معتدل دارد. بنابراین می تواند با کمترین کارشکنی و تنش مواجه شده و شرایط جامعه را برای بسط آزادی های مصرح در قانون اساسی مساعد و امکان فعالیت نهاد های مدنی را فراهم کند. دولت ائتلافی او که در بر گیرندۀ طیف وسیعتری از نیروهای کارآمد جناح ها خواهد بود، ضامن قوی تری برای اجرای قانون در کشور خواهد بود. جناح های مختلف از جمله اصلاح طلبان در دورۀ حاکمیت او با حمایت دولت از حقوق قانونی خود بهره مند خواهند بود و به حقوق یکدیگر احترام خواهند گذاشت. اصلاح طلبان در این حالت برندۀ اصلی هستند چرا که به اساسی ترین اهدافشان خواهند رسید.
    جناح راست و به تعبیر خودشان اصول گرایان که باید اکنون آنها را در دو طیف حامیان و مخالفان احمدی نژاد دسته بندی کرد نیز

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007